به نام خدا
معاونت پژوهش وفن آوري
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان واعتقاد به اين که عالم محضرخداست وهمواره ناظر براعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه دراعتلاي فرهنگ وتمدن بشري ، مادانشجويان واعضاء هيأت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را درانجام فعاليت‌هاي پژوهشي مد نظر قرارداده وازآن تخطي نکنيم :
1- اصل برائت:التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه اي واعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم وپژوهش رابه شائبه‌هاي غيرعلمي مي آلايند.
2- اصل رعايت انصاف وامانت : تعهد به اجتناب ازهرگونه جانبداري غيرعلمي وحفاظت ازاموال ، تجهيزات ومنابع دراختيار
3- اصل ترويج : تعهد به رواج دانش واشاعه نتايج تحقيقات وانتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير ازمواردي که منع قانوني دارد
4- اصل احترام : تعهد به رعايت حريم‌ها وحرمت‌ها درانجام تحقيقات ورعايت جانب نقد وخودداري ازهرگونه حرمت شکني .
5- اصل رعايت حقوق : التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان ، حيوان ونبات ) وسايرصاحبان حق .
6- اصل راز داري : تعهد به صيانت ازاسرار واطلاعات محرمانه افراد ، سازمان‌ها وکشوروکليه افراد ونهادهاي مرتبط با تحقيق .
7- اصل حقيقت جويي : تلاش درراستاي پي جويي حقيقت و و فاداري به آن ودوري ازهرگونه پنهان سازي حقيقت
8- اصل مالکيت مادي ومعنوي : تعهد به رعايت کامل حقوق مادي ومعنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
9- اصل منافع ملي : تعهد به رعايت مصالح ملي و درنظر داشتن پيشبرد وتوسعه کشور درکليه مراحل پژوهش.
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
پايان نامه (يا رساله) براي دريافت درجه بسيار خوب
در رشته تربيت بدني و علوم ورزشي گرايش فيزيولوژي ورزشي
عنوان
رابطه بين ترکيب بدني،عوامل آمادگي جسماني و ميزان فعاليت بدني دانشجويان دختر دانشگاه پرديس الزهرا سمنان
استاد راهنما(استادان راهنما)
دکتر روح ا.. حق شناس گرگابي
استاد مشاور(استادان مشاور)
دکتر نعمت ا… نعمتي
نگارنده
رقيه خرميان
9/7/1393
نمونه فرم تصويب نامه
يرفع الله الذي آمنوا منکم و الذين اوتوالعلم درجات
قرآن کريم
كارشناسي ارشد خانم رقيه خرميان
با عنوان رابطه بين ترکيب بدني، عوامل آمادگي جسماني و ميزان فعاليت بدني دانشجويان دختر دانشگاه پرديس الزهرا سمنان
در جلسه مورخ 9/7/1393 تحت نظارت شوراي پايان نامه متشكل از استادان زير با درجه بسيار خوب و نمره 75/17 مورد تأييد قرار گرفت .
1- استاد ( استادان) راهنما : نام و نام خانوادگي دكتر روح ا…. حق شناس امضاء
2- استاد ( استادان) مشاور: نام و نام خانوادگي دكتر نعمت ا… نعمتي امضاء
3- داور داخل گروه : نام و نام خانوادگي دكتر طاهره باقرپور امضاء
دكتر شهرام رضوان بيدختي
معاون پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
با درود فراوان به روح پر فتوح پدر بزرگوارم عباسعلي خرميان
سپاس بيکران بر همدلي و همراهي و همگامي مادر دلسوز و مهربانم
که سجده ي ايثارش گل محبت را در وجودم پروراند و دامان گهربارش لحظه‌هاي مهرباني را به من آموخت.
اين پايان نامه را ضمن تشکر و سپاس بيکران و در کمال افتخار و امتنان تقديم مي نمايم به:
همسر مهربانم و فرزندان دلبندم که در تمام طول تحصيل همراه و همگام من بوده است .
شکر شايان نثار ايزد منان كه توفيق را رفيق راهم ساخت تا اين پايان نامه را به پايان برسانم .
ازاستاد فاضل وانديشمند جناب آقاي دكتر روح ا… حق شناس به عنوان استادراهنما که همواره نگارنده را موردلطف ومحبت خودقرار داه اند،کمال تشکررادارم
تقدير وتشكراز استاد فرهيخته و فرزانه جناب آقاي دکتر. نعمت ا… نعمتي که با نکته‌هاي دلاويز و گفته‌هاي بلند ، صحيفه‌هاي سخن را علم پرور نمود و همواره راهنما و راه گشاي نگارنده در اتمام واکمال پايان نامه بوده است.
باراالها به من کمک کن تا بتوانم اداي دين کنم و به خواسته ي آنان جامه ي عمل بپوشانم .
پروردگارا حسن عاقبت ، سلامت و سعادت را براي آنان مقدر نما .
خدايا توفيق خدمتي سرشار از شور و نشاط و همراه و همسو با علم و دانش و پژوهش جهت رشد و شکوفايي ايران کهنسال عنايت بفرما.
با سپاس بي دريغ خدمت دوستان گران مايه ام خانم‌ها عذرا احمدي – مريم اعواني- طيبه ناظميان وآقاي عبدالمحمد شاهي كه مرا صميمانه و مشفقانه ياري داده اند.
