بسم الله الرحمن الرحيم
دانشگاه شهيد بهشتي
دانشکده علوم زمين
پايان نامه جهت اخذ درجه کارشناسي ارشدM .Sc
رشته جغرافياي طبيعي_ ژئومورفولوژي در برنامهريزي محيطي
عنوان:
نقش عوامل ژئومورفولوژيک بر توسعه فيزيکي شهر اراک
به منظور تدوين مدل داده مفهومي
استاد راهنما:
سرکار خانم دکتر منيژه قهرودي
اساتيد مشاور:
جناب آقاي دکتر محمد سليماني_ جناب آقاي مهندس بابک ميرباقري
نگارنده:
مهديه اسفندياري
نيمسال اول سال تحصيلي 93-92
تقديم نشايد اما قلم زدن با عشق
به: محضر مقدس پروردگارم
به : پدرم(زندگيم)
و
مادرم(هستيام)
که هرچه از شما بگويم باز هم کم ميآورم …
به خودم تبريک ميگويم که شما را دارم …
و به :
وجود تشنه تمام انسان هاي پاکي که معرفت را هر چند اندك، مي آموزند و درس چگونه زيستن را به ديگران ارزاني مي بخشند. آنانکه مي دانند که نمي دانند، پس تعصب به هيچ ندارند. اينان مسافران بي مقصدند، که شوقشان رفتن و نرسيدن است.
قدرداني
از خداوند منان سپاسگذارم که به من توانايي و صبري عطا نمود تا بتوانم بيندسشم و بنويسم، او که در اين مسير به من آموخت که اگر بخواهد نشدني ترين کارها ممکن ميشود و اگر نخواهد ساده ترين کارها غير ممکن خواهد بود و آموختم از شکستها که غرور بيجا را و سختيها که ضعفهايم را يادآور ميشدند و اکنون دانستهام که از پس هر حادثها ي تجربهاي برايم نهفته بوده است .
سر تعظيم فرود ميآورم در برابر مقام پدر و مادر عزيزم و دلسوزم ، آنان که نگاه پر از شوقشان همهي شوقم براي پيمودن مسير است. و سپاس از خواهرانم (بهترينهايم) که وجودشان برايم همه مهر و همه مهر است.
با سپاس فراوان از راهنماييهاي ارزشمند استاد عزيزم سرکار خانم دکتر منيژه قهرودي که چگونه گام نهادن در مسير طولاني علم آموزي را به من آموختند.
با قدرداني از همراهي ارزشمند و دلسوزانهي استاد بزرگوارم جناب آقاي دکتر محمد سليماني که همواره در انجام اين پژوهش روشنايي بخش راهم بودند و نه فقط در دوره ارشد بلکه از دوره کارشناسي مهر مندانه راهنما و مشوقي دلسوز برايم بودند.
کمال سپاس را دارم از استاد بزرگوارم جناب آقاي مهندس بابک ميرباقري که در تمامي شرايط دشوار در کنارم ماندند و از ابتداي راه تا به آخر با حسن خلقشان ياري نمودند . قدردان زحماتشان خواهم بود.
اما محبتهاي دوستان همچون گوهرم، خانم فرشته يوسف وند، خانم پريسا احمدلو و خانم ليلا جوزقيان فراموش نشدني خواهد بود…
چکيده
شهر در محيط جغرافيايي نه بر اساس ظرفيت و امکانات بلکه بر اساس اضطرار و ضرورتها گسترش پيدا ميکند. اين مساله در شهرهاي امروزي به شدت بهچشم ميخورد نکتهي قابل توجه آنکه شهر بايد در هماهنگي تمام با قرارگاه طبيعي خود قرار بگيرد و ضروري است که انسان بتواند با بستر زمين يک رابطهي منطقي برقرار کند. از اين رو در پژوهش حاضر به بررسي عوامل ژئومورفولوژيک موثر بر توسعه فيزيکي شهر اراک پرداخته شده است و مدل داده مفهومي براي توسعهي فيزيکي شهر طراحي شده است، بهگونهاي که براي ساير شهرها نيز الگو قرار گيرد. واحد کاري بر اساس لندفرمهاي منطقه تعريف گرديد. مطالعهي توسعهي فيزيکي شهر اراک براساس شاخصهايي نظير ارتفاع، فاصله از خطوط گسل، نقشهي ژئومورفولوژيکي، کاربري، پيوستگي شهر اراک، لرزهخيزي، شيب، فاصلهي مناسب تا کوير ميقان و ارتفاع رواناب انجام شد. شاخصهاي مورد نظر بر اساس توابع عضويت فازي استاندارد گرديد. سپس روابط شاخصها بر اساس ضريب همبستگي پيرسون، تحليل واريانس يک طرفه (ANNOVA) و خوشهبندي در واحدهاي لندفرم ارزيابي شد. جهت مشخص نمودن اولويت لندفرمها براي توسعهي فيزيکي آتي شهر، مدل تاپسيس اجرا گرديد. در راستاي اجراي مدل، وزن متغيرها براساس نظرخواهي از متخصصين توسط مدلAHP انجام شد. نتايج تحليل نشان داد، اولويت اول براي توسعه فيزيکي شهر اراک، در شمال غربي اين شهر قرار دارد. بستر فضاي پيشنهادي از نظر طبيعي مورد بررسي قرار گرفت.
