دانشگاه آزاد اسلامي
واحد مراغـه
پايان‌نامه كارشناسي‌ارشد (M.Sc)
رشته مهندسي کشاورزي-علوم دامي- مديريت دامپروري
عنوان
بررسي و شناسايي عوامل مؤثردر بهره‌وري واحدهاي توليد مرغ گوشتي
(مطالعه‌ي موردي: واحدهاي توليدي شهرستان مراغه)
استاد راهنما
دکتر عليرضا صفامهر
استاد مشاور
دکتر حسين کوهستاني
نگارنده
شاپور عزيزي
سال تحصيلي1392
تقديم به:
مهربان فرشتگاني که؛
لحظات ناب بارور بودن، لذت و غرور دانستن،جسارت خواستن،
عظمت رسيدن و تمام تجربه هاي يکتا و زيباي
زندگيم،مديون حضور سبز آنهاست
تقديم به:
پدر و مادر مهربانم
و
همسر عزيزم
سپاسگزاري
“من علمني حرفا فقدصيرني عبدا”
کس چو علي اين در معني نسفت آنچه علي در حق استاد گفت
بنده‌ي خـود ساخت مــرا اوستاد آنکه يکي حرف به من ياد داد
استادان فرهيخته و فرزانه
جناب آقايان دکتر عليرضا صفامهر ، دکتر حسين کوهستاني و دكتر علي نوبخت
به مصداق من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق بر خود وظيفه مي‌دانم از شما که با کرامتي چون خورشيد،سرزمين دل را روشني بخشيديد و گلشن سراي علم و دانش را با راهنمايي هاي کارساز و سازنده بارور ساختيد .تقدير و تشکر نمايم .از حضرت عليم آرزو دارم همواره در کسوت شريف معلمي با کلام نافذ و عزم راسخ و با توليد علم ودانش و پژوهش جهت آينده سازان اين مرز و بوم با سرافرازي براي نيل به زندگي سعادتمندانه ي دنيوي و رستگاري اخروي کوشا و پويا باشيد.

چکيده1
فصل اول: کليات تحقيق
1-1- مقدمه3
1-2- بيان مسأله4
1-3- اهميت و ضرورت مسأله7
1-4- اهداف پژوهش7
1-5- سوالات تحقيق8
1-6- فرضيات پژوهش8
1-7- قلمرو تحقيق9
1-7-1- قلمرو مکاني9
1-7-2- قلمرو زماني9
1-7-3- قلمرو موضوعي9
1-8- تعاريف مفهومي و عملياتي مفاهيم کليدي9
فصل دوم: ادبيات و پيشينه تحقيق
2-1- مقدمه11
2-2- اهميت بخش کشاورزي و دام و طيور12
2-3- بهرهوري14
2-3-1- مفهوم بهره‌وري15
2-3-2- مديريت بهرهوري16
2-3-3- عوامل مؤثر بر بهرهوري17
2-3-4- عوامل مؤثر بر وضعيت بهرهوري در ايران21
2-3-5- عوامل مؤثر بر بهرهوري نيروي انساني25
2-3-6- بهبود مصرف انرژي و بهرهوري26
2-3-7- کارکنان و بهرهوري27
2-3-8- به روز بودن و بهرهوري28
2-3-9- نقش تأمين کنندگان در بهرهوري واحدها29
2-3-10- دولت و بهبود بهرهوري واحدهاي توليدي32
2-4- بهرهوري در واحدهاي مرغ گوشتي34
2-5- مطالعات داخلي و خارجي36
2-5-1- مطالعات داخلي36
2-5-2- مطالعات خارجي39
2-6- جمعبندي مطالعات و ارائه مدل مفهومي تحقيق40
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- مقدمه42
3-2- روش تحقيق42
3-3- جامعه‌ي آماري43
3-5- ابزار پژوهش44
3-6-1- اعتبار (روايي) و پايايي پرسشنامه44
3-6-2- پايايي پرسشنامه45
3-7- روش تجزيه و تحليل دادهها46
فصل چهارم: تجزيه و تحليل دادهها
4-1 مقدمه48
4-2 ضريب اطمينان پژوهش48
4-3 معرفي روشهاي آماري مورد استفاده48
4-4 ارائه و تحليل نتايج49
4-5 بررسي فرضيه‌ي نرمال بودن هريک از متغيرها53
4-5-1 روش توصيفي (رسم نمودار هيستوگرام)53
4-5-2 روش استنباطي (آزمون کلموگروف-اسميرنف)56
4-6 بررسي فرضيات تحقيق57
فصل پنجم: نتيجه‌گيري، بحث و پيشنهادات
5-1- مقدمه64
5-2- خلاصه‌ي تحقيق64
5-3- بحث و نتيجهگيري65
5-4- پيشنهادات71
5-5- محدوديتهاي تحقيق72
5-6- زمينه‌ي تحقيقات آتي72
منابع73
منابع فارسي73
منابع لاتين76
ضمائم78
جدول شماره 3-1: ضريب آلفاي کرونباخ براي هريک از زير بخشهاي پرسشنامه و کل پرسشنامه46
جدول شماره 4-1: توزيع سني گروه نمونه49
جدول شماره 4-2: توزيع تحصيلات گروه نمونه50
جدول شماره 4-3: توزيع جنسيت گروه نمونه51
جدول شماره 4-4: توزيع سابقه کار گروه نمونه51
جدول شماره 4-5: توصيف متغيرهاي مورد مطالعه52
جدول شماره 4-6: آزمون کلموگروف-اسميرنف56
جدول شماره 4-7: آزمون مقايسه ميانگين با عدد ثابت57
جدول شماره 4-8: آزمون مقايسه ميانگين با عدد ثابت58
جدول شماره 4-9: آزمون مقايسه ميانگين با عدد ثابت58
جدول شماره 4-10: آزمون مقايسه ميانگين با عدد ثابت59
جدول شماره 4-11: آزمون مقايسه ميانگين با عدد ثابت60
جدول شماره 4-12: آزمون مقايسه ميانگين با عدد ثابت60
جدول شماره 4-13: آزمون مقايسه ميانگين با عدد ثابت61
جدول شماره 4-14: نتايج آزمون فريدمن براي رتبهبندي متغيرهاي تحقيق61
جدول شماره 4-15: رتبهبندي متغيرهاي تحقيق به منظور اولويتبندي آنها براساس آزمون فريدمن62
نمودار شماره 4-1: توزيع سني گروه نمونه49
نمودار شماره 4-2: توزيع تحصيلات گروه نمونه50
نمودار شماره 4-3: توزيع جنسيت گروه نمونه51
نمودار شماره 4-4: توزيع سابقه کار گروه نمونه52
چکيده
هدف اين تحقيق بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهرهوري واحدهاي توليد مرغ گوشتي شهرستان مراغه بوده است. اين پژوهش توصيفي و از نوع پيمايشي بوده و ابزار پيمايش در اين تحقيق پرسشنامه بوده است. براي جمع‌آوري اطلاعات مربوط به آزمون فرضها از پرسشنامه‌ي محقق ساخته استفاده شد. به اين صورت که بعد از انتخاب نمونه‌هاي مورد نظر از جامعه‌ي آماري مورد مطالعه که شامل کليه‌ي مديران واحدهاي توليد مرغ گوشتي در شهرستان مراغه بودند که به علت کمي جامعه‌ي آماري، نمونهگيري انجام نشد و همه‌ي مديران براي شرکت در تحقيق انتخاب شدند. پرسشنامهها به تعداد مورد نظر تکثير و با مراجعه‌ي حضوري به هر يک از واحدها در اختيار پاسخگويان مطالعه قرار گرفت. بعد از جمعآوري اطلاعات، دادهها با استفاده از نرم‌افزار آماري SPSS نسخه‌ي 18 مورد آناليز قرار گرفت. سپس در بخش استنباطي با استفاده از آزمون t تک نمونهاي و آزمون فريدمن، فرضيات پژوهش آزمون شدند. نتايج نشان داد که بهبود مصرف انرژي، سابقه‌ي مدير و کارکنان، ميزان سرمايه‌ي توليدي، اندازه‌ي واحد، آموزش و ترويج، استفاده از تکنولوژيهاي جديد و قيمت نهاده‌ها بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشند.
کلمات کليدي: بهرهوري، جوجه گوشتي، شهرستان مراغه