و با تشکر خالصانه خدمت همه کساني که به نوعي مرا در به انجام رساندن اين امر مهم ياري نموده اند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه شماره صفحه
چكيده 1
فصل اول: مقدمه پژوهش
1-1- بيان مسئله 3
1-2-ضرورت انجام پژوهش 6
1-3-اهداف و فرضيه‌هاي پژوهش 8
1-4-متغيرهاي پژوهش 8
1-5-تعريف اصطلاحات 9
فصل دوم : ادبيات پژوهش
2-1-مقدمه 12
2-1- مباني نظري 12
2-1-1- تركيب بدني 16
2-1-2- آمادگي جسماني 16
2-1-3- استقامت قلبي و عروقي 18
2-1-4- انعطاف‌پذيري 20
2-1-5- چابکي 22
2-1-6- استقامت عضلاني 24
2-1-7- فعاليت بدني 25
2-2- مروري بر تحقيقات گذشته 26
2-2-1- پژوهش‌هاي صورت گرفته در داخل کشور 26
2-2-2- پژوهش‌هاي صورت گرفته در خارج کشور 32
فصل سوم : روش شناسي پژوهش
3-1-مقدمه 37
3-2- روش پژوهش 37
3-3- جامعه، نمونه و روش نمونه گيري 37
3-4- متغيرهاي پژوهش 38
3-4-1- شاخص توده بدني (BMI) 38
3-4-2- نسبت محيط كمر به محيط باسن (WHR) 39
3-4-3- تست كوپر (12 دقيقه دور دويدن) 39
3-4-4- تست انعطاف پذيري 41
3-4-5- تست چابكي ايلينويز41
3-4-6- تست دراز نشست 42
3-4-7-پرسش نامه بين المللي فعاليت بدني………………………………………………………………………….43
3-5- ابزارهاي پژوهش 44
3-6- شيوه اجراي پژوهش 44
3-7- روش‌هاي آماري تحليل داده‌ها 45
فصل چهارم : يافته هاي پژوهش
4-1-مقدمه 47
4-2- يافته‌هاي توصيفي 47
4-3- يافته‌ها استنباطي 51
4-4- يافته‌هاي جانبي 53
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري
5-1 مقدمه 57
5-2- بحث و نتيجه گيري 57
5-3- پيشنهادات پژوهش 64
منابع 66
ضمايم 73
فهرست جداول
عنوان صفحه شماره صفحه
جدول 3-1- تفسير شاخص توده بدني38
جدول3-2- تفسير اعداد به دست آمده از نسبت محيط كمر به محيط باسن39
جدول3-3- تفسير دادههاي حاصل از آزمون 12 دقيقهاي كوپر40
جدول 4-1- شاخصهاي توصيفي مربوط به اطلاعات دموگرافيك و تن سنجي آزمودنيها48
جدول 4-2- شاخصهاي توصيفي مربوط به فاكتورهاي آمادگي جسماني49
جدول 4-3- توزيع فراواني با توجه به سطح فعاليت بدني آزمودنيها50
جدول-4-4- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با BMI51
جدول-4-5- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با BMI51
جدول-4-6- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با استقامت قلبي عروقي52
جدول-4-7- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با انعطافپذيري52
جدول-4-8- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با چابكي52
جدول-4-9- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با استقامت عضلات شكم……………53
جدول-4-10- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با استقامت قلبي- عروقي..53
جدول-4-11- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با انعطافپذيري54
جدول-4-12- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با چابكي54
جدول-4-13- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با استقامت عضلات شكم54
جدول-4-14- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با استقامت قلبي- عروقي…55
جدول-4-15- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با انعطاف پذيري.55
جدول-4-16- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با چابكي..55
جدول-4-17- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با استقامت عضلات شكم..55
فهرست نمودارها
عنوان صفحه شماره صفحه
نمودار 4-1- توزيع فراواني با توجه به سن آزمودنيها47
نمودار 4-2 – توزيع فراواني دانشجويان بر اساس شاخص توده بدني48
نمودار 4-3 -توزيع فراواني دانشجويان بر اساس نسبت دور كمر به دور باسن 49
نمودار4-4 توزيع فراواني با توجه به سطح فعاليت بدني آزمودني‌ها(درصد فراواني) 50
چكيده:
پژوهش حاضر با هدف تعيين رابطه بين سطح فعاليت بدني ، عوامل آمادگي جسماني و ترکيب بدني دانشجويان دختر دانشگاه پرديس الزهرا (فرهنگيان)سمنان انجام گرديد.
در اين مطالعهي مقطعي، جامعه تحقيق شامل كليه دانشجويان دختر پرديس الزهراي دانشگاه فرهنگيان استان سمنان بود كه از اين ميان 177 نفر به صورت تصادفي جهت انجام پژوهش انتخاب شدند. بعد از انجام معاينات پزشكي و تكميل فرم رضايتنامه، قد و وزن جهت محاسبه شاخص تودهبدني، نسبت دور کمر به دور باسن،عوامل آمادگي جسماني مانند استقامت عضلاني (درازونشست)، انعطافپذيري (خمش به جلو)، استقامت قلب و عروق (تست كوپر) و چابکي (تست ايلينويز) افراد مورد آزمون قرار گرفت. اطلاعات مربوط به ميزان فعاليت بدني افراد نيز با استفاده از پرسشنامه فعاليتبدني فرم كوتاه جمعآوري گرديد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماري SPSS 21 و با محاسبه شاخصهاي آمار توصيفي و آزمونهاي همبستگي پيرسون و اسپيرمن در سطح معنيداري (05/0>P) تجزيه و تحليل شد.
يافتهها: بر اساس نتايج بدست آمده دانشجويان شركت كننده در سنين 19 تا 25 سال بودند و شاخص تودهيبدني اين افراد بين 23/16 تا 76/39 قرار داشت. سطح فعاليت بدني دانشجويان استقامت قلبي- عروقي (17/0=r و 01/0=p) با چابكي (19/0-=r و 009/0=p) و استقامت عضلات شكم (17/0=r و 01/0=p) رابطه معنيداري را نشان داد درحالي كه بين سطح فعاليت بدني با تركيب بدني و ديگر شاخصهاي آمادگي جسماني افراد هيچ رابطه معنيداري مشاهده نشد. نتايج اين تحقيق نشان داد بين شاخصتوده بدني افراد با استقامت قلبي – عروقي (27/0-=r و 001/0=p)، چابكي (195/0=r و 009/0=p) و استقامت عضلات شكم (28/0-=r و 001/0=p) رابطه معني‌داري وجود دارد. ولي رابطه آن با انعطافپذيري معنيدار نميباشد. اين در حاليست كه نسبت دور كمر به دور باسن فقط با استقامت عضلات شكم رابطه معنيداري را نشان ميدهد (17/0-=r و 02/0=p) و رابطه آن با ديگر شاخصهاي آمادگي جسماني از لحاظ آماري معنيدار نميباشد.