کليد واژه: ژئومورفولوژي، توسعهي فيزيکي، مدل دادهي مفهومي، شهر اراک
Table of Contents
فصل اول
1-1مقدمه……………………..2
1-2بيان مساله…………..4
1-3فرضيه پژوهش5
1-4اهداف پژوهش:5
فصل دوم
2-1پيشينهي پژوهش7
2-2مباني نظري مدل داده مفهومي13
2-2-1مرور مدل داده………………………………………………………………………………………………….. 13
2-2-2سطوح انتزاعي مدل داده………………………………………………………………………………………13
2-2-3مدلسازي داده ي مکاني…………………………………………………………………………………….. 14
2-2-4 طراحي مدل دادهي مفهومي جهت توسعهي فيزيکي15
2-2-5 مدل دادهي مفهومي16
2-2-6 پايگاه دادهي مکاني17
فصل سوم
3-1ويژگيهاي طبيعي منطقه21
3-1-1 موقعيت جغرافيايي21
3-1-2 زمين شناسي22
3-1-3 شرايط اقليمي26
3-1-4 ناهمواريها30
3-1-5 واحدهاي فرم اراضي33
3-1-6 زهکشي طبيعي35
3-1-7 جنس خاک36
3-2مواد و روشها36
3-2-1 منابع داده36
3-2-2 مراحل پژوهش37
فصل چهارم
4-1نتايج حاصل از اجراي مدل تاپسيس60
4-2ارزيابي نتايج مدل با روش کمي و مشاهدات ميداني66
4-3تحليل منطقه پيشنهادي76
4-4نتايج مدل داده و بحث روي آن77
فصل پنجم
5-1نتيجه گيري..83
5-2آزمون فرضيه:83
5-3 پيشنهادات…………..84
فهرست شکلها
شکل ‏1-1: مقايسهي تطبيقي رشد جمعيت و رشد کالبدي شهر اراک3
شکل ‏2-1: سطوح انتزاعي مدل داده14
شکل ‏3-1: موقعيت منطقهي مورد مطالعه22
شکل ‏3-2: نقشه زمين شناسي25
شکل ‏3-3: نقشه سنگ شناسي26
شکل ‏3-4: نقشه ژئومورفولوژيک40
شکل ‏3-5: کاربري41
شکل ‏3-6: نقشه ارتفاع، نقاط لرزه خيز، خط گسل42
شکل ‏3-7: نقشه شيب(درجه)43
شکل ‏3-8: نقشه لندفرمهاي منطقه44
شکل ‏3-9: ارتفاع رواناب46
شکل ‏3-10: نمودار درختي51
شکل ‏4-1: رتبه دهي لندفرمها با مدل تاپسيس65
شکل ‏4-2: نمايي از منطقه پيشنهادي66
شکل ‏4-3: رسوب نمونهي167
شکل ‏4-4: نمودار حاصل از دانه سنجي نمونه 168
شکل ‏4-5: رسوب نمونه 268
شکل ‏4-6: نمودار حاصل از دانه سنجي نمونه269
شکل ‏4-7: رسوب نمونه 370
شکل ‏4-8: نمودار حاصل از دانه سنجي نمونه 371
شکل ‏4-9: رسوب نمونه 471
شکل ‏4-10: نمودار حاصل از دانه سنجي نمونه 472
شکل ‏4-11: درجه همبستگي نوع سوم75
شکل ‏4-12: ايجاد پايگاه داه مکاني79
شکل ‏4-13: تهيه گزارش از لايههاي اطلاعاتي80
شکل ‏4-14: مدل داده مفهومي81
فهرست جداول
جدول ‎1-1: مقايسهي رشد جمعيت و مساحت طي دورههاي3
جدول ‎1-2: مقايسهي تطبيقي رشد طبيعي و رشد پراكندهي شهر4
