اثر ضد ميکروبي عصاره گياه مرزنگوش و عصاره پوسته خارجي پسته بر هليکوباکتر پيلوري
چکيده
هليکوباکتر پيلوري يک باکتري گرم منفي و مارپيچي شکل و ميکرو آئروفيليک است که در معده انسان زندگي ميکند. اين باکتري غالبا در بيماراني که از گاستريت مزمن يا زخم معده رنج ميبرند مشاهده ميشود. عفونت هليکوباکتر پيلوري در بيش از 80% افراد بدون علائم است. به نظر ميرسد اين باکتري در حفظ اکولوژي طبيعي معده نقش داشته باشد. رژيم درماني استاندارد براي درمان عفونت هليکوباکتر پيلوري يک رژيم سه دارويي است که معمولا از يک مهار کننده پمپ پروتون مثل امپرازول و دو آنتي بيوتيک کلاريترومايسين وآموکسي سيلين تشکيل شده است. با توجه به عوارض جانبي اين رژيم دارويي و نيز شيوع مقاومت هاي آنتي بيوتيکي در هليکوباکتر پيلوري، در سالهاي اخير توجه زيادي به خواص ضد ميکروبي عصاره هاي گياهي معطوف شده است
در پروژه حاضر اثر ضد ميکروبي عصاره گياه مرزنگوش و عصاره پوسته خارجي پسته بر هليکوباکتر پيلوري آزمايش شده است. عصاره گيري از مرزنگوش و پوسته خارجي پسته با استفاده از متدهاي استاندارد عصاره گيري انجام گرفت. عصاره ها پس از تغليظ و خشک شدن تا زمان استفاده در شرايط استاندارد نگهداري شدند. سويه استاندارد هليکوباکتر پيلوري پس از انتقال به آزمايشگاه و رشد مجدد با استفاده از جار و گاز پک 10% گاز کربنيک براي انجام حساسيت دارويي آماده شد. ارزيابي اثر ضد هليکوباکتر پيلوري با استفاده از متدهاي استاندارد انتشار در آگار انجام و قطر هاله عدم رشد اندازه گيري گرديد.
حد اکثر هاله عدم رشد در غلظت 1000 ميلي گرم در ميلي ليتر هر دو عصاره مشاهده گرديد. قطر هاله عدم رشد در غلظت ذکر شده در مرزنگوش و عصاره پوسته خارجي پسته به ترتيب 21 و 19ميلي متر مشاهده شد. نکته جالب اينکه اثر مهار کنندگي مخلوط دو عصاره به نسبت نصف از هر کدام (8 ميلي متر) کمتر از هر کدام از عصاره ها مشاهده گرديد.
با وجود اينکه عصاره دو گياه در غلظت 1000 ميلي گرم در ميلي ليتر بيشترين اثر ضد ميکروبي را عليه هليکوباکتر پيلوري نشان دادند، با اين حال تاثير آنتاگونيستي دو عصاره بر رشد هليکوباکتر پيلوري قابل توجه است.
واژگان کليدي : عصاره مرزنگوش ، عصاره پوسته خارجي پسته، فعاليت ضد ميکروبي ، هليکوباکتر پيلوري
فصل اول
کليات
1-1- اهميت هليکوباکتر پيلوري
هليکوباکتر پيلوري باکتري گرم منفي و مارپيچي شکل است (11) که مهمترين عامل زخم و سرطان معده مي باشد که معمولا از طريق خوراکي و آب آلوده منتقل ميشود(14). در کشورهاي در حال توسعه 70 تا 90 درصد افراد در قبل از سن 10 سالگي به اين باکتري آلوده مي شوند و اين ميزان در کشورهاي توسعه يافته کمتر از 40% مي باشد و به طور کلي در بيش از 50% جمعيت جهان اين باکتري کلونيزه شده است (2) که اين روند بستگي به شرايط جغرافيايي ، فاکتورهاي اجتماعي و رفتارهاي فردي دارد. گاستريت مزمن منجر به جايگزيني مخاط طبيعي معده با فيبروز و پروليفراسيون اپيتليوم از نوع روده اي مي شود. اين فرايند خطر پيدايش سرطان معده را تقريبا تا صد برابر افزايش مي دهد(2
1-1-1- تاريخچه کشف هليکوباکتر
پروفسور جاوورسکي لهستاني اولين کسي بود که بيش از ??? سال قبل باکتري هايي مارپيچي را در ترشحات معده انسان کشف کرد. ارتباط بين گاستريت و بيماري زخم پپتيک از دهه ???? مشخص شده بود ولي کشت اين باکتري ها با موفقيت همراه نبود. در سال ????، لاک و ست گزارش کردند که معده انسان داراي فعاليت اوره آزي بسياري است و در سال ???? نشان داده شد که فعاليت اوره آزي معده پس از تجويز تتراسيکلين کاهش مي يابد ولي ارتباط بين اين آنزيم و اسپيروکت هاي معده تا سال ???? مشخص نشد(11).
در واقع مانع اصلي در تشخيص نقش باکتري هاي مارپيچي در پاتولوژي معده انسان، عدم توانايي کشت باکتري ها از معده بود. باکتريايي بودن منبع اوره آز معده در سال ???? و با نشان دادن عدم فعاليت اوره آز در معده حيوانات فاقد ميکروب تاييد گشت. در سال ???? همراهي باکتري ها با گاستريت در ??نمونه هاي حاصل از رزکسيون معده مبتلايان به زخم معده گزارش شد. در سال ????، باکتري هايي مارپيچي در سطح مجرايي سلول هاي اپي تليومي بيماران مبتلا به زخم معده توصيف گشتند. سه سال بعد اثر مفيد بيسموت بر مخاط دئودنوم در مبتلايان به زخم دئودنوم مشخص شد(11).