نتيجه گيري: تحقيق حاضر نشان داد شاخص توده بدني و سطح فعاليت بدني با برخي از شاخصهاي آمادگيجسماني ارتباطي قوي دارند اين درحاليست كه سطح فعاليتبدني دانشجويان و تركيب بدني آنها هيچگونه ارتباط آماري را نشان نداد.
واژگان كليدي: آمادگي جسماني، ترکيب بدني، فعاليت بدني، دانشجويان دختر
1-1-بيان مسأله:
پيشرفت‌هاي شگرف در فن‌آوري و ماشيني‌شدن زندگي از ويژگي‌هاي دنياي مدرن امروزي است. پيامد ماشيني شدن زندگي، فقر حركتي بوده كه از ديدگاه تندرستي از مهمترين مشكلات بشر امروزي است. كم‌تحركي يا بي‌تحركي يك مشكل سلامت عمومي‌جهاني و عامل خطر اصلي براي افزايش فشارخون، افزايش قندخون، چربي خون غير طبيعي، اضافه وزن، چاقي و بيماري‌هاي مزمن عمده مانند بيماري‌هاي قلبي و عروقي، سرطان و ديابت مي‌باشد (نوري و همكاران، 1391). از طرف ديگر ميزان بي‌تحركي در همه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بالا است. معدود پژوهش‌هايي كه در ايران انجام يافته نيز حاكي از بالا بودن ميزان بي‌تحركي در كشور ما مي‌باشد (نوري و همكاران، 1391). به عنوان مثال براساس نتايج مطالعه صورت گرفته ميزان كم‌تحركي در جمعيت شهري استان يزد 8/65% (در مردان 6/81% و در زنان 4/54%) برآورده شده است (متفكر و همكاران، 2007).
از فعاليت جسماني مي‍توان به عنوان يک راهبرد موثر توصيه شده در تحرک عمومي‌براي افزايش توده عضلاني بدن و توده استخواني، همزمان با کاهش توده چربي استفاده کرد و وضعيت سلامت عمومي‌افراد را افزايش داد. در سال‌هاي اخير محققان فعاليت بدني را از اولويت‌هاي سلامت عمومي‌دانسته و بيان داشتند فعاليت بدني كافي و منظم از عوامل اصلي حفظ و ارتقاي سلامت در سراسر دوره زندگي است (كوسينس و همكاران1، 2010). آنها همچنين كم تحركي را به عنوان يكي از عوامل خطر آفرين چاقي معرفي كرده و نسبت به رشد آن در جوامع بشري هشدار دادند (گالبردس و همكاران2، 2003). كارشناسان تغذيه و پزشكي پيشبيني كردهاند در صورتي كه شيوه زندگي افراد تغيير نكند تا سال 2015 ميلادي شمار افراد چاق از مرز 3/2 ميليارد نفر هم بگذرد. عوامل مختلفي مانند شيوه نامناسب زندگي، مدرنيزه شدن و توسعه شهرنشيني و پايين بودن سطح آمادگي جسماني ممکن است با شيوع چاقي در ارتباط باشد (نوري و همكاران، 1391).
از طرف ديگر امروزه براي جوامع انساني به اثبات رسيده است كه سازگاري بهتر با محيط، نياز به تعادل آمادگي جسماني و تركيب بدني در فرد دارد و چنانچه افراد از نظر وضعيت جسماني و تركيب بدني، شرايط مساعدي نداشته باشند، معمولاً گوشه گير، بدبين و منزوي ميشوند و به عبارتي از تعادل رواني مناسبي برخوردار نخواهند بود(حاسل و بلدسن3، 1991).
تحقيقات اخير نشان مي‌دهد که تمرينات مناسب و مستمر موجب افزايش ميزان قدرت، استقامت عضلاني، استقامت قلبي-تنفسي، انعطاف‌پذيري و کاهش چربيهاي بدن ميشود و حذف و کنار گذاشتن آن به ويژه در سنين کودکي و نوجواني، اندام حياتي را دچار ضعف و ناتواني، ناکارآمدي، محدوديت حرکتي و خستگي زودرس مي‌نمايد (گائيني و معيني، 1380).
فعاليت ورزشي در بهبود سلامت جامعه تاثير بسزايي دارد. بنابراين جهت بالا بردن کيفيت و شيوه زندگي، فعاليت بدني بايد به صورت منظم و با شدت مناسب انجام گيرد (اعتماد و اسماعيل نسب، 1391).
با وجود باور عمومي‌در مورد تأثير فعاليتهاي روزانه بر تركيب بدني افراد، پژوهشهاي مختلف نتايج متفاوتي را گزارش كردهاند. رابكين و همكاران4 (1997) نشان دادند که بين فعاليتبدني و BMIرابطه معکوس معني داري وجود دارد. اما زاليلا5 و همكاران (2006) با مقايسه سطح فعاليت بدني نوجوانان 11 تا 15 ساله مالزيايي در سه گروه لاغر، طبيعي و اضافه وزن هيچگونه تفاوت معنيداري را مشاهده نكردند. ‌هاساپيدو و همكاران6 (2006) نيز اختلاف معنيداري در ميزان فعاليت بدني نوجوانان ساكن در شمال يونان در دو گروه افراد با وزن طبيعي و چاق مشاهده نكردند. اگر چه نژاد و محيط ميتواند بر نتايج اين پژوهشها اثرگذار باشد اما يافتههاي پژوهشگران داخلي نيز در اين زمينه با يكديگر مغايرت دارد (بروغني و همكاران، 1389).با توجه به اهميت موضوع، ارزيابي تركيب بدني به منظور تعيين ميزان مطلوب آن جهت سالم زيستن و شادابي، از اهميت بالايي برخوردار است (عليپور و حجتي، 1393). با توجه به اين كه شاخص‌هاي پيكرسنجي تحت تأثير عواملي مانند جنس، سن، قوم ونژاد، فرهنگ اجتماعي و وضعيت اقتصادي هستند و با توجه به خطرات ناشي از آمادگي جسماني پايين و ناهنجاري‌ها، تركيب بدني در تندرستي افراد و به طور كلي جامعه، براي برخورداري از يك جامعه سالم و شناخت زمينه‌هاي خطرزا ضروري به نظر مي رسد (ضيائي و همكاران، 1386). ترکيببدني عامل مهمي در تندرستي و آمادگي جسماني است. تركيب بدن توسط اندازهگيري فاکتورهاي مختلف، مثل شاخص توده بدن ((BMI و نسبت محيط لگن به محيط شکم ((WHR که نشان دهنده چاقي شکمي است، تعيين مي گردد (خليلي و همكاران، 1379).