فصل اول:
کليات تحقيق

1-1- مقدمه
اهميتي که صنايع کوچک در توسعه‌ي اقتصادي کشورها دارند، توجه روزافزون سياست‌گذاران را در جوامع مختلف به دنبال داشته است. اصولاً در بيشتر کشورهاي توسعه‌ي يافته جهان، اتخاذ سياست‌هاي مربوط به حمايت از بنگاه‌هاي کوچک و متوسط به منظور کاهش فقر و ايجاد اشتغال، از مهمترين اولويت‌هاي توسعه‌ي دولت‌ها محسوب مي‌شود. ميزان موفقيت دولت‌ها در فراهم آوردن شرايط مناسب براي فعاليت بخش خصوصي که بخش اعظم آنها در چارچوب بنگاه‌هاي کوچک و متوسط فعاليت مي‌کنند و در واقع ستون فقرات صنعت بيشتر کشورها را تشکيل مي‌دهند، از عوامل تعيين کننده‌ي عملکرد بخش صنعت محسوب مي‌شوند (تهامي‌پور و شاه‌مرادي، 1386).
از آنجايي که مهم‌ترين عامل يا اهرم اصلي کاهش يا افزايش بهره‌وري سازمان، منابع انساني آن است لذا يکي از مسائلي که مديران سازمان‌هاي پيشرو را در دهه‌هاي آينده درگير خود خواهد ساخت، تلاش براي افزايش بهره‌وري شغلي کارکنان است. اندازهگيري بهره‌وري يکي از اساسي‌ترين فعاليت‌هايي است که در سطوح مختلف مي‌تواند راهگشاي مديريت در تصميم‌گيري باشد. اندازهگيري بهره‌وري در سطح بنگاه‌ها، راهنماي مديران ارشد در زمينه‌ي تأمين و تخصيص منابع رشد توليد از جمله نيروي انساني و سرمايه مي‌باشد. مديران به کمک نتايج حاصل از تحليل شاخص بهره‌وري کل عوامل توليد مي‌توانند بنگاه تحت مديريت خود را از نظر سرمايه‌بر بودن و يا کاربر بودن بهتر شناخته و تصميمات درستي در زمينه‌ي تزريق منابع جديد به بنگاه اتخاذ نمايند.
گوشت مرغ در سال‌هاي اخير به طور وسيعي جهت تغذيه‌ي انسان و تأمين پروتئين مورد نياز به کار رفته است. پرورش مرغ گوشتي به دليل رشد سريع، سهولت تغذيه، استفاده از فضاي بسته، تراکم و ضريب تبديل بهتر نسبت به ساير محصولات پروتئيني و همچنين دارا بودن مواد مورد نياز بدن انسان از مزاياي خاصي برخوردار است؛ ولي به دليل رعايت نشدن اصول صحيح مديريتي و استانداردهاي فني در توليد و پرورش مرغ، خسارات قابل توجهي در وهله‌ي اول به توليدکنندگان و سپس به جامعه و اقتصاد ملي وارد شده است (دشتي و يزداني، 1375).
آنچه در اين پايان نامه مورد بررسي قرار ميگيرد، بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهرهوري واحدهاي توليد مرغ گوشتي ميباشد. به همين جهت اين تحقيق با ارائه‌ي مقدمهاي کوتاه و بيان مسأله در فصل اول که کليات نام دارد، شروع مي‌شود، همچنين در اين فصل مفاهيم کليدي و اهداف و فرضيههاي تحقيق هم گفته مي‌شود. در فصل دوم مباني نظري به همراه بررسي منابع و تحقيقات پيشين در مورد موضوع صورت ميگيرد. فصل سوم اين مطالعه، متدولوژي پژوهش به همراه مراحل اجرا را با ذکر جزئيات بازگو خواهد کرد. در فصل چهارم، نتايج تحقيق آورده مي‌شود و در فصل پنجم نتيجهگيري و بحث مي‌آيد و پيشنهاداتي ارائه مي‌شود.