اما دوران طلايي در سال ???? شروع شد که يک دستيار داخلي به نام باري مارشاليک طرح پژوهشي باليني را به همراه يک آسيب شناس به نام رابين وارندر استراليا آغاز کرد(14). وارن نمونه هاي بيوپسي معده را با رنگ وارتين استاريرنگ آميزي کرد و متوجه وجود باکتري در مخاط گشت. مارشال يک بيمار مسن روسي مبتلا به گاستريت را که در معده اش باکتري وجود داشت، با تتراسيکلين درمان نمود و متوجه از بين رفتن عفونت و بهبود گاستريت شد(11)
تلاش هاي بعدي براي کشت اين باسيل ها ناموفق بود تا اين که در آوريل ???? مارشال به گونه اي غيرمترقبه موفق به انجام اين کار شد. ماجرا از اين قرار بود که درعيد پاک به جاي اينکه ظروف پتري ? روز در انکوباتور بمانند، به ناچار ? روز باقي ماندند. وقتي اين ظروف پس از پايان تعطيلات بررسي شدند، کلني هاي کوچکي با ظاهر براق ديده شدند
اين اولين کشت و جداسازي موفق باکتري ها از معده يک بيمار مبتلا به گاستريت بود. ارتباط اين باکتري ها با گاستريت براي اولين بار در کالج سلطنتي پزشکان استراليا در ?? اکتبر ???? عنوان شد. اين ارگانيسم هاي شبيه کمپيلوباکتر، ابتدا کمپيلوباکتر پيلوريديس خوانده شدند چرا که ريزهوازي، خميده و گرم منفي بودند و هم از لحاظ مورفولوژيک و هم از لحاظ محتويات گوانين/سيتوزينِشبيه کمپيلوباکترها بودند. به خاطر ملاحظات گرامري، اين اسم در سال ???? به کمپيلوباکتر پيلوري تغيير يافت. سپس معلوم شد که اين باکتري به جنس کمپيلوباکتر تعلق ندارد و در سال ????نام جديد هليکوباکتر پيشنهاد شد که نشانگر ? ظاهر مورفولوژيک اين ارگانيسم است: مارپيچي در بدن زنده ولي غالبا ميله اي در آزمايشگاه (باکتر، عصا) (10). اهميت کار اين دو دانشمند زماني مشخص شد که مارشال و وارن برنده جايزه نوبل پزشکي در سال 2005 شدند(2).
1-1-2- ويژگيهاي ساختاري
اين باکتري بقاي خود را مديون خواص متعددي است که توضيح‌دهنده قدرت سازگاري منحصر به فرد آن است(17)
اول اينکه اين ميکروب به مقدار کمي اکسيژن براي ادامه حيات نياز دارد(2).
دوم اينکه شکل مارپيچي آن به اين باکتري اجازه مي‌دهد در ميان لايه مخاطي پوشاننده معده وارد شود(6). سوم اينکه اين باکتري تا حداکثر هفت پروتئين شلاق ‌ماننددارد که از انتهاي باکتري بيرون زده‌اند و آن را درون لايه مخاطي حرکت مي دهند(6).
چهارم اينکه اين باکتري داراي گيرنده‌هاي مخصوصي است که به آن امکان مي‌دهد که راه خود را در ميان مخاط بگشايد و به سلولهاي پوشش معده بچسبند(17).
هليکوباکتر پيلوري يک خاصيت ديگر هم دارد که از همه مهم‌تر است. اين باکتري مي‌تواند مولکول‌هاي “اوره”را تجزيه کند. اين فرآيند باعث ايجاد آمونياک و دي‌اکسيد کربن مي شود، که غلاف‌ ابرمانندي را در اطراف باکتري به وجود مي‌‌‌آورد و آن را از اسيد معده که باکتري‌هاي معمولي را مي‌کشد ، حفاظت مي‌کند (18)
1-1-3- عوامل ويرولانس هليکوباکتر پيلوري
در هليکوباکتر پيلوري فاکتورهاي ويرولانس متعددي از قبيل شکل اسپريل و قابليت حرکت ,آنزيم کاتالاز، پروتئين ‌هاي مهار کننده , ترشح اسيد معده، اتّصال مولکول‌هاي چسبندگي هليکوباکتر پيلوري و آنزيم اوره آز شناسايي شده است. در بين فاکتورهاي مذکور از همه مهمتر آنزيم اوره‌آز است که به علّت دارا بودن فعاليت شديد اين آنزيم از اجزاي مهم اين باکتري شناخته شده است(6و 2).
1-1-3-1-آنزيم اوره آز :
آنزيم اوره آز يکي از مهمترين عوامل ويرولانس هليکوباکتر پيلوري مي‌باشد. مقدار آنزيم اوره‌آز توليد شده توسط هليکوباکتر پيلوري بسيار زياد مي ‌باشد.اوره‌آزهليکوباکتر پيلوري داراي يک ساختمان هگزادايمر حاوي نيکل است واز دو زير واحد Ure A و Ure B ساخته شده است و براي فعاليت آنزيم وجود هر دو ذره زير واحد ضروري مي‌باشد(17و 2).
تنظيم فعاليت آنزيم اوره آز بسيار پيچيده است و حداقل نه ژن ديگر (Urea C, D, E, F, G, H, I, j, K)علاوه بر ژنهاي Ure A و Ure B در اين کار دخالت دارند. آنزيم اوره آز نقش مهمي در بيماري زايي هليکوباکتر پيلوري بازي مي‌کند. اين آنزيم با هيدروليز اوره به آمونياک و دي اکسيد کربن به زنده ماندن و بقاء باکتري در محيط اسيدي معده کمک مي‌کند(6). علاوه بر نقش آنزيم اوره آز در خنثي کردن اسيد معده، نقش تغذيه‌اي آنزيم اوره‌آز باعث رساندن آسيب به سلول‌هاي مخاط معده مي‌شود. که اين اثر مي‌تواند به عنوان يک سيتوتوکسين برروي سلول‌هاي مخاط معده اثر کند و يا مي‌تواند باعث تخريب اتصالات بين سلولي شده و منجر به خروج يونها از سلول‌ها شود. آمونياک توليد شده باعث قطع تنفس ميتوکندريايي و سلولي مي‌شود و در نتيجه با کاهش بقاء سلول‌ها منجر به تخريب مخاط مي‌گردد(18).