همچنان كه پژوهشگران از ارتباط بين فعاليتبدني و تركيب بدن سخن گفتهاند، شاخص مهم ديگر سلامتي يعني آمادگي جسماني افراد را نيز به چالش كشيدهاند. به عنوان مثال جكوئلين و همكاران (2014) گزارش كردند در هر دو گروه زنان و مردان رابطه معكوسي بين زمان غير فعال بودن و آمادگي قلبي و عروقي افراد وجود دارد. آيكزو و همكاران (2013) نيز بر تأثير موقعيتهاي فعاليتي افراد در طول روز با شاخصهاي آمادگي جسماني تآكيد كردند. اين در حاليست كه برخي ديگر از پژوهشها نتايج كاملا مغاير را ارائه دادهاند به عنوان نمونه رحمانينيا و همكاران (1389) بين آمادگي جسماني و ساعات تماشاي تلويزيون و انجام بازيهاي رايانهاي ارتباطي مشاهده نكردند. داسيلوا و همكاران (2005) نيز گزارش كردند بين سطح فعاليت و آمادگي جسماني زنان ارتباط معنيداري وجود ندارد.
اگرچه رجبي (2006) در پژوهشي گسترده با بررسي 2240 دانشجو از شش دانشگاه بزرگ كشور اعلام كرد دانشجويان ايراني از نطر متغيرهاي تركيب بدني در وضعيت نسبتا مطلوبي قرار دارند اما در همان پژوهش تأكيد شد دختران شرايط نامطلوبتري به لحاظ تركيب بدني و آمادگي جسماني نسبت به پسران تجربه ميكنند و بنابراين فقر حركتي در دختران ميتواند نگران كننده باشد. در اين ميان سلامت دختران دانشجوي دانشگاه فرهنگيان با توجه به نقش مستقيمي‌كه در پرورش جسم و روح كودكان و نوجوانان آينده اين سرزمين دارند از اهميت ويژه اي برخوردار است.
با توجه به وجود پژوهشهاي اندك در زمينه ارتباط فعاليت بدني و آمادگي جسماني و تركيب بدني، و مغايرتهاي فراوان در جوامع پژوهشي مختلف، هدف از انجام اين پژوهش پاسخ به اين سؤال است كه آيا بين سطح آمادگي جسماني، ترکيب بدني با سطح فعاليت بدني دانشجويان دختر دانشگاه فرهنگيان استان سمنان رابطه معني‌داري وجود دارد؟
1-2-ضرورت انجام پژوهش:
كاهش فعاليت فيزيكي علاوه بر ايجاد چاقي، سبب بروز بيماريهاي ديگري نيز خصوصا در سنين ميانسالي و كهنسالي ميشود. انجمن قلب آمريكا كه سالها ريسك فاكتور بيماريهاي قلبي- عروقي را سه فاكتور سيگار، فشار خون بالا و سطح كلسترول بالا عنوان ميكرد در حال حاضر فعاليت كم بدني را به عنوان ريسك فاكتور ديگري كه از طريق تغيير در نحوه زندگي قابل تغيير ميباشد مطرح كردهاست (ويليامز و همكاران7، 2002).
فعاليت بدني نه تنها بر كاهش ميزان شيوع بيماريهاي قلبي مؤثر ميباشد بلكه بر ميزان بروز ساير بيماريهاي جسمي‌و اختلالات روانشناختي از قبيل فشار خون بالا، استئوپروز، سرطان پستان و كولون، افسردگي، اضطراب و استرس نيز مؤثر ميباشد (ضيائي و همكاران، 1386). محققان نشان دادند ميزان اضطراب در دانشجويان پسر با افزايش BMI ارتباط مستقيم و با آمادگي قلبي- عروقي ارتباط معكوس دارد در حالي كه در دانشجويان دختر تنها با آمادگي قلبي – عروقي ارتباط دارد (موستو و همكاران8، 2003). با توجه به رشد فناوري، فعاليتهاي روزمره افراد تا حد زيادي محدود شده و همين عامل سبب شده است كه حوادث قلبي و عروقي به دومين علت مرگ و مير پس از حوادث رانندگي تبديل شود. اين موضوع در مشاغل كم تحرك از جمله مشاغل دانشگاهي اهميت بيشتري دارد.
از طرف ديگر دوران جواني، دوراني است كه زمينه بسياري از بيماريهاي پرخطر سنين ميانسالي و كهنسالي از آن نشأت ميگيرد و به همين دليل يك دانشجو بايد علاوه بر داشتن علم كافي در مورد تأثير فعاليت فيزيكي مناسب، از تحرك كافي نيز برخوردار باشد. با توجه به اين امر، برنامهريزي براي افزايش سطح فعاليت بدني و آمادگيهاي جسماني در سطح جامعه امري ضروري به نظر ميرسد. اين موضوع كه تأثير برنامههاي آموزشي فعلي دانشجويان به چه ميزان در افزايش فعاليت فيزيكي آنان و يا آمادگي جسماني آنان تأثير دارد موضوعي است كه در مطالعات مختلف مورد بررسي قرار گرفته ولي براي برنامهريزي مناسب نياز به بررسي منظم دارد (ضيايي و همكاران، 2004). ژوزفين و لورنز9 در مطالعهاي که در سال 2011 روي دانشجويان جوان انجام داد ميزان شيوع اضافه وزن و شاخصهاي خطر بيماري قلبي را پايين گزارش کردند و از طرفي آنها، رابطه اي بين ميزان اضافه وزن و سطح فعاليت بدني مشاهده نکردند.
اين در حاليست که مقدم و همکارانش در 1390 با بررسي دختران سنين دبيرستان، نشان دادند حدود نيمي از دختران دبيرستاني فعاليت بدني کمي داشتند و در رده اضافه وزن و چاقي قرار گرفتند. به عبارت ديگر کاهش فعاليت بدني با افزايش اضافه وزن همراه بود.