1-2- بيان مسأله
از ديدگاه برنامه‌ريزي و توسعه‌ي اقتصادي، غذا هم به عنوان کالاي اقتصادي و هم به عنوان يکي از محورهاي اصلي توسعه، نقش بنيادي در تأمين استقلال کشور و سلامت جامعه دارد. از آنجايي که محصولات دامي و طيور يکي از منابع مهم و ضروري مواد غذايي است و با توجه به اهميت صنعت دامي در عصر حاضر، واحدهاي توليدي دامي نقش مهمي در تأمين غذا در کشور به عهده دارند. طبق بررسيهايي که در ايران به طور پراکنده در واحدهاي توليدي دامي انجام شده است، نشان داده شده است که سطح بهره‌وري و راندمان در ايران پايينتر از استاندارد مي‌باشد (حسيني و همکاران، 1390).
بهره‌وري از جمله عواملي است که دوام و بقاي بنگاه‌ها را در دنياي پررقابت فعلي تضمين ميکند. حاکم شدن فرهنگ بهره‌وري، موجب استفاده بهينه از کليه امکانات مادي و معنوي سازمانها مي‌شود و دائماً توانها، استعدادها و امکانات بالقوه‌ي بنگاهها شکوفا مي‌شود (راکوتواريزوا1، 2008).
امروزه تمام کشورهاي جهان در پي بدست آوردن پيشرفتهايي در زمينه‌ي بهره‌وري هستند، بدين معني که بتوانند با مصرف منابع کمتر به مقدار توليد بيشتري دست يابند. بهره‌وري عبارتست است از استفاده‌ي مطلوب، مؤثر و بهينه از مجموعه امکانات، ظرفيتها، سرمايهها، منابع و فرصتها. به عبارت ديگر، بهره‌وري، استفاده‌ي مؤثر و بهينه از زمان و ارزش حاصل از سرمايه، عمر، فکر، انديشيه و توانها و استعدادها در يک واحد زمان و استفاده‌ي مطلوب از همه‌ي امکانات است (رفيعي و همکاران، 1390).
اندازهگيري بهره‌وري به دليل اهميت آن در ارزيابي عملكرد سازمانها، همواره مورد توجه محققان بوده است. ضرورت رعايت اصل بهره‌وري در استفاده از منابع و امکانات موجود در دستيابي به اهداف سازماني و تلاش در جهت افزايش آنها، بر کسي پوشيده نيست. يکي ‌از‌‌‌ راههاي ‌بهبود‌ و پيشرفت‌ اقتصادي و روزافزون يک واحد توليدي ‌صنعتي، اندازه‌گيري بهره‌وري آن است و براساس اندازه‌گيري و تجزيه و تحليل شاخص‌هاي بهره‌وري، فرصتهاي بهبود تعريف مي‌شود و چرخه‌‌ي بهبود را مي‌توان انجام داد (ميري و همکاران، 1387).
بهره‌وري استفادة مؤثر و کارآمد از وروديها يا منابع براي توليد محصول يا ارائة خروجيهاست. وروديها (نهاده‌ها) منابعي از قبيل مواد اوليه، ابزارآلات و تجهيزات، نيروي کار و زمين و ساير موارد هستند که براي خلق خروجي يا ستاده (محصولات توليدي، خدمات ارائه شده) استفاده مي‌شوند. اندازه‌گيري بهره‌وري براي هر سازمان ضروري است و اين امر به حدي حائز اهميت است که مي‌توان با برقراري و اجراي يک سيستم اندازه‌گيري بهره‌وري به نقاط قوت و ضعف يک سازمان توليدي پي برد (حاجي رحيمي و کريمي، 2009).
يک واحد توليدي در واقع قسمتي از شرکت است که به تکميل محصول نهايي، توليد محصول يا ارائه خدمت خاصي ميپردازد. اين سطح از توليد ميتواند جزو واحد، گروه توليدي، خط توليد و سالن توليد لحاظ شود. بررسي بهرهوري در اين سطح علاوه به عوامل متعددي همچون مديريت مجموعه، نيروي کار، سرمايه‌ي واحد، انرژي، عوامل خاص و تکنولوژيکي چون ماشين‌آلات و قيمت نهاده‌ها و محصول وابسته است (روتان2، 2002).
يكي از شاخصه‌هاي بهره‌وري در واحدهاي توليدي استفاده‌ي بهينه از انرژي است. بهره‌وري در استفاده از انرژي در ايران تا پيش از اين در حد قابل قبولي قرار نداشت، چرا كه به دليل قيمت‌هاي پايين انرژي و هزينه‌ي اندكي كه واحدهاي توليدي و حتي خانوارها از اين بابت متحمل مي‌شدند، انگيزه‌ي چنداني براي استفاده‌ي بهينه از انرژي در هر دو بخش وجود نداشت. در حال حاضر نيز با افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي، چرخه‌ي توليد قبلي بهره‌وري چنداني نداشته است و بيشتر واحدهاي توليدي تلاش مي‌کنند تا در زمينه‌ي استفاده از انرژي روشهاي جديدتري را به کار گيرند تا بهره‌وري بالاتري بدست آورند (دشتي و شرفا، 2009).
ميزان بهره‌ي فردي مدير و شاغلين تحت تأثير عوامل ملموس و غيرملموس نظير اندازه‌ي تجهيزات، شرايط کار، فرآيندها، آگاهي و انگيزش قراردارد. يک مدير باسابقه ميتواند با برخي تصميمهاي مهم بهره‌وري را در يک زمان حساس ارتقا بخشد (محمدنژاد و همکاران، 2008).
مديران واحدهاي توليد مرغ گوشتي هم امروزه با بهرهگيري از تکنولوژيهاي جديد و روشهاي جايگزين سعي در بالا بردن بهرهوري در واحدهاي خود هستند. چرا که با قيمت بالاي نهادههاي مصرفي در اين واحدها، از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيز که واحدهاي با بهرهوري پايين به کار در اين زمينه ادامه بدهند (برنتسن3، 2009).
آذربايجان‌شرقي با داشتن ظرفيت‌هاي مهم توليدي و صنعتي، نقش اساسي در تأمين امنيت غذايي در منطقه دارد که اين امر اين استان را به قطب مهم اقتصادي و توليدي تبديل کرده است. جمعيت دامي آذربايجان شرقي بالغ بر 8/9 ميليون واحد است که از اين واحدهاي دامي، محصولات توليدي بالغ بر 993 هزار تن اعم از گوشت قرمز، گوشت سفيد، شير، تخممرغ، عسل و آبزيان است که خوشبختانه در اکثر محصولات توليدي خودکفا بوده و اين محصولات را به ساير استان‌ها و خارج از کشور صادر مي‌کند. همچنين در حال حاضر بيش از 100 هزار نفر در بخش دام و طيور و صنايع وابسته در استان به فعاليت مولد، اشتغال دارند (آمارنامه جهاد استان آذربايجان شرقي، 1390).
حال سوال اينجاست که مهمترين عوامل تأثيرگذار بر بهرهوري واحدهاي توليدي دامي کدامها هستند؟ کدام يک از عوامل نقش مهمتري در بهره‌وري دارد؟ براي پاسخ به اين سوالات و با توجه به اهميت موضوع و مطالب گفته شده، هدف اين مطالعه بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهره‌وري واحدهاي توليد مرغ گوشتي در واحدهاي توليدي شهرستان مراغه ميباشد.