جدول ‎3-1: ايستگاههاي کليماتولوژي و سينوپتيک27
جدول ‎3-2: ضرايب فصل تابستان28
جدول ‎3-3: تعيين همبستگي28
جدول ‎3-4: ضرايب فصل زمستان28
جدول ‎3-5: تعيين همبستگي29
جدول ‎3-6: مشخصات تيپهاي اراضي حوضه ميقان35
جدول ‎3-7: منابع داده36
جدول ‎3-8: فاکتورهاي موثر در توسعه فيزيکي37
جدول ‎3-9: همبستگي اسپيرمن48
جدول ‎3-10: ANOVA50
جدول ‎3-11: جورشدگي رسوبات57
جدول ‎4-1: تغييرات شاخصها در لندفرمها60
جدول ‎4-2: استاندارد سازي لايهها61
جدول ‎4-3: نظرات کارشناسي62
جدول ‎4-4: ماتريس مقايسه زوجي62
جدول ‎4-5: وزن معيار‌هاي موثر در مدل بر اساس روش AHP62
جدول ‎4-6: ضرب ماتريس تصميم اوليه دروزن معيارها63
جدول ‎4-7: رتبه بندي لندفرمها با استفاده از مدل تاپسيس64
جدول ‎4-8: موقعيت نمونههاي برداشت شده66
جدول ‎4-9: نتايج حاصل از آناليز از دانه سنجي نمونه 167
جدول ‎4-10: نتايج حاصل از آناليز از دانه سنجي نمونه 269
جدول ‎4-11: نتايج حاصل از آناليز دانه سنجي رسوب نمونه 370
جدول ‎4-12: نتايج حاصل از آناليز از دانه سنجي نمونه 472
جدول ‎4-13: نتايج حاصل از آناليز رسوب72
جدول ‎4-14: حداکثر بارندگي روزانه ايستگاه اراک74
جدول ‎4-15: دوره بازگشت سيلاب75
فصل اول
مقدمهي پژوهش
1-1 مقدمه
“قدرت عمل انسان در محيط طبيعي به اقتضاي تعداد فزاينده ي جمعيت و تکامل سريع ابزار و وسايل، روز به روز ابعاد وسيعتري به خود ميگيرد”(رهنمايي، 1387: 9). “در اين شرايط توسعهي فيزيكي شهرها معمولا بدون توجه به فاکتورهاي طبيعي اتفاق ميافتد. از جمله تبعات اين نوع توسعه هاي فيزيكي در شهرها: تخريب باغها و زمينهاي زراعي به نفع ساخت و سازها، دستاندازي به حريم رودخانهها و ارزشهاي زيست محيطي، توسعه در شيبهاي تند، همجواريهاي نامناسب در كاربريها مي باشد. براي به حداقل رساندن اثرات نامطلوب زيست محيطي حاصل از چنين فرايندي، لازم است علاوه بر ساير فاكتورهاي اقتصادي – اجتماعي و سياسي به فاكتورهاي طبيعي و خصوصيات زمين به عنوان پايه اصلي توسعه فيزيكي توجه كافي مبذول گردد”(کرم و محمدي، 60:1388).
“گسترش بي روية شهرها يک مشکل جهاني است و پيشبيني ميگردد تا سال 2025 افزون بر 65 درصد جمعيت جهان در شهرها زندگي کنند در عين حال افزايش سريع پراکندگي شهري، اثرات زيان باري در محيط بر جاي ميگذارد”(Kaya, 2006:19 ).