1-1-3-2- ژن ice A
IceAداراي دو آلل ice A1 و ice A2مي‌باشد. آلل اول پروتئين مشابه آنزيم آندونوکلئاز nlaIII R در نايسريا لاکتاميکا (N. lactamica) راکد مي‌کند و ice A2 پروتئين با 59 اسيد آمينه راکد مي‌کندوبه ice A1 وابسته نيست (30). نقش ژن ice A در عفونت انساني هنوز مشخص نشده است. بيان يکي از اين دو به شيوع جغرافيايي و به بيماري بستگي دارد. تحقيقات و مطالعات نشان داده است که ice A در هلند و آمريکا، با پپتيک اولسر مرتبط بوده ولي در کشورهايي مانند ژاپن، کره و کلمبيا اين ارتباط وجود ندارد (21, 30).
1-1-3-3- ليپوپلي ساکاريد هليکوباکترپيلوري
ليپوپلي ساکاريد بخاطر ساختار اسيدهاي چرب موجود، داراي يک ساختمان غير معمول مي‌باشد. بخش ليپيد A، ليپو پلي ساکاريد هليکوباکتر پيلوري فعاليت بيولوژيک کمتري نسبت به LSP ساير باکتري‌هاي روده‌اي دارد (15)و سميت ليپوپلي ساکاريداين باكتري پانصد الي هزار برابر كمتر از ليپوپلي ساکاريد اشريشيا كلي و سالمونلا است و ساختار ليپيدA مسئول سميت پايين اين باكتري مي باشد و آندوتوكسين هليكو باكتر پيلوري باعث سپتي سمي و شوك سپتيك نمي شود(20). LPS هليکوباکتر پيلوري مي‌تواند نقش مهمي در القاء پاسخ‌هاي اتوايميون در مخاط معده داشته باشد(33). ساختمان آنتي ژن اختصاصي O ليپو پلي ساکاريد سويه‌هاي مختلف هليکوباکتر پيلوري مشابه آنتي ژن‌هاي گروه خوني Lewisx و Lewisyدر موکوس معده ميزبان مي‌باشد. که در مخاط معدة انسان سالم بيان مي‌شوند(28و 2).
1-1-3-4- سيتوتوکسين واکوئله کننده Vac A
تقريباً همه نژادهاي هليکوباکتر پيلوري Vac A ترشح مي‌کنندو مطالعات مختلف ميزان متفاوتي از فعاليت ايجاد واكوئول توسط توكسين را در سويه هاي متفاوت هليكوباكترپيلوري نشان داده اند. (26)Vac Aپروتئيني با خاصيت ايمونوژنيک بالا و وزن مولکولي معادل 95 کيلودالتون است که در سلولهاي اپي تليال سبب توليد حفرات بزرگ مي‌شود(6).
Vac A نقش مهمي را در سرطان معده و زخم‌هاي گوارشي ايفا مي‌کند. سويه‌هاي هليکوباکترپيلوري که حاوي الل‌هاي Vac A S1/M1مي باشند همراه با ريسک بالاي سرطان معده و صدمه به سلول‌هاي اپيتليال معده اي در مقايسه با سويه‌هاي S2/M1 Vac A هستند (27).
1-1-3-5- سايتو توکسين همراه با ژن Cag A:
سويه‌هاي Helicobacter pylori را مي‌توان براساس توانايي امکان توليد يک پروتئين ايمونودوميننت که Cag A ناميده شده، به دو زير جمعيت طبقه‌بندي کرد. Cag Aبوسيله ژن Cag Aکد مي‌شود. اين ژن در انتهاي جزيرة پاتوژنسيته واقع شده است که يک DNA با 40 هزار جفت باز مي‌باشد و حاوي 30 ژن است و داراي وزني معادل 140 کيلودالتون ميباشد و داراي قدرت ايموژنسيته فراوان مي‌باشد(38).
1-1-3-6- شکل مارپيچي و حرکت و نقش آنها در بيماريزايي :
هليکوباکتر پيلوري، باکتري مارپيچي شکلي مي‌باشد که بخاطر داشتن چهار تا هفت تاژک پوشش دار داراي قدرت تحريک زيادي مي‌باشد(6). داشتن شکل مارپيچي و حرکت براي کلونيزاسيون باکتري در معده ضروري مي‌باشد. اين دو ويژگي باعث نفوذ و انتشار باکتري در لايه مخاطي ويسکوز (چسبنده) پوشاننده اپيتليوم معده مي‌شوند، بعبارت ديگر باعث فرار باکتري از PH بسيار اسيدي معده و حرکات پريستالتيسم معده‌اي مي‌شوند. حداقل 4 پروتئين در ژنوم هليکوباکترپيلوري وجود دارند که در تنظيم، ترشح و در کنار هم قرار گرفتن ساختارهاي تاژکي نقش دارند(17).
1-2- بيماريهاي ناشي از عفونت هليکوباکتر پيلوري:
هليکوباکتر پيلوري بدليل فاکتورهاي ويرولانس متعدد و تواناييزنده ماندن در شرايط اسيدي و نامطلوب معده عامل ايجاد بيماريهاي معدوي نظير زخم معده، سرطان معدهو لنفوم مالت معده ميباشد که البته امروزه ارتباط هليکوباکتر پيلوري با تعدادي از بيماريهاي خارج معدوي نيز به اثبات رسيده است(29).