1-3- اهميت و ضرورت مسأله
امروزه تمام کشورهاي جهان در پي بدست آوردن پيشرفتهايي در زمينه‌ي بهرهوري هستند، بدين معني که بتوانند با مصرف منابع کمتر به مقدار توليد بيشتري دست يابند. به منظور افزايش بهرهوري در اقتصاد ايران بايد به بخش كشاورزي به عنوان يكي از بخشهاي مهم و عمده فعاليت اقتصادي در كشور توجه خاص كرد، زيرا افزايش رشد بهرهوري در اين بخش، با توجه به اهميت آن، ميتواند ما را در جهت دستيابي به توسعه‌ي اقتصادي ياري كند. از طرفي براساس ماده‌ي 5 قانون برنامه‌ي چهارم توسعه، ارزش افزوده بخش كشاورزي در طول سال‌هاي برنامه چهارم بايد سالانه 5/6 درصد رشد نمايد كه 2/2 درصد از آن بايد از محل رشد بهرهوري كل عوامل توليد حاصل شود.
همچنين نتايج اين مطالعه ميتواند براي بهبود شاخصهاي بهرهوري در واحدهاي توليدي دامي مفيد باشد. در سطح منطقه نيز مديران ميتوانند با درک عوامل مؤثر بر بهرهوري، برنامهريزي بهتري براي واحدهاي خود پياده نمايند.

1-4- اهداف پژوهش
هدف اصلي اين مطالعه بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي ميباشد. همچنين اين مطالعه اهداف فرعي زير را دنبال ميکند:
– اولويتبندي عوامل مؤثر بر بهرهوري به ترتيب اهميت
– ارائه راهکارهايي براي افزايش بهرهوري در واحدهاي توليدي مرغ گوشتي

1-5- سوالات تحقيق
سوال اصلي:
عوامل مؤثر بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي کدامها هستند؟
سوالات فرعي:
1- آيا بهبود مصرف انرژي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
2- آيا سابقه‌ي مدير و کارکنان واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
3- آيا ميزان سرمايه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
4- آيا اندازه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
5- آيا آموزش و ترويج بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
6- آيا استفاده از تکنولوژيهاي جديد بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
7- آيا قيمت نهادهها بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟

1-6- فرضيات پژوهش
1- بهبود مصرف انرژي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
2- سابقه‌ي مدير و کارکنان واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر مي‌باشد.
3- ميزان سرمايه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
4- اندازه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
5- آموزش و ترويج بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
6- استفاده از تکنولوژيهاي جديد بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
7- قيمت نهادهها بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.

1-7- قلمرو تحقيق
1-7-1- قلمرو مکاني
قلمرو مکاني اين تحقيق کشور ايران و شهرستان مراغه از استان آذربايجان شرقي مي‌باشند.

1-7-2- قلمرو زماني
قلمرو زماني اين تحقيق از بهمن 1391 تا خرداد 1392 ميباشد.

1-7-3- قلمرو موضوعي
اين مطالعه به بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهرهوري واحدهاي توليد مرغ گوشتي ميپردازد.

1-8- تعاريف مفهومي و عملياتي مفاهيم کليدي
تعاريف مفهومي
بهرهوري: بهرهوري عبارتست است از استفاده‌ي مطلوب، مؤثر و بهينه از مجموعه امکانات، ظرفيت‌ها، سرمايهها، منابع و فرصتها. به عبارت ديگر، بهرهوري، استفاده‌ي مؤثر و بهينه از زمان و ارزش حاصل از سرمايه، عمر، فکر، انديشيه و توانها و استعدادها در يک واحد زمان و استفاده‌ي مطلوب از همه‌ي امکانات است (رفيعي و همکاران، 1390).
واحدهاي توليدي مرغ گوشتي: شامل کليه واحدهاي پرورش دهنده مرغ گوشتي ميباشد.

تعاريف عملياتي
بهرهوري: در اين تحقيق شامل نمرهاي است که نمونه‌ي آماري از پرسشنامه‌هاي مربوطه دريافت مي‌کنند.
واحدهاي توليدي مرغ گوشتي: در اين تحقيق شامل واحدهاي توليدي مرغ گوشتي در شهرستان مراغه ميباشد.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق

2-1- مقدمه
با توجه به محدوديت منابع و نامحدود بودن نيازهاي انساني، افزايش جمعيت و رقابت شديد و بي‌رحمانه در اقتصاد جهاني، بهبود بهرهوري نه يک انتخاب بلکه يک ضرورت ميباشد. بيگمان رشد و توسعه‌ي اقتصادي امروزه‌ي جوامع مختلف در نرخ رشد بهرهوري آنها نهفته است. کوشش براي افزايش نرخ بهرهوري، کوشش براي زندگي و رفاه بهتر براي افراد و جامعه است. در دنياي رقابت‌آميز امروز کشورهايي برنده خواهند بود که بتوانند دانش، بينش و رفتار بهرهوري را در مديران و کارکنان خود ايجاد نمايند (تهامي‌پور و شاه‌مرادي، 1386).
بدون ترديد براي داشتن آينده‌ي پويا و توسعه يافته و ايستادگي اقتصادي در دنياي پررقابت امروزي، نيازمند افزايش بهره‌وري و استفاده‌ي حداکثري از حداقل امکانات هستيم. امروزه همه‌ي کشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه به اهميت بهره‌وري به عنوان يکي از ضرورت‌هاي توسعه‌ي اقتصادي و کسب برتري رقابتي پي ‌برد‌‌ه‌اند. به اين ترتيب اغلب کشورهاي در حال توسعه به منظور اشاعه‌ي فرهنگ نگرش ويژه به بهره‌وري و تعميم به کارگيري فنون و روش‌هاي بهبود آن سرمايهگذاريهاي قابل توجهي انجام داده‌اند. در ايران اهميت توجه به مقوله‌ي بهره‌وري به دلايل مختلفي از جمله حاکم نبودن فرهنگ و نگرش درست به بهره‌وري در جامعه، مورد غفلت واقع گرديده است. بسياري از کارشناسان بر اين باورند که حلقه‌ي مفقوده اقتصاد ايران پيش از آنکه سرمايه و يا منابع طبيعي باشد، نبودن بهره‌وري است (حسيني و همکاران، 1390).
رشد جمعيت، به ويژه در کشورهاي در حال توسعه، به همراه فقر غذايي در بخش‌هايي از جهان موجب شده است که موضوع دسترسي کافي به غذا همچنان در دستور کار سياستگذاران اقتصادي ـ اجتماعي باقي بماند. از منظر برنامه‌ريزي و توسعه، غذا هم به عنوان کالاي اقتصادي و هم به عنوان يکي از محصولات اصلي توسعه‌ي اقتصادي، نقش اساسي در تأمين استقلال کشور، تأمين سلامت جامعه و افزايش کارآيي نيروي انساني دارد (زهري، 1370).
فعالان بخش خصوصي در چارچوب انبوهي از تشکل‌هاي غيردولتي، بنگاه‌هاي کوچک و متوسط، خوشه‌هاي صنعتي و کارآفرينان از طريق نوآوري و خلاقيت و توليدات مبتني بر دانش، از عوامل اصلي رشد و توسعه‌ي صنعتي در همه‌ي کشورها محسوب مي‌شوند. اين فعالان به عنوان عوامل توليدي واسطه و يا نهايي و نيز مصرف کننده‌ي خدمات و کالاها، نقش تعيين کننده و معنيداري در ايجاد اشتغال و توليد ثروت و جلب سرمايه‌هاي خارجي در منطقه ايفا مي‌نمايند (قاسمي، 1385).
از سوي ديگر، بهبود بهره‌وري يکي از مهمترين راهکارهاي توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي است. بهبود بهره‌وري مي‌تواند اصلاح و بهبود فرآيندها، بهبود روابط کاري، اصلاح رفتارهاي فردي و گروهي، افزايش انگيزه‌ي کاري، افزايش کيفيت زندگي، افزايش سطح رفاه، افزايش اشتغال، افزايش سطح حقوق و دستمزد (به دليل بهبود توليد و سود در سازمان) را در پي داشته باشد.
هنگامي که کشورهاي جهان، اعم از توسعه نيافته، در حال توسعه و يا توسعه يافته از مشکلات اقتصادي نظير تورم، رکودي يا کسادي اقتصادي آسيب مي‌بينند، به اهميت بهبود بهره‌وري پي‌ مي‌برند. براي ارتقاي بهره‌وري بايد قبل از هر چيز، عوامل مؤثر بر بهره‌وري را به خوبي شناخت. عوامل مؤثر بر بهره‌وري نيروي انساني را مي‌توان در قالب تحصيلات، آموزش، تجارت نيروي کار، کيفيت مديريتي، سرمايه‌گذاري در تجهيزات، تکنولوژي و محيط اجتماعي دستهبندي کرد (فرانکالانسي و گولال4، 1998).
در اين فصل مباني نظري مربوط به موضوع تحقيق گفته مي‌شود و مطالعات پيشين در اين زمينه ارائه ميگردد.