هرچند ميزان آمادگي جسماني معيار دقيقي براي تعيين صحت شيوه زندگي فرد مي‌باشد ولي وضعيت تركيب بدني نيز به طور غير مستقيم ميتواند نشان دهنده ميزان فعاليت جسماني و شيوه زندگي آنان باشد. بنابراين وجود تناقضات مختلف در پژوهشهاي پيشين و اهميت حفظ سلامتي در دختران دانشجو به سبب مسؤليتهاي آتي زندگي، مانند حضور در کلاس درس از طرفي و از طرف ديگر فرزندپروري محقق را بر آن داشت تا با انجام مطالعه براي تعيين آمادگي جسماني، تركيب بدني و ارتباط آن با سطح فعاليت بدني دانشجويان، اطلاعات دقيقتري را جهت برنامهريزي مناسب براي اين دانشجويان كه الگو رفتاري دانش آموزان كشور هستند فراهم نمايد.
1-3- اهداف و فرضيه‌هاي پژوهش
1-3-1- هدف كلي:
* ارتباط بين تركيب بدني، آمادگي جسماني و سطح فعاليت بدني دانشجويان دختر دانشگاه پرديس الزهرا سمنان
1-3-2- اهداف جزئي:
* بررسي ارتباط بين تركيب بدني وسطح فعاليت بدني دانشجويان دختر دانشگاه فرهنگيان استان سمنان
* بررسي ارتباط بينآمادگيجسماني وسطحفعاليتبدنيدانشجويان دختر دانشگاه فرهنگيان استان سمنان
1-4-فرضيه‌هاي پژوهش:
1-4-1- فرضيه كلي
* بين تركيب بدني، آمادگي جسماني و سطح فعاليت بدني و دانشجويان دختر دانشگاه پرديس الزهرا سمنان ارتباط معنيداري وجود دارد.
1-4-2- فرضيههاي جزئي
1. بين تركيب بدني و سطح فعاليت بدني دانشجويان دختر دانشگاه فرهنگيان استان سمنان ارتباط معني‌داري وجود دارد.
2. بين آمادگي جسماني و سطح فعاليت بدني دانشجويان دختر دانشگاه فرهنگيان استان سمنان ارتباط معني‌داري وجود دارد.
1-5-متغيرهاي پژوهش
1-5-1-فعاليت بدني: در اين پژوهش فعاليت بدني به عنوان متغير مستقل ميباشد كه با استفاده از فرم كوتاه پرسشنامه فعاليت بدني مورد بررسي قرار گرفت.
1-5-2-تركيب بدني: دراين پژوهش اين متغير با استفاده از شاخص توده بدن و نسبت دور كمر به دور باسن محاسبه گرديد.
1-5-3-آمادگي جسماني: براي سنجش آمادگي جسماني در اين پژوهش از شاخصهاي آمادگي قلبي و عروقي، انعطاف پذيري، استقامت عضلات شكم و چابكي استفاده گرديد.
1-6-تعريف اصطلاحات
1-6-1-تركيب بدني :
1-6-1-1-تعريف نظري: تركيب بدني به صورت عمده مربوط به توزيع عضله و چربي در بدن مي‌باشد (هادوي و همكاران، 1392).
1-6-1-2-تعريف عملياتي: در اين پژوهش تركيب بدني توسط شاخص توده بدن (BMI) و نسبت محيط‌ كمر به محيط باسن (WHR) اندازه گيري شده است.
1-6-2-آمادگي جسماني
1-6-2-1-تعريف نظري: دانشکده طب و ورزش آمريکا تعريف آمادگي جسماني را چنين بيان ميکند: “قابليت اجراي سطوح متوسط يا شديد فعاليت بدني بدون خستگي بي مورد و حفظ اين قابليت در سراسر دوره زندگي” (هادوي و همكاران، 1392).
1-6-2-2-تعريف عملياتي: در اين مطالعه آمادگي جسماني با استفاده از آزمون‌هاي آمادگي قلبي و عروقي (تست 12 دقيقه كوپر)، آزمون انعطاف پذيري (نشستن و رسيدن)، آزمون چابكي (تست ايلي نويز) و آزمون استقامت عضلاني (دراز و نشست) اندازه گيري شد.
1-6-3-فعاليت بدني
1-6-3-1-تعريف نظري: به هر نوع حرکت جسمي که به وسيله عضلات اسکلتي ايجاد ميشود و باعث مصرف انرژي ميگردد فعاليت بدني گويند (گائيني و رجبي، 1392).
1-6-3-2-تعريف عملياتي: در اين پژوهش فعاليت بدني دانشجويان با استفاده از پرسشنامه بينالمللي فعاليتبدني فرم كوتاه10 مورد بررسي قرار گرفت.
1-6-4- دانشگاه فرهنگيان:
دانشگاه فرهنگيان در دي ????، با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و با تجميع کليه مراکز تربيت معلم سراسر ايران تأسيس شد و از سال ???? شروع به کار کرد. اين دانشگاه هر چند نوپاست اما متکي به پيشينه صد ساله مراکز تربيت معلم در ايران است. از اهداف مهم اين دانشگاه تأمين، تربيت و توانمندسازي منابع انساني وزارت آموزش و پرورش مي باشد.
2-مقدمه
در اين فصل ابتدا مباني نظري پژوهش، شامل تعاريف مفهومي و نظريهها پيرامون شاخصهاي مورد مطالعه، شامل ترکيب بدني و زيربخش‌هاي آن،شاخص‌هاي مربوط به آمادگي جسماني (آمادگي قلبي و عروقي- انعطاف‌پذيري- استقامت عضلاني-چابکي)و فعاليت بدني ارزيابي و مورد بحث قرار مي گيرد. در ادامه به تحليل و بررسي مطالعات مشابه انجام شده در داخل و خارج کشور پرداخته خواهد شد.