1-2-1- بيماريهاي معدوي ناشي از هليکوباکتر پيلوري عمده ترين بيماريهاي ايجاد شده توسط هليکوباکتر پيلوري در معده ميباشد که رايج ترين آن زخم معده ميباشد که سبب تخريب بافت پوششي معده و تغيير در توليد اسيد معده ميشود که در بسياري از افراد متعاقبا به سرطان معده مي انجامد.مطالعات نشان داده اند که 70 تا 100 درصد از بيماران مبتلا به گاستروانتريت ، زخم معده و زخم هاي دئودنوم به هليکوباکتر پيلوري آلوده بوده اند(2).
1-2-1-1- زخم پپتيک
زخم‌هاي پپتيک، حفره‌هايي در لايه پوشاننده معده يا قسمت بالاي روده کوچک (اثني عشر) هستند که گودي آنها به لايه‌‌هاي ماهيچه‌اي اين اندام‌ها نيز گسترش مي‌يابد. زخم در معده وقتي به‌وجود مي‌آيد که سلول‌هاي سطح، ملتهب شده، بميرند و آن سطح، پوست‌ريزي کند. اين آسيب مي‌تواند به‌واسطه يک ساييدگي و يا خراش، عفونت، يا التهاب ايجاد شود که ناشي از واکنش افراطي سلول‌هاي ايمني است(42). درد معده شبيه به سوزش يا سوءهاضمه رايج‌ترين علائم بيماري زخم پپتيک‌‌است. علائم ديگر بيماري بي‌اشتهايي، از دست دادن وزن، استفراغ، وجود خون در مدفوع و يا کم‌خوني است.(37) امروزه تحقيقات نشان داده است که سم باکتريايي آزاد شده توسطهليکوباکتر پيلوري و التهاب ناشي از عفونت آن، مي‌تواند به لايه پوشاننده معده آسيب رسانده و باعث به‌وجود آمدن زخم‌هاي پپتيک شود.(6) اگر چه آمارها بسته به منطقه جغرافيايي متفاوت‌اند، اما به‌هر‌حال هليکوباکتر پيلوري عامل شمار زيادي از زخم‌هاي پپتيک است(29).
1-2-1-2- سرطان معده
سرطان معده ، مي تواند در هر بخشي از معده گسترش يابد و ممکن است که از طريق معده به ساير اعضاء بدن نيز توسعه يابد. ممکنست که اين سرطان از ديواره معده به سمت مري و يا روده کوچک نيز رشد کند.احتمال دارد اين سرطان از ديواره معده گسترده تر شود و به نزديک غدد لنفاوي و اعضاء ديگر بدن از قبيل کبد، لوزالمعده و روده بزرگ نيز برسد و حتي به بخش هاي دورتري نيز سرايت کند؛ از قبيل ريه ها، غدد لنفاوي بالاي ترقوه و در زنان به تخمدان ها هم برسد(34).
پژوهشگران پي برده اند که برخي از انسان ها بيشتر در معرض سرطان معده هستند و اين بيماري بيشتر در افراد بالاي 55 سال ديده مي شود(44).ارتباط خاصي بين هليکوباکترپيلوري و خطر سرطان معده وجود دارد. سرطان معده، در مردان اولين سرطان شايع و در زنان سومين سرطان شايع است(49). گاستريت مزمن ناشي از هليکوباکتر پيلوري منجر به جايگزيني مخاط طبيعي معده با فيبروز و پروليفراسيون اپيتليوم از نوع روده اي مي شود. اين فرايند خطر ابتلا به سرطان معده را تقريبا تا صد برابر افزايش مي دهد(2).
1-2-1-3- لنفوم معده
دستگاه گوارش محل شايعي است که دچار لنفوم مي‌شود. اکثراً در معده و با شيوع کم در روده‌ي کوچک و بندرت در کلون ملاحظه مي‌شود.سرطانبافت لنفاوي لايه موکوزاي معده MALT كه در معده يا در بافت لنفاوي لايه موکوزاي معده تأثير مي‌گذارد نوع نادري از لنفوم غير هوچکين است که توسط لنفوسيت‌هاي B که نوعي سلول ايمني‌اند، تشکيل شده، و به‌آرامي در لايه پوشاننده معده تکثير مي‌شود. لايه پوشاننده معده، معمولاً فاقد بافت لنفي (سيستم ايمني) است، اما اين بافت تقريباً هميشه در واکنش نسبت به کولونيزه شدن لايه پوشاننده معده توسط باکتري H.پيلوري، ظاهر مي‌شود. کليه بيماراني که لنفوم دستگاه گوارش دارند بايد مشاوره ENT داشته باشند چون ?? درصد خطر توام لنفوم همزمان وجود دارد. نشانه‌هاي بسياري در مورد هليکوباکتر پيلوري در ايجاد لنفوم معده (MALT) mucosa associated lymphoma tissue وجود دارد(43).
1-2-2- عفونت هاي غير معدوي هليکوباکتر پيلوري همانگونه که ميدانيم هليکوباکتر پيلوري ( Helicobacter pylori ) يک باکتري پاتوژن انساني است که در معده انسان کلونيزه مي شود. باکتري علاوه بر ايجاد بيماري در بافت معده، ممکن است در خارج از دستگاه گوارش نيز به صورت يک پاتوژن عمل کند. در اينجا به چندين بيماري غير معدوي که ارتباط آن با H.pylori مشخص شده اشـاره خواهد شد.