2-2- اهميت بخش کشاورزي و دام و طيور
بخش کشاورزي در ايران جايگاه مهمي در اقتصاد کشور دارد. حدود 15 درصد توليد ناخالص داخلي کشور در اين بخش کشاورزي توليد مي‌شود و حدود 25 درصد اشتغال، 99 درصد نياز غذايي، حدود 20 درصد صادرات غيرنفتي و حدود 90 درصد مواد خام مورد نياز صنايع تبديلي کشور نيز از طريق اين بخش تأمين مي‌شود (امير تيموري و خليليان، 1386).
بررسي توانمندي‌ها و پتانسيل‌هاي موجود در کشاورزي کشور نشان مي‌دهد که اين بخش از ظرفيت‌هاي قابل توجهي برخوردار است و در صورت فعاليت مفيد اين بخش، زمينه‌ي فعاليت و پيشرفت ساير بخش‌ها فراهم و کشور به سوي توسعه سوق مي‌يابد. با توجه به اهميت بخش کشاورزي در توليد، اشتغال و ايجاد امنيت غذايي، کشورهاي مختلف جهان اعم از توسعه يافته و يا در حال توسعه، به طرق گوناگون اين بخش را مورد حمايت قرار مي‌دهند. حمايت از بخش کشاورزي ضرورتي است اجتنابناپذير که تحقق آن منافع همه‌ي بخش‌هاي جامعه را تحت تأثير قرار مي‌دهد (حسيني، 1385) از جمله دلايل اقتصادي اجراي سياست‌هاي حمايتي در بخش کشاورزي مي‌توان به کم کشش بودن عرضه‌ي محصولات، فسادپذيري و محدود بودن قدرت ذخيرهسازي محصولات کشاورزي، افزايش توان رقابتي در بازار‌هاي صادراتي محصولات کشاورزي، افزايش توان رقابتي در بازار‌هاي صادراتي، جلوگيري از کاهش درآمد کشاورزان و دامداران در مقايسه با ديگر بخش‌هاي اقتصاد، حفظ اشتغال و جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهر، جلوگيري از انتقال درآمد از بخش کشاورزي به ديگر بخش‌هاي اقتصادي، عدم تمايل بخش خصوصي به سرمايهگذاري در بخش‌هاي پشتيباني و زيربناي کشاورزي و ديگر بخش‌هاي مرتبط، از دلايل لزوم دخالت دولت‌ها در اين زمينه هستند.
بنابراين، حمايت از بخش کشاورزي همواره مورد توجه دولت‌ها بوده و جزء جدانشدني اين بخش مي‌باشد. بر اين اساس، در بيشتر کشورهاي جهان بدون حمايت از بخش کشاورزي، تعداد زيادي از کشاورزان و روستاييان با درآمد اندک، با مشکلات جدي روبه رو خواهند شد، به ويژه آن که اين کشورها به منظور تأمين امنيت غذايي، با استفاده از اهرم واردات و دخالت مستقيم در قيمت محصولات کشاورزي و غذايي اساسي، سعي در پايين نگه داشتن قيمت به منظور حمايت از مصرف‌کنندگان شهري داشته‌اند، بنابراين اتخاذ سياست‌هاي حمايتي از سوي دولت ضروري است (حميدنژاد م, 1373).
از سوي ديگر، نوع اتخاذ اين سياست‌ها روي بهره‌وري کل عوامل توليد بخش کشاورزي مي‌تواند اثرگذار باشد. در واقع تعيين سياست‌هاي مناسب و اثرگذار حمايتي از بخش کشاورزي، مي‌تواند منجر به افزايش توان توليدکنندگان و مصرف کنندگان اين بخش در توليد و مصرف محصولات کشاورزي گردد و بدين ترتيب مي‌تواند بر بهره‌وري بخش کشاورزي اثرات مثبتي را بر جاي گذارد (پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد کشاورزي، 1384).

2-3- بهره‌وري
در تعريف مركز بهره‌وري ژاپن5، بهره‌وري عبارت است از به حداكثر رساندن استفاده از منابع، نيروي انساني، تسهيلات و غيره به طريقه‌ي علمي و كاهش هزينههاي توليد، گسترش بازارها، افزايش اشتغال، كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي و بهبود معيارهاي زندگي آن‌گونه كه به سود كاركنان‌، مديريت و عموم مصرف كنندگان باشد.
در تعريف مركز بهره‌وري ايران6، بهره‌وري يك فرهنگ، يك نگرش عقلايي به كار و زندگي است، كه هدف آن هوشمندانهتر كردن فعاليتها براي دست‌يابي به زندگي بهتر و فعال‌تر است.
بهره‌وري استفاده مؤثر و کارآمد از ورودي‌ها يا منابع براي توليد محصول يا ارائه‌ي خروجيهاست. وروديها (نهاده‌ها) منابعي از قبيل مواد اوليه، ابزارآلات و تجهيزات، نيروي کار و زمين و… هستند که براي خلق خروجي يا ستاده (محصولات توليدي، خدمات ارائه شده) استفاده مي‌شوند. اندازه‌گيري بهره‌وري براي هر سازمان ضروري است و اين امر به حدي حائز اهميت است که مي‌توان با برقراري و اجراي يک سيستم اندازه‌گيري بهره‌وري به نقاط قوت و ضعف يک سازمان توليدي پي برد (رفيعي و زيبايي، 1382).
در متون اقتصادي، تعاريف متفاوتي براي بهره‌وري ارائه شده است، اما تعريف پذيرفته شده‌اي که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد و هر کدام از انديشمندان و سازمان‌هاي مختلف از ديدگاه مطالعات،‌ سازمان و رشته‌ي تحصيلي خود بهره‌وري را تعريف کرده‌اند، و از بين اين تعاريف، ‌از ديدگاه اقتصادي تعريف کاربردي “نسبت ستانده به نهاده‌هاي به کار رفته در توليد آن ستانده”، ‌را مي‌توان به عنوان يک تعريف کلي و کاربردي براي بهره‌وري پذيرفت. بهره‌وري معيار و وسيله‌ي سنجشي براي اندازه‌گيري کارآيي فعاليت‌هاي اقتصادي در جامعه است. در واقع امروزه، بهره‌وري بهترين و مؤثرترين روش دستيابي به رشد اقتصادي، با توجه به کميابي منابع توليد است. بهره‌وري مفهومي است جامع و کلي که افزايش آن به عنوان ضرورتي جهت ارتقاي زندگي انسان‌ها و ساختن اجتماعي مرفه‌تر، همواره مدنظر صاحب‌ نظران سياست و اقتصاد بوده است (اکبري و رنجکش، 1382). به منظور افزايش بهره‌وري در اقتصاد ايران بايد به بخش کشاورزي به عنوان يکي از بخش‌هاي مهم و عمده فعاليت اقتصادي در کشور توجه خاص کرد، زيرا رشد بهره‌وري در اين بخش با توجه به ساختار ويژه‌ي اقتصادي کشور مي‌تواند در جهت دستيابي به اهداف اقتصادي، کشور را ياري کند.