2-1- مباني نظري:
2-1-1- تركيب بدني:
عدم تعادل بين مصرف و دريافت انرژي منجر به چاقي ميشود. چاقي يكي از معضلات مهم بهداشتي در سراسر جهان و از جمله در كشور ما محسوب ميشود. تحقيقات اخير نشان دادهاند كه شيوع چاقي و اضافه وزن به ميزان هشدار دهندهاي رو به افزايش است و اين افزايش هم در كشورهاي توسعه يافته و هم در كشورهاي در حال توسعه مشاهده ميشود (سازمان بهداشت جهاني11، 1998). بررسيهاي پراكنده از نقاط مختلف ايران نشان ميدهد كه ميزان شيوع چاقي در گروههاي سني بيشتر از 18 سال، 5/21 درصد بوده است (ميرزا زاده و مكاران12، 2009). مطالعه ديگري شيوع اضافه وزن در افراد 39-15 سال و 69-40 سال شهري كشور ايران را به ترتيب 22 و 40 درصد گزارش كردهاند (رشيدي و همكاران13، 2005).
تركيب بدني به صورت عمده مربوط به توزيع عضله و چربي در بدن ميباشد و اندازهگيري آن براي ورزشكاران نقش مهمي‌در سلامت و اجراي ورزشي آنها دارد. چربي زياد بدن ممكن است كه منجر به اضافه وزن و افزايش خطر مبتلا شدن به بيماريهاي متعددي شود (هادوي و همکاران، 1392).
تحقيقات گسترده انجام شده توسط پژوهشگران مختلف بيانگر اين نكته است كه وضعيت تركيب بدني و نوع پيكري ارتباط بسيار نزديكي با وضعيت سلامتي و تندرستي و همچنين نحوه اجراي حركات ورزشي دارد (بوام گارتنر و جكسون، ترجمه سپاسي و نوربخش، 1376). انجمن جهاني سلامتي بر اين باور است كه چربي زياد بدن، سلامتي را به طور جدي تهديد ميكند. مشكلاتي مانند فشار خون بالا، چربي بالاي خون، ديابت، امراض قلبي- عروقي، اختلالات تنفسي، امراض كيسه صفرا و برخي بيماري‌هاي ديگر به دنبال چاقي رخ ميدهند (خاوري و همكاران، 1385).
چربي بدني به دلايل زير اهميت دارد:
1- نسبت بالاي بافت بدون چربي نشانهاي از ظرفيت بالاتر انجام كار است. در حاليكه نسبت بالاي بافت چربي با ظرفيت انجام كار رابطه منفي دارد.
2- وزن اضافي ناشي از بافت چربي به بار و مقاومت كار در موقع حركت بدن اضافه ميشود.
3- چربي اضافه ميتواند دامنه حركتي را محدود كند.
4- چاقي شخص را در معرض خطر سكته و ابتلا به بيماري قلبي- عروقي، فشار خون و مرض قند قرار ميدهد.
5- برخورداري از تركيب بدني مناسب، فرد را براي پذيرش و موفقيت در برخي از رشته‌هاي ورزشي مستعد مي‌سازد (خاوري و همكاران، 1385).
به دليل اهميت ارزيابي تركيب بدن در ابعاد تندرستي، روشهاي مختلفي ابداع شدهاند كه متداولترين آنها، تعيين چگالي بدن از طريق وزن كشي زير آب، اندازه گيري مقاومت الكتريكي بدن، اندازه گيري ضخامت پوستي، اندازه گيري محيط بدن در چند ناحيه و شاخص توده بدني ميباشد كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود.
وزن كشي زير آب روش آزمايشگاهي با اعتبار و پايايي است كه به طور گسترده براي براي ارزيابي مجموع چگالي بدن مورد استفاده قرار ميگيرد. وزن كشي زير آب يك برآوردي از جم كلي بدن را فراهم ميكند. طبق اصل آرشيمند، كاهش وزن زير آب متناسب با جم آب جابجا شده به وسيله حجم بدن است. براي محاسبه چگالي بدن، توده بدن به حجم بدن تقسيم ميشود. مجموع چگالي بدن يك تابعي از مقدار عضله، استخوان، آب و چربي بدن است (هادوي و همكاران، 1392).
تجزيه و تحليل مقاومت جريان الكتريكي يك روش سريع و نسبتا ارزان براي ارزيابي پيكرسنجي در محيطهاي ميداني ميباشد. در اين روش يك جريان ضعيف برق از بدن آزمودني عبور داده ميشود و جريان مقاومت به وسيله يك تحليل گر مقاومت جريان الكتريكي اندازهگيري ميشود. مقاومت جريان الكتريكي در افرادي كه چربي بيشتري دارند بيشتر است. افراد با مقدار بيشتر توده بدون چربي و آب كل بدن مقاومت الكتريكي كمتري نسبت به افرادي كه توده بدون چربي كمتري دارند از خود نشان مي‌دهند (هادوي و همكاران، 1392).
اندازهگيري ضخامت چربي زير پوستي نيز روش غير مستقيمي‌است كه در آن ضخامت بافت چربي زير پوستي اندازهگيري ميشود. اين روش بر اين عقيده استوار است كه حدود 50 درصد از چربي بدن زير پوست قرار دارد كه به آن چربي زير پوست گفته ميشود؛ با اندازهگيري ضخامت اين لايه از چربي در چند نقطه بدن و استفاده از فرمولهاي مربوط، درصد چربي بدن برآورد ميشود. ضخامت چربي زير پوست در نقاط مختلف بدن و با استفاده از كاليپر اندازهگيري ميشود. با توجه به اينكه توزيع چربي در مردان و زنان متفاوت است، فرمولهاي مورد استفاده نيز به تفكيك جنسيت مورد استفاده قرار ميگيرد (گائيني و رجبي، 1392).
شاخص توده بدني يك شاخص معتبر براي اندازهگيري تركيب بدني و ميزان چاقي افراد بر اساس وزن و قد ميباشد (ضيايي و همكاران، 1386).
در حال حاضر به پيشنهاد مرکز کنترل و پيشگيري بيماريها شاخص توده بدني مناسبترين و در دسترس ترين روش جهت غربالگري چاقي در دوران کودکي است. مرکز کنترل بيماري‌ها در آمريکا، نورموگرام BMI را به تفکيک سن و جنس براي کودکان و نوجوانان ترسيم و صدکهاي مختلف آن را تعيين و سازمان بهداشت جهاني اين نورموگرام را به عنوان مرجع براي تشخيص اضافه وزن و چاقي کودکان پيشنهاد کرده است. بر اساس اين شاخص BMI بين صدک 85-95 براي سن و جنس به عنوان اضافه وزن و بالاتر از 95 به عنوان چاقي تعريف مي شود (بهرمان و همکاران14، 2004).