1-2-2-1-بيماري هاي کبدي-صفراوي(diseases Hepatobiliary)
در بعضي حيوانات گونه هاي مختلفي از هليکوباکتر از صفرا، کيسه صفرا و بافت کبد و همچنين در انسان از بيماران دچار بيماري هاي کبدي-صفراوي ايزوله شده است. وجود DNA گونه هاي مختلف هليکوباکتر در کبد بيماران با سيروز ناشي ازهپاتيت C (همراه با کارسينوماي هپاتوســلولار) نيز مشخص شده است(22). باکتري با توليد آمـــــونيوم به عنوان يک فاکتور خطر مستقل در ايجاد انســــــفالوپاتي کبــــــــــــــــــــدي (Hepatic encephalopathy) مي باشد. در اين راستا مطالعات بيشتري نياز بوده تا ارتباط بين عفونت H. pylori، H. hepaticus و H. bilis و تغييرات پاتولوژيکي کبد در انسان مشخص شود. وجود و ميزان DNA، H. bilis در صفراي بيماران با سرطان کيسه صفرا يا سرطان مجاري صفراوي نسبت به بيماران با بيماري صفراوي بالاتر بوده است. شخصي به نام Sheta وجود DNA هليکوباکتر پيلوري و همراهي اين باکتري با سنگ صفرا را نيز مشخص نموده است. نکته مورد توجه در اين رابطه اين است که بيشتر مطالب منتشر شده در مورد وجود گونه هاي هليکوباکتر و بيماري هاي صفراوي بر پايه تکنيک هاي ملکولي است. در اين تکنيک فقط DNA ارگانيسم مشخص شده و شواهدي از باکتري زنده در صفرا وجود ندارد(6و 22).
1-2-2-2- بيماري برگشت اسيد از معده به مري((GERD : در بعضي مطالعات نقش H. pylori در پاتوژنز GERD مشخص شده ولي هنوز به اثبات نرسيده است. بر اساس نتايج اپيدميولوژي نظرات مختلفي بين اين دو متغير وجود دارد. در جوامع غربي ، زماني که شيوع H. pylori در آنها کاهش مي يابد متعاقب آن موارد GERD و آدنوکارسينوماي مري نيز افزايش مي يابد(14). همچنين شيوع عفونت به H. pylori در بين بيماراني که از GERD رنج مي برند کمتر ديده شده است. در مجموع از نتايج بالا اين مطلب بدست مي آيد که ارتباط بين H. pylori و GERD معکوس و به صورت منفي مي باشد(22).
1-2-2-3-بيماري هاي قلبي-عروقي(diseases Cardiovascular)
گزارشاتي از همراهي بين H. pylori وايجاد بيماريهاي قلبي-عروقي منتشر شده است. باکتري ممکن است باعث سکته قلبي شده که اين کار را از طريق افزايش ايجاد ترومبوز ( در اثر بالا رفتن سطح فيبرينوژن خون ) انجام دهد. همچنين نتايج ضعيفي از ارتباط سرولوژي مثبت H. pylori و بيماري ايسکميک قلبي (Ischemic Heart Disease ) و مرگ ناشي از آن نيز وجود دارد(33).
1-2-2-4-بيماريهاي عروقي-مغزي
ارتباط و همراهي بين H. pylori و بيماري ايسکميک عروقي (Vascular Ischemic disease ) طي چندين مطالعه مختلف ارائه شده است. اين مطالعات نشان مي دهد که تست سرولوژي مثبت باکتري در موارد سکته مغزي ترومبوتيک ( thrombotic ) افزايش مي يابد. بنابراين H. pylori ممکن است به عنوان يک فاکتور خطر مستقل در ايجاد سکته آتروترومبوتيک باشد. نکته ديگر در اين نوع موارد، بيماري ميگرن مي باشد. عفونت H. pylori در اين افراد معمول بوده و بعد از درمان و ريشه کني باکتري ، کاهش قابل ملاحظه ايي در شدت، دوام و تکرر حملات ناشي از ميگرن ديده شده که نقش باکتري را در اين روند نشان مي دهد. مطالعات ديگري در حال انجام است تا ارتباط عفونت H. pylori با ديگر اختلالات عروقي مثل فشار خون سيستميک، آريتمي ايديوپاتيــــــــک ( Idiopathic ) و پديده رينود ( Raynaud ) را شرح دهد (22) .
1-2-2-5-اختلالات پوستي
يک مطالعه مورد/شاهدي ( Case/Control ) احتمال نقش H. pylori در بيماري ليکن پلان (Lichen planus) که نوعي بيماري التهابي پوست بوده که اغلب همراه با پاپول هاي پهن و عريض به صورت لکه هاي محدودي تظاهر مي کند را مطرح کرده است. Schneider و همکارانش ارتباط بين اين باکتري و بيماري پسوريازيس (Psoriasis) رانيز گزارش کرده اند(6و 22). همچنين شيوع بالاي عفونت H. pylori در بيماران روزاســـه (Rosacea) نيز ديده شده ولي بهبودي علائم اين بيماري بعد از درمان ضد باکتريايي مشخص نشده است. در مواردي بيماران با کهير (Urticaria) مزمن ارتباط معني داري را با عفونت H. pylori نشان مي دهند. همچنين گزارشات موردي از پورپوراي هنوخ شوئن لاين (Schonlein-Henoch)، طاسي (Alopecia)، درماتيت آتوپيک (Dermatitisatopic) و سندرم Sweet در زمان عفونت با اين ارگانيسم گزارش شده است (22).
1-2-2-6-اختلالات خود ايمني (Autoimmune diseases) تست هاي سرولوژيکي، ارتباط بين عفونت H.pylori در زنان با بيماري تيروييد و آنتي بادي بر عليه تيروگلوبولين (thyroglobulin) را تعيين و مشخص کرده است. مطالعات ديگر ، آنتي بادي اتوايميون بر عليه تيروگلوبولين و تيروييد پر اکسيداز (Thyroid peroxidase) را مرتبط با آنتي بادي توليد شده بر عليه H. pylori دانسته اند. تحقيقات گسترده ديگري در حال انجام است تا ارتباط اين عفونت با بيماري هاي مختلف از جمله آرتريت روماتوييد (Rhumatoid arthritis)، اسکلرودرما (Scleroderma) و سندرم شوگرن ( Sjogren ) را ثابت کند. همچنين به نظر مي رسدکه ارتباط بين عفونت H. pylori با بيماري هاي آتوپيک، آسم و آلرژي به صورت معکوس باشد(33).