2-3-1- مفهوم بهره‌وري
در ادبيات اقتصادي براي بهره‌وري مفاهيم متعددي توسط اقتصاددانان، مؤسسات و سازمان‌هاي بين‌المللي ارائه شده است. واژهي بهره‌وري براي اولين بار در سال 1766 توسط کنه به کار رفت. يک قرن بعد از ايشان ليتر در سال 1833 بهره‌وري را به مفهوم “استعداد توليد کردن” تعريف کرد. در اوايل دهه‌ي 1900 بهره‌وري را “رابطه‌ي بين ستانده و عوامل به کار گرفته شده در توليد” تعريف کردند. در سال 1950 سازمان همکاري اقتصادي اروپا تعريف دقيق‌تري از بهره‌وري ارائه نمود و آن را “نسبت ستانده به يکي از عوامل توليد” معرفي کرد. دفتر بين‌المللي کار بهره‌وري را “رابطه‌ي بازده توليد با يکي از عوامل مشخص کننده‌ي توليد، زمين، سرمايه، کار و مديريت” مي‌داند و سازمان بهره‌وري اروپا آن را “درجه‌ي استفاده‌ي مؤثر از هر يک از عوامل توليد” معرفي ميکند و معتقد است که بهره‌وري قبل از هر چيز يک ديدگاه فکري است. هدف بهره‌وري اين است که به طور مستمر سعي در بهبود وضع موجود مي‌نمايد. مبناي اين هدف بر اين عقيده استوار است که امروز بهتر از ديروز و فردا بهتر از امروز کار کنيم (عسگري و همکاران، 1383).
در يک نگاه کلي، بهره‌وري يعني “استفاده‌ي بهينه از منابع توليدي، نيروي کار، سرمايه، تجهيزات و تسهيلات، انرژي، مواد و مديريت به طور علمي، کاهش هزينه‌هاي توليد، از بين بردن ضايعات، گسترش بازارها و غيره جهت بهبود سطح کيفيت زندگي و توسعه‌ي اقتصادي است که به طور کلي از نسبت توليد کالاها و خدمات و يا مجموعه‌اي از کالاها و خدمات به يک يا چند عامل مؤثر در توليد آن کالاها و خدمات به دست مي‌آيد”. به طور خلاصه، بهره‌وري به صورت نسبت ستانده‌ها به نهادهها تعريف مي‌شود. ممکن است نهاده‌هاي توليد يک عامل و يا چندين عامل باشد که در اين صورت بهره‌وري به دست آمده را به ترتيب بهره‌وري جزئي7يا بهره‌وري کل عوامل توليد8 مي‌گويند.
بهره‌وري مفهومي جامع و کلي است که به عنوان يک ضرورت براي ارتقاي سطح زندگي رفاه بيشتر و آسايش انسان‌ها ـ که هدفي اساسي براي تمامي کشورهاي جهان محسوب مي‌شود، همواره مورد نظر مسؤؤلين و دست‌اندرکاران اقتصادي هر کشور بوده و هست (طوسي، 1372).
بهره‌وري به عنوان يکي از شاخص‌هاي مهم کارآمدي بخش‌ها و فعاليت‌هاي مختلف اقتصادي محسوب مي‌شود و معياري مناسب براي ارزيابي عملکرد بنگاه‌ها، سازمان‌ها و تعيين ميزان موفقيت در رسيدن به اهداف مي‌باشد. گرچه امروز مفهوم بهره‌وري فراتر از يک معيار و به عنوان يک فرهنگ و نگرش به کار و زندگي مطرح شده است، اما هنوز اهميت اندازه‌گيري کمي بهره‌وري به قوت خود باقي مانده است و به عنوان مهمترين شاخص در ارزيابي اقتصادي داراي کاربرد فراوان در مطالعات تجربي است و از اهميت به سزايي برخوردار مي‌باشد.
ارتقاي بهره‌وري همواره مطلوب بوده و متضمن رفاه عمومي، محور رقابت‌ةاي جهاني استفاده‌ي کارآمد از منابع، ارتقاي کيفيت کالاها و خدمات و به عبارت بهتر، مسير تعالي و پيشرفت و توسعه اقتصادي جامعه است که با استفاده‌ي شايسته از منابع انساني و جلب مشارکت آنان، به کارگيري شيوه‌هاي نوين علمي در مديريت، فناوري، آموزش و ترويج فرهنگ بهره‌وري در سطح ملي، تسهيل ارتباطات و انتقال اطلاعات، همسو شدن منافع فردي با منافع ملي و به طور خلاصه با رفتار و تصميم هوشمندانه، خردمندانه و زيرکانه به دست مي‌آيد (قاسمي، 1385).

2-3-2- مديريت بهره‌وري
منظور از مديريت بهره‌وري اداره کردن مجموعه فعاليت‌هايي است که به منظور ارتقاء بهره‌وري صورت مي‌پذيرد. مديريت مؤثر بهره‌وري مستلزم لحاظ داشتن دو معيار عملکردي اثربخشي و کارآيي به طور همزمان مي‌باشد. چرا که تنها هنگامي مي‌توان سيستمي را بهره‌ور دانست که در آن سيستم فعاليت‌هاي با ارزش افزوده به صورت درست انجام شوند. از اين رو است که موفقيت مديريت بهره‌وري مستلزم توجه کافي به هر دو جنبه‌ي مديريت، يعني مديريت عملياتي و استراتژيک است، چرا که محور مديريت عملياتي بهبود کارآيي فعاليت‌ها و محور اساسي مديريت استراتژيک بهبود اثربخشي است (اکبري و رنجکش، 1382).
مديريت بهرهوري يعني شيوه‌ي اداره و به کارگيري منابع به طور اثر بخش و کارآ. براي اعمال چنين مديريتي در سازمان‌ها ميبايست چرخه‌ي مديريت بهرهوري را در سازمان مستقر نمود و براي استقرار آن ابتدا به ريشهيابي علل مشکلات و نا کارآمدي‌هاي سازمان پرداخته و سپس شاخصهاي مناسب اندازهگيري روند بهبود در آينده را مشخص و برنامههاي بهبود را اجراء نمود و پس از آن به ارزيابي و تحليل نتايج پرداخته و در جهت تقويت نقاط قوت و برطرفسازي نقاط ضعف اقدام به برنامهريزي نمود. به کارگيري چرخه‌ي مديريت بهرهوري ميتواند دغدغه و انديشه‌ي بهرهوري سازمان يعني امکان استفاده هر چه بهتر و بيشتر از منابع و امکانات در سازمان را از بين برده و سازمان را در محيط رقابتي توانمند سازد.
براي افزايش بهره‌وري عوامل توليد، اولين قدم، اندازه‌گيري و تعيين بهره‌وري است تا بتوان بر اساس آن در مورد عملکرد واحدهاي توليدي قضاوت کرد؛ يعني فهميد که آيا عملکرد آن‌ها با اصول و قواعد اقتصادي سازگاري دارد و بهره‌وري آن‌ها با استانداردهاي موجود قابل قبول است يا خير. به طور کلي افزايش بهره‌وري در يک بخش اقتصادي يا واحد توليدي به مفهوم کاهش هزينه‌ي توليد هر واحد محصول و قيمت تمام شده‌ي آن است. افزايش بهره‌وري توان واحد يا بخش توليدي را در رقابت با ساير واحدها و بخش‌هاي توليدي رقيب افزايش مي‌دهد. به همين سبب معيارهاي بهره‌وري راهنماي خوبي براي مديران واحدهاي توليدي و برنامه‌ريزان اقتصادي در ارزيابي جايگاه واحد يا بخش توليدي خواهد بود (اسلامي، 1376).