از آنجايي که شاخصهاي رشد افراد از جمله وزن وقد، به دليل تفاوت‌هاي نژادي، ژنتيک و جغرافيايي در جوامع مختلف متفاوت است، به نظر ميرسد شاخص BMI نيز مي تواند متأثر از اين عوامل باشد (طاهري و همکاران، 1383).
به طور کلي علاوه بر وزن اضافي، توزيع چربي نيز با بيماريهاي متعددي در ارتباط است. بالاخص در چاقي شکمي که با نسبت بالاي دور کمر به لگن و اندازه سهمي شکم مشخص ميشود، نشان داده شده است که پيشبيني کننده بيماريهايي همانند: فشار خون، بيماري کرونر قلبي، ديابت غير وابسته به انسولين و سکته است. در برخي مطالعات ارتباط اين اندازهگيريها با ديگر عوامل خطر بيماريهاي قلبي و عروقي و افزايش مرگ و مير نيز مشخص شده است (جلالوند و همکاران، 1386).
نسبت محيط کمر به محيط باسن و شاخص اندازه دور کمر به عنوان شاخصهايي از چاقي شکمي به طور گسترده اي در مطالعات جمعيتي به کار مي روند. به دليل نقش بديهي ذخاير چربي در خطرات سلامتي مرتبط با چاقي در حال حاضر از شاخص اندازه دور کمر و نسبت محيط کمر به محيط باسن به عنوان اندازه گيري ترجيحي در زمينه مطالعات جمعيتي استفاده ميشود. هر چند افزايش نسبت دور کمر به دور باسن ممکن است انعکاسي از هر دوي فراواني نسبي چربي شکمي (افزايش محيط کمر) و فقدان نسبي عضله سريني (کاهش دور لگن) باشد (جلالوند و همکاران، 1386).
اساسا تغيير در دور کمر، انعکاس مناسبتري از چربي زير پوستي و چربي امعاء و احشاء است، در حاليکه تغيير در دور لگن، ترکيبي از تغيير در ساختار استخواني (پهناي لگن)، عضله سريني و چربي زير پوست سريني است (سيدل و همکاران15، 2001). بر اساس يافتههاي توماس و استون16 (2001) اگر WHR بين 8/0 تا 85/0 و بيشتر براي زنان و 95/0 تا 100/0 براي مردان باشد سلامتي را به خطر مياندازد.
در برخي از تحقيقات از واژه نوع پيكري و تيپ بدني استفاده شده است، تيپ بدني تعريفي از ريخت و شكل بدن انسان است، كه عبارتست از ساختار يا ساختمان بدن يك فرد با توجه به عناصر تشكيل دهنده بدن وي از قبيل: وزن، قد، قطر آرنج، قطر زانو، دور ساق، چربي پشت بازو، زير كتف، پهلو و ساق پا كه انواع گوناگون آن عبارتند از: فربه پيكر، عضلاني پيكر، لاغر پيكر، لاغر- عضلاني پيكر، فربه- عضلاني پيكر (جلالوند و همكاران، 1386).
2-1-2- آمادگي جسماني:
آمادگي جسماني مفهوم گستردهاي دارد، اما دانشکده طب و ورزش آمريکا تعريف آمادگي جسماني را چنين بيان ميکند: “قابليت اجراي سطوح متوسط يا شديد فعاليت بدني بدون خستگي بي مورد و حفظ اين قابليت در سراسر دوره زندگي” يا انجمن آمادگي جسماني و ورزشي رياست جمهوري آمريکا تعريف ذيل را بيان کرده است: ” توانايي انجام فعاليتهاي روزانه با قدرت، هوشياري، بدون خستگي بي مورد و با انرژي فراوان و لذت بردن از سرگرميهاي اوقات فراغت و توانايي رو به رو شدن با موارد اضطراري پيش بيني نشده” (هادوي و همکاران، 1392).
آمادگي جسماني مطلوب، نقش مهمي‌در تندرستي افراد جامعه ايفا ميكند، به طوري كه در اغلب موارد بيماريها وناراحتيهاي جسماني و رواني افراد، نتيجة زندگي ماشيني، فقر حركتي وآمادگي جسماني كم آنهاست. نداشتن آگاهي كافي از سطح آمادگي جسماني و تندرستي افراد مختلف جامعه، امكان برنامهريزي براي توسعة سطح تندرستي افراد، مسئولان و برنامهريزان كشور را با مشكل مواجه كرده است(لاورنس و براولي17، 2003؛ رجبي، 1384). همچنين دولت و نهادهاي مختلف سالانه براي درمان بيماريها وناراحتيهاي مختلف هزينه‌هاي سنگيني رامتقبل ميشوند، كه بايد از طريق ارائة راهكارهاي مختلف به ويژه توسعة سطح تندرستي افراد جامعه، از اين هزينهها كاسته شود تا بودجة بيشتري براي پروژه‌هاي عمراني و پيشگيري فراهم آيد (ميناسيان، 1388). دركشورهاي مختلف در زمينة بررسي سطوح آمادگي جسماني مرتبط با تندرستي افراد سنين مختلف تحقيقات متعددي انجام گرفته است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميشود.
نتايج مطالعات نشان مي دهد که همچنان که افراد بالغ، به آگاهي بيشتري درباره اهميت آمادگي جسماني دست مي يابند، براي رسيدن به آن بيشتر تلاش ميکنند. در حال حاضر با وجود اطلاعات فراوان و ارزنده، انسان دريافته که شيوه زندگي سالم، حقيقتا کليدي طلايي براي موفقيت است و برخورداري از ورزش منظم و مداوم، ضرورتي براي زندگي سالم به شمار مي رود.