1-2-2-7- اختلالات خوني (diseasesHematological) اخيراً چندين مطالعه سرواپيدميولوژي مختلف، ارتباط بين آنمي فقر آهن و عفونت H. pylori را مطرح مي کند. در اين بيماران شيوع عفونت به اين باکتري بالاتر از ديگر بيماران گزارش شده است. مطالعه اي در اين رابطه نشان مي دهد که آلوده بودن افراد به اين باکتري باعث کند شدن روند بهبودي از اين نوع آنمي شده و ريشه کني باکتري جهت بهبودي بيماري ضروري مي باشد. همچنين گمان مي رود که ديگر اختلالات گوارشي از جمله آنمي هموليتيک اتوايميون و آنمي وخيم (anemia Pernicious ) با عفونت H. pylori ارتباط مستقيمي داشته باشد. نقش باکتــري در پاتوژنزيز پورپوراي ترومبــوسيتيک ايــديــوپاتيک (Idiopathicthrombocytic purpura ITP) نيز توصيف شده است(33).
1-2-2-8- بيماري هاي تنفسي (diseasesRespiratory)
کلونيزاسيون H.pylori در دهان توسط متدهاي تشخيصي مختلف از جمله کشـت و PCR تعيين شده است. شواهد و مطالعات اوليه برپايه آزمون هاي سرولوژيکي ، ارتباط بين عفونت H.pylori و بيماري هاي مرتبط با دستگاه تنفسي را مطرح نموده ، ولي اين نتايج نياز به تحقيقات گسترده تر دارد. هيچ يافته ايي از ارتباط مستقيم باکتري و برونشکتازي ( Bronchiectasis ) ثبت نشده است (22).
1-2-2-9- ديگر اختلالات بحث هاي مختلفي در مورد محل استقرارH.pylori وجود دارد. عود عفونت در بيماران بعد از درمان آنتي باکتريال اين مطلب را نشان مي دهد که باکتري ممکن است در محل هايي غير از بافت معده مخفي و کلونيزه شود. يکي از اين مکان ها حفره دهان است. نقص در حذف ارگانيسم از دهان ممکن است منجر به کلونيزاسيون مجدد آن در معده شود (25). در مطالعات اخير، ارتباط بين Hyperplastic polyposis معده و عفونت H. pylori ارائه شده است. همچنين نتايج بحث انگيز ديگري نشان مي دهد که عفونت با H.pylori ممکن است باعث القاء تهوع و استفراغ در زنان حامله (Hyperemesisgravidarum) شود. در ضمن ارتباط آدنوما يا سرطان کولون با اين باکتري نيز شک برانگيز است. يک گزارش مورد/شاهدي در رابطه با ابتلا بيماري با اين باکتري و سرطان پانکراس نيز ارائه شده است. شيوع باکتري در بين بيماران با چاقي ديابتي به طور قابل توجهي بيشتر از افراد غير ديابتي مي باشد. همچنين آنتي ژن هاي H.pylori ( به روش هيستوشيميايي ) در گلومرول بيماران با نفروپاتي ممبرانوس (Membranous nephropathy) تعيين شده ، که ممکن است ارتباط بين آنها وجود داشته باشد. يافته هاي مختلف از همراهي بين عفونت H.pylori و کاهش رشد و کم هوشي در بچه ها و همچنين تشنج ( Epilepsy ) خبر مي دهند (25و34). همانطور که اشاره شد H.pylori ممکن است در حفره دهان کلونيزه شده و حتي بعد از درمان مناسب و موفقيت آميز نيز از بين نرفته و در آن ناحيه باقي بماند. چندين مطالعه نشان مي دهد که پستان زنان ممکن است توسط اين باکتري کلونيزه شود. در اين روند، باکتري در زمان تحريک پستان با دهان ( در طول فعاليت جنسي ) وارد مجاري شيري شده که ممکن است مواردي از تغيير به صورت پستان فيبروکيستيک ( Fibrocysticbreast ) را در سينه زنان ايجاد نمايد. يک مورد از تغيير فيبروکيستيک دردناک در يک زن 27 ساله مشاهده شد که بعد از درمان او با داروهاي ضد H.pylori اين بيماري بهبود پيدا کرد که شايد نشان دهنده تاثير باکتري در اين جريان باشد(22). اگر چه نقش H. pylori در ايجاد اين بيماري ها دور از انتظار نيست ولي در مجموع قضاوت کامل و منطقي در مورد ارتباط اين عفونت با ساير بيماري هاي ذکر شده در بالا کاري مشکل و زمان بر است و براي پي بردن به اين موضوع نياز به تحقيقات گسترده و فراواني در اين راستا بوده زيرا که ناگفته ها در مورد اين باکتري زياد و هنوز جاي بحث و مطالعه دارد. در واقع توانايي هليکوباکتر پيلوري در پايداري و ايجاد التهابات مزمن ومتعاقب آن پاسخهاي ايمني و بيماريهاي سيستميک گردد(22).