2-3-3- عوامل مؤثر بر بهره‌وري
در طول دو دهه‌ي اخير، مديران شاهد يك دوره تغييرات شگرف جهاني به واسطه‌ي پيشرفت در تكنولوژي، جهاني شدن بازارها و شرايط جديد اقتصاد سياسي بو‌ده‌اند. با افزايش تعداد رقبا، سازمانها مجبور ‌شده‌اند كه سريعاً فرآيندهاي درون سازماني را براي ابقا در صحنه‌ي رقابت بهبود بخشند. در دهه‌هاي 60-70 سازمانها به توسعه‌ي جزئيات استراتژيهاي بازار همت گماردند كه بر روي برآوردهسازي (رضايت) مشتريان متمركز بود. آنها بدين درك نائل آمدند كه مهندسي و طراحي قوي و عمليات توليد منسجم و هماهنگ، پيش‌نياز دستيابي به نيازمنديهاي بازار و در نتيجه سهم بازار بيشتر است. بنابراين طراحان مجبور شدند كه ايدهآلها و نيازمنديهاي مورد نظر مشتريان را در طراحي محصولات خود بگنجانند و در حقيقت محصولي را با حداكثر سطح كيفيت ممكن، در حداقل هزينه، توام با ايدهآل‌هاي مورد نظر مشتري، روانه‌ي بازار سازند (حسيني، 1385).
رشد بهرهوري يكي از پوياترين عواملي است كه به رشد اقتصادي دامن ميزند. بهرهوري از يك طرف عاملي است براي ارتقاء سطح زندگي و كاهش نرخ تورم و از طرف ديگر، موجب تغيير در قيمتهاي نسبي افزايش در توليد و كارآتر ساختن تخصيص منابع ميگردد. در يك كلام، امروزه رشد اقتصادي كشورها در گرو آهنگ رشد بهرهوري آنان ميباشد (دشتي و يزداني، 1375).
پيشرفت بهرهوري عامل عمدهاي در افزايش درآمد و توليد سرانه ميباشد و سبب صرفهجويي در مصرف و كاربرد منابع كمياب براي هر واحد از توليد مي‌شود. همچنين نرخ تورم را كاهش مي‌دهد. افزايش بهرهوري موجب ميگردد تا از روند فزاينده‌ي درآمد متوسط هر ساعت كار و قيمت ساير نهادهها كه سبب افزايش هزينههاي متوسط و نهايتاً بالاتر رفتن قيمت محصولات ميگردند، كاسته و نرخ تورم را كاهش دهد. از آنجا كه كاهش در مقدار نهادههاي هر واحد از محصول، افزايش در قيمت نهادهها را جبران ميكند، روشن است كه قيمت نهادهها به طور متوسط ميتواند متناسب با افزايش در بهرهوري مجموع عوامل افزايش يابد بدون آنكه منجر به افزايش هزينه‌ي عوامل در توليد هر واحد از محصول گردد (طالع زاري، 1379).
تغييرات نسبي در بهرهوري از طريق تغييرات نسبي در هزينههاي متوسط و قيمتها در ميزان توليد و فروش تأثير ميگذارد. چنانچه تغييرات نسبي در توليد ثابت تصور شود، تغييرات بهرهوري در بخشهاي متفاوت اقتصادي نيازمنديهاي عامل كار و منابع ديگر را تعيين ميكند. از آنجا كه مؤسسات توليدي همه در بازار عوامل با هم به رقابت ميپردازند، در بلند مدت دستمزد هر ساعت كار و قيمت هر واحد از سرمايه به طور متوسط روند فزايندهاي خواهد داشت. بدين ترتيب تغيير در هزينههاي متوسط و قيمتهاي به طور معكوسي وابسته به تغييرات بهرهوري ميباشد. بدين معني كه هر قدر بهرهوري ارتقاء يابد، هزينههاي متوسط و در نتيجه قيمتها كاهش خواهند يافت (عسگري و همکاران، 1382).
با تحت تأثير قرار دادن هزينهها و قيمتهاي نسبي، تغييرات بهرهوري در بخشهايي از اقتصاد كه در معرض رقابت بينالمللي ميباشد، تحولات مهمي بوجود ميآورد. چنانچه پيشرفت‌هاي بهرهوري در مورد محصول X در كشور A كمتر از سطح متوسط بهرهوري در همان كشور باشد. در حالي كه توليد محصول X در كشور B از رشد بهرهوري فزايندهاي برخوردار باشد، قيمت محصول X در كشور A نسبت به كشور B افزايش خواهد يافت و اين امر در صورت ثابت بودن ساير شرايط موجب كاهش صادرات محصول X از كشور A و احتمالاً افزايش واردات آن محصول ميگردد. برعكس چنانچه كشور A در توليد محصول Y از پيشرفت بهرهوري برخوردار باشد و بهرهوري در توليد محصول Y از سطح متوسط توليد ملي بالاتر باشد، قيمت محصول Y كاهش خواهد يافت و در رقابت بينالمللي در جهت صادرات Y توفيق بيشتري بدست خواهد آورد (جمالي، 1385).
قابل توجه است كه افزايش در نرخ اشتغال در يك بخش نه تنها تحت تأثير تغييرات بهرهوري در سطح كشور بلكه ميزان تغييرات بهرهوري بين آن بخش در كشورهاي گوناگون ميباشد. آن دسته از صنايعي كه داراي هزينههاي نسبي فزاينده ميباشند را نميتوان در تجارت بينالمللي براي مدت



قیمت: تومان


پاسخ دهید