به هرحال در جوامع امروز، تحرک کودکان به طور هشدار دهندهاي کاهش يافته است. اغلب کودکان امروزي اوقات فراغت خود را صرف تماشاي تلويزيون و بازي با رايانه مي کنند، کمتر به فعاليت جسماني ميپردازند و به همين دليل از آمادگي جسماني مطلوب برخوردار نيستند (گائيني و رجبي، 1392).
ايفرد با توجه به دو هدف کلي آمادگي جسماني، يعني هدف تندرستي و هدف مهارتي، عوامل آمادگي جسماني را نيز به دو طبقه تقسيم کرده است که عبارتند از: عوامل وابسته به تندرستي و عوامل وابسته به مهارت حرکتي (هونگ و مالينا18، 2002).
در آمادگي وابسته به تندرستي، به توسعه کيفيتهاي مورد نياز براي اجراي خوب عملکرد و همچنين حفظ شيوه زندگي سالم توجه مي شود. بنابراين در مباحث تندرستي، منظور از آمادگي جسماني، اين نوع آمادگي است. عوامل اين نوع امادگي عبارتند از قدرت عضلاني، استقامت عضلاني، استقامت قلبي و تنفسي، انعطاف‌پذيري و ترکيب بدن. در حاليکه در آمادگي وابسته به مهارت حرکتي به توسعه کيفيتهاي مورد نياز براي اجراي بهتر ورزشها و ديگر فعاليت‌هاي جسماني توجه مي شود به همين دليل بعضي مواقع به اين نوع آمادگي، آمادگي حرکتي نيز مي گويند. عوامل اين نوع آمادگي عبارتند از: سرعت، توان، تعادل، چابکي، سرعت عکس العمل و هماهنگي بين حرکات (گائيني و رجبي، 1392؛ مئي و همکاران، 2002).
در ادامه به بررسي مباني نظري اجزاي آمادگي جسماني که در اين پژوهش مورد بررسي قرار ميگيرد ميپردازيم.
2-1-3- استقامت قلبي و عروقي:
توجه به بيماريهاي قلبي و عروقي به عنوان علت اصلي مرگ و مير از يک سو و نقش ورزش در پيشگيري يا به عنوان برنامه‌هاي توانبخشي در مورد اين بيماريها از سوي ديگر، شايد ساده ترين راه براي بحث درباره آمادگي قلبي و تنفسي باشد. توجه به سطح بالاي آمادگي قلبي و تنفسي در همه عمر با اين هدف که زندگي را لذت بخش تر کند مهم است بنابراين در هر بحثي درباره تندرستي سزاوار است که اين موضوع نيز منظور شود. آمادگي قلبي – تنفسي که آمادگي قلبي و عروقي يا آمادگي هوازي ناميده مي شود، معيار خوبي براي کارکرد قلب است، به همين علت است که سطح بالايي از آمادگي قلبي و تنفسي در بيشتر ورزشها ضروري است و ورزشکاران با توجه به نياز رشته ورزشي خود، مدتي از زمان تمرين را به افزايش يا حفظ اين قابليت مي پردازند(گائيني و رجبي، 1392).
از طرف ديگر خطر بيماريهاي قلبي و عروقي در نوجواني با سطح پايين آمادگي هوازي، درصد بالاي چربي بدني و مقدار زياد چربي بالاتنه مخصوصا بافت چربي احشايي مرتبط است. بر اين اساس تحقيقات از وجود يک رابطه قوي بين آمادگي قلبي و تنفسي و عوامل خطر قلبي و عروقي حکايت دارند، به طوري که گفته مي شود آمادگي قلبي و تنفسي پايين به طور قوي با عوامل خطر بيماري‌هاي قلبي و عروقي در کودکان و نوجوانان، مستقل از کشور، سن و جنس مرتبط مي باشد(آندرسون و همکاران، 2007).
گائيني و همكاران (1379) بيان كردند توان هوازي از جمله عوامل آمادگي جسماني است و در عملكرد فعاليتهاي دراز مدت نقش مهمتري دارد زيرا در اينگونه فعاليتها مسير هوازي سهم بيشتري از انرژي مورد نياز را تأمين مي‌كند. حداكثر اكسيژن مصرفي معياري براي سنجش ظرفيت قلبي – تنفسي پذيرفته شده است. اين عامل نشانه قدرت تطابق فيزيولوژيكي، براي افزايش زمان فعاليت و كارايي دستگاه قلبي عروقي است. اين سازگاري تحت تأثير عوامل مختلفي قرار ميگيرد كه با شناخت اين عوامل ميتوان در جهت افزايش اين سازگاري كوشيد. محققان عوامل مختلفي را برشمرده اند كه بر توان هوازي افراد تأثير مي- گذارند، از جمله اين عوامل مي‌توان به سن، جنس، وراثت، تركيبات بدن، سطح و فعاليت بدني ميتوان اشاره كرد.
نتايج حاصل از آزمون‌هاي آمادگي قلبي و تنفسي، براي طراحي برنامه تمرين و توصيه‌هاي پزشکي استفاده مي شود. اين آزمون‌ها مي تواند تغييرات مثبت يا منفي ايجاد شده در آمادگي قلبي و تنفسي بر اثر عواملي چون تمرينات آمادگي جسماني، افزايش سن، بيماري و يا بي تحرکي را نمودار سازد. سنجش آمادگي قلبي و تنفسي با توجه به اهداف آزمون، شخصي که آزمون ميشود و امکانات موجود براي انجام آزمون متفاوت است؛ بنابراين انتخاب يک آزمون مناسب، بستگي به عوامل مختلفي دارد. افراد از نظر سن، سطح آمادگي، مشکلات جسمي و خطر بيماريهاي قلبي و عروقي متفاوت هستند. کنت کوپر مي گويد:” کليد تمرين استقامت، اکسيزن مصرفي است و حداکثر اکسيزن مصرفي، بهترين معيار آمادگي است.” (گائيني و رجبي، 1392).
تستهاي زيادي براي آمادگي هوازي وجود دارد كه به دو دسته بيشينه و زير بيشينه تقسيم ميشوند. تستهاي بيشينه به علت فشار زياد و ايجاد خستگي در بعضي شرايط به خصوص براي افراد مسن، چاق، نوجوان يا افراد ناآماده متناسب نيست.



قیمت: تومان


پاسخ دهید