1-3- عفونت مجدد هليکوباکترپيلوري
عود عفونت هليکوباکترپيلوري ناشايع است. موارد معدودي که رخ مي‌دهند ممکن است ناشي از بازگشت عفونت پيشينيا عفونت مجدد با هليکوباکترپيلوري باشند(32). بازگشت عفونت پيشين زماني رخ مي‌دهد که سويه منشا (اصلي) هليکوباکترپيلوري مجددا کلونيزه مي‌شود و در زماني ديرتر شناسايي ‌گردد؛ عفونت مجدد زماني رخ مي‌دهد که بيمار به يک سويه جديد هليکوباکترپيلوري آلوده مي‌شود. مطالعات بزرگ اپيدميولوژيک آينده‌نگر نشان داده‌اند که وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي جامعه و شيوع هليکوباکترپيلوري در جمعيت، عوامل خطرزاي عفونت مجدد هستند(32). در کشورهاي صنعتي، خطر کلي عفونت مجدد 4/3 به ازاي هر بيمار در سال تخمين زده مي‌شود اما اين رقم در کشورهاي در حال توسعه به 7/8 مي‌رسد. در چندين کشور از جمله چين، آفريقاي جنوبي، لهستان و ترکيه با وجود شيوع بالاي عفونت ميزان عود کم است. ميزان عود با گذر زمان کاهش مي‌يابد و پس از يک سال با ميزان کسب عفونت هليکوباکترپيلوري در بزرگسالان برابر مي‌شود ممکن است عفونت مجدد از طريق حفره دهان (پلاک دنداني، زبان) و اندوسکوپي رخ دهد؛ با اين حال براي تعيين ارتباط باليني اين منابع بالقوه به انجام مطالعات بيشتر نياز است. اکثر مطالعات آينده‌نگر به اين نتيجه رسيده‌اند که اعضاي خانواده به عنوان مخزني براي عفونت مجدد عمل نمي‌کنند بنابراين غربالگري يا درمان اعضاي بي‌علامت خانواده براي جلوگيري از عفونت مجدد منطقي به نظر نمي‌رسد. از آنجا که ميزان عفونت مجدد ساليانه کم است (حداقل در کشورهاي صنعتي)، لازم نيست پس از ريشه‌کني کنترل نظام‌مندي از نظر عود عفونت هليکوباکترپيلوري انجام شود(32).
1-4-روش هاي تشخيص
از لحاظ باليني شناسايي عفونت هليكو باكتر پيلوري به يك آزمايش تشخيصي نياز دارد كه ارزان و دقيق قابل دسترس مي باشد. روش هاي تشخيص را مي توان به دودسته تهاجمي (مستقيم) و غير تهاجمي (غيرمستقيم) تقسيم بندي نمود.
1-4-1-روشهاي تهاجمي تشخيص هليکوباکتر پيلوري روشهايي كه مبتني بر نمونه برداري مستقيم از معده بيمار ميباشد. از جمله روشهاي تهاجمي ميتوان به آندوسكپي ، تهيه كشت از نمونه هاي بيوپسي ، رنگ آميزي نمونه ها و شناساسي فعاليت اوره آز اشاره کرد(40).
1-4-1-1- آندوسکوپي
برخي از متخصصين بيماري هاي معده و روده از اين روش براي تشخيص عفونت استفاده ميكند .دراين روش با استفاده از بيوپسي بدست آمده از بافت مورد نظر وجود يا عدم وجود هليكوباكتر پيلوري ثابت مي شود . لازم به ذكر است دراين روش نيز مانند ساير روشهاي تشخيصي بايد از مصرف كليه آنتي بيوتيكها قبل از انجام آزمايش خودداري نمود . همچنين نبايد شش ساعت قبل از انجام آندوسكپي آب و مواد غذايي مصرف كرد. يك آندوسكپي كامل چيزي حدود 15 دقيقه زمان نياز دارد . دراتاق آندوسكپي به بيمار داروي مسكن بصورت داخل وريدي تزريق مي شود . دردهان بيمار نيز بي حس كننده موضعي اسپري مي شود. بعد از اين كار يك لوله نازك و باريك و قابل انعطاف وارد دهان بيمار مي شود كه ضخامت آن مشابه قطر انگشت كوچك دست مي باشد . اگر چه بسياري از بيماران در طي آزمايش از اين مسئله احساس ناراحتي مي كنند. اما تنها يك مرتبه ورود و خروج لوله از دهان مشكل چنداني را بوجود نمي آورد . زماني كه سر آندوسكپ به كمك متخصص وارد مري و معده ودئودنوم مي شود . دوربيني كه در سر آندوسكوپ تعبيه شده است زخمهاي موجود را نشان خواهد داد. همچنين در جريان اندوسكوپي نمونه گيري از بافت مورد نظر انجام گرفته و نمونه هاي بدست آمده را ميتوان به كمك رنگ آميزي گرم رنگ كرده و در زير ميكروسكوپ مشاهده نمود و يا مي توان از تستهايي چون رنگ اميزي گيمسا و نقره براي تشخيص بهتر عفونت كمك گرفت(45) .
1-4-1-2- آندوسكوپي به روش پاشيدن رنگ فنل رد
در روشهاي تهاجمي مثل كشت بافت شناسي ازمايش اوره آز مشكلاتي همچون جواب هاي مثبت كاذب كه درنتيجه خطاي آزمايشگاهي و نحوه نمونه گيري بوجود مي آيد مشاهده ميشود . هليكوباكتر پيلوري باكتري است كه تنها درون سلولهاي اپتيليال معده كلونيزه شده و توانايي كلونيزاسيون درتمام سطح معده را ندارد . اين باكتري بصورت ناهمگون و غير يكنواخت در موكوس معده پخش مي شود.
به علت اينكه باكتري بصورت ناهمگون و جدا جدا درمعده مستقر مي شود. درنتيجه ممكن است ارگانيزم در يك نمونه وجود داشته باشد و درنمونه ديگر وجود نداشته باشد و براي رفع اين مشكل مي توان آزمايش اوره آز را در داخل بدن انجام داد . به اين صورت كه بوسيله آندوسكوپ رنگ فنل رد در فضاي معده پاشيده مي شود . فنل رد در بالاتر از هفت تغيير رنگ داده از زرد به قرمز تبديل مي شود با توجه به اينكه معده اسيدي و در حدود پنج است درصورت وجود باكتري بدليل فعاليت قوي اروه از در مخاط معده اوره تبديل به دي اکسيد کربن مي شود در نتيجه محلول رنگي پاشيده شده قرمز رنگ مي شود (45).
1-4-1-3- تست سريع اوره از
آزمايش اوره آز روش بسيار ساده اي است كه به راحتي انجام شده و در تشخيص هليكوباكتر پيلوري موثر است . مزيت اين روش انجام آن در اتاق اندوسكوپي بلافاصله بعد از گرفتن نمونه است . درواقع فوايد اوره آز توسط باكتري بيان كننده وجود عفونت است درضمن اين نيازي به رشد ارگانيزم ندارد اوره آز باكتري, اوره موجود در محيط را هيدروليز كرده و درنتيجه توليد آمونياك مي كند و باعث افزايش PH مي شود. جواب مثبت ( تغيير رنگ از زرد به قرمز ) بعد از حداقل 30 دقيقه به حداكثر 2 ساعت قابل رويت مي شود . استفاده از يك بافر مي توان پايداري محيط را افزايش داده و نتايج كاذب را كاهش دهد (50). اين تست داراي حساسيت 90 درصد و ويژگي 95 درصد ميباشد (54).
1-4-1-4- با فت شناسي آزمايش بافت شناسي يكي از روش هاي قابل اطمينان جهت تشخيص و شناسايي هليكوباكترپيلوري مطرح مي شود .به كمك اين روش به راحتي مي توان به خصوصيات مورفولوژي و وضعيت باكتري پي برد و تراكم بالاي آنرا در جمعيت مشخص نمود . بدليل حضور بالاي فلورميكروبي در روده استفاده از روش هاي تشخيصي ويژه اي براي تائيد حضور هليكو باكتر پيلوري الزامي است . براي آزمايش بافت شناسي نمونه ها بايد بلافاصله در محلول بوئين يا فرم آلدهيد گذاشته شود . هليكوباكتر پيلوري را مي توان با رنگ آميزي استاندارد هماتوكسيلين ائوزين شناسايي نمود . در زير ميكروسكوپ ارگانيزم قرمز رنگ به شكل مارپيچي و مقدار زياد بصورت محصور شده در سلولهاي سطحي اپيتليال و در پوششهاي موكوسي معده ديده مي شود ولي هيچگاه داخل سلول وجود ندارد . يك برتري مهم آزمايش بافت شناسي اين است كه به ما اين اجازه را مي دهد تا التهاب مزمن را كه دال بر عفونت هليكو باكتر پيلوري است را تشخيص دهد . استفاده از رنگها حساسيت تست را بالا مي برد .اما در بيماران استفاده از داروهاي ضد ترشحي اين حساسيت بافت شناسي را کاهش مي دهد. تهيه بيوپسي مورد نظر در بيماران از بخش جسم معده حساسيت بيشتري نسبت به آنتروم دارد(45). اين تست داراي حساسيت 70 تا 90 درصد مي باشد(41).
1-4-1-5- رنگ آميزي
دراين روش از نمونه بافتي بدست آمده گسترش تهيه كرده و به روشهاي مختلف رنگ آميزي مي كنند .اين آزمايش سريع و ساده و كم هزينه مي باشد در رنگ آميزي گرم باسيل هاي خميده گرم منفي ديده مي شود . همچنين مي توان بعد از تهيه گسترش از نمونه بافتي هليكو باكتر پيلوري را در زير ميكروسكوپ زمينه تاريك مشاهده نمود(45).
1-4-1-6-كشت
درحال حاضر جدا سازي هليكو باكتر پيلوري از نمونه هاي بافتي با عنوان يك روش تشخيصي خوب مطرح بوده و به صورت روتين انجام مي شود .قطعات بافتي در موقع آندوسكوپي براي تشخيص هليكوباكتر پيلوري بايد هرچه سريعتر براي كشت آماده شود زيرا زنده ماندن اين باكتري در حضور اكسيژن كمتر مي شود . براي انتقال و نگهداري نمونه از محيطهاي ترانسپورت استفاده مي شود . اكثراً به محيطهاي مورد استفاده خون اضافه مي شود و حاوي آنتي بيوتيك مي باشند. محيط هاي انتخابي هليكوباكتر پيلوري شامل كلمبيا آگار , شكلات آگار, كمپيلوباكتر سلكتيو آگار , بروسلاآگار و… كه بسته به شرايط بايد با مكملها و آنتي بيوتيكها آميخته شوند . هليكوباكتر پيلوري به غلظت اكسيژن اتمسفر حساس بوده و تنها در شرايط ميكروائروفيل و در حرارت 33-40 درجه سانتي گراد رشد مي نمايد و براي رشد بهتر يك جو گازي كه حاوي ?% اكسيژن 5% دي اكسيد كربن و 2% هيدروژن و 88% باشد لازم است . بعد از انتقال به محيط هاي مورد نظر پليت را بايد براي مدت حداقل 4 روز در شرايط ميكروآئروفيل در انكوباتور بمانند. معمولا 3تا 5 روز طول مي كشد تا كلني هاي هليكوباكتر پيلوري روي محيط كشت ظاهر شوند . اين كلني ها شفاف و كروي شكل به قطر 2-1 ميليمتر مي باشد . (45) اگر چه اين روش يك روش متداول در جداسازي بسياري از عوامل عفوني مي باشد به علت گران بودن و پائين بودن و سرعت رشد به سختي انجام مي شود مزيت كشت جدا از حساسيت و اختصاصي بودن اين است كه اجازه مي دهد مقاومت باكتري به آنتي بيوتيك مشخص شود. کشت هليکوباکتري معمولاً در تشخيص اوليه آن کاربرد دارد .نتايج منفي کاذب در اين روش بالاست ، زمان حدود دو هفته به بالا براي رشد باکتري لازم است. مشکل ديگر اينکه اين باکتري در کشت گاهاً به فرم کوکوئيد تبديل مي شود. اين روش براي بيماران با پرهيز غذايي و درمان اوليه کارايي دارد. مزيت ديگر اين روش تشخيصي تعيين مقاومت آنتي بيوتيکي مي باشد. البته از اين روش نيز ميتوان براي انجام تستهاي باقي مانده بعد از نمونه گيري استفاده نمود که در اين صورت ديگر نيازي به آندوسکوپي مجدد ندارد. اين تست داراي حساسيت متغير تا 80 درصد و ويژگي 100 درصد مي باشد (39).
1-4-1-7- واكنش زنجيره پلي مراز
جهت تشخيص عفونتهاي ناشي



قیمت: تومان


پاسخ دهید