“تا زماني که الگوي رشد شهرها ارگانيک بوده و عوامل درونزا و محلي تعيينکنندهي رشد شهري بوده اند، زمين شهري نيز کفايت کاربريهاي سنتي شهري را ميداده و حسب شرايط اقتصادي، اجتماعي و امنيتي شهر، فضاي شهر را به طور ارگانيک سامان ميداده است”(ماجدي، 1378: 6)، اما امروزه زمين شهري براي جمعيت سرازير شده به آن کافي نميباشد و مطالعات اساسي را در زمينهي زمين و ژئومورفولوژي شهري و يافتن مکان بهينه براي استقرار و توسعهي فيزيکي شهرها را ميطلبد.
“توسعهي شهر بر روي سطح زميني صورت ميگيرد که از مواد و اشکال ويژهاي به وجود آمده است. اين مواد و اشکال ممکن است ذاتأ براي فعاليتهاي خاصي مناسب باشند و شهرها را در مراحل مختلف توسعه با مخاطرات روبهرو سازند. از سوي ديگر بيشتر عوارض زمين با محيط فعلي خود سازگار نيستند. اغلب آنها تحت يک مجموعهي آب و هوايي با شرايط متفاوت از قبيل يخچالها يا ورقههاي يخي قديمي به وجود آمدهاند. اين عوارض ممکن است تا زماني پايدار بمانند که با گياهان پوشيده شوند يا تحت شرايط غالب بارش يا زهکشي قرار گيرند. با وجود اين اگر اين پايداري برهم بخورد شايد در حالت تعادل با شرايط جديد سازگار شوند. توسعهي شهر تغييرات تاسف باري را در اين شرايط به وجود ميآورد”(روستايي و جباري، 1391: 21).
“بررسي ويژگي هاي جمعيتي در شهر اراک ضرورت اين شهر را به توسعه فيزيکي به صراحت آشکار مينمايد. شهر اراک تا قبل از شروع تحولات صنعتي با رشد پايين جمعيت مواجه بوده است. طي دوره شکلگيري شهر تا سال 1335 تنها 89 هزار نفر در اين شهر ساکن بوده اند. همانطور که در جدول و نمودار زير مشاهده ميشود جمعيت شهر اراک از 71925 نفر در سال 1345 به 484212 نفر در سال 1390 رسيده است. شروع تحولات جمعيتي از اواسط دههي 40 شمسي همزمان با صنعتي شدن و پذيرش نقشهاي جديد، اتفاق ميافتد و به تبع آن، روند رشد جمعيتي و مهاجرتي به اين شهر تا اواسط دههي70 شمسي ادامه مييابد. بعد از اين دهه رشد جمعيتي شهر غالباَ بر پايهي رشد طبيعي جمعيت بوده است.
جدول 1-1: مقايسهي رشد جمعيت و مساحت طي دورههاي 1345- 1390
سال13451355136513801390جمعيت (هزار نفر)71925116832265349421692484212مساحت (هکتار)4541829.12256.63782.84981.1سرانه ناخالص63.1156.585.0489.7102.8نرخ رشد جمعيت3/48/54/41/39
شکل ‎0-1: مقايسهي تطبيقي رشد جمعيت و رشد کالبدي شهر اراک
با استفاده از مدل رشد نمايي مشخص شده است که جمعيت شهر اراک تا سال1400 به 526431 نفر خواهد رسيد كه نسبت به جمعيت سال 85 معادل 79 هزار نفر افزايش جمعيت خواهد داشت.
جدول ‎01-2: مقايسهي تطبيقي رشد طبيعي و رشد پراكندهي شهر طي دوره هاي 1345-1390سالرشد طبيعي شهر(درصد)رشد پراكنده( درصد)55-134534.865.265-1355100080-136589.710.390-138049.0350.97كل دوره (90-1345)79.520.5
بنابراين شهرنشيني شتابان در دوره هاي اوج ، گسترش کالبدي و جهت و شدت رشد شهر را تحت تاثير چشمگيري قرار داده است”(تلخابي، 1391).
1-2 بيان مساله
افزايش جمعيت انساني در شهرها ضرورت روز افزوني براي اشغال زمينهاي اطراف هر شهر بوجود آورده است که اين نياز با بستر طبيعي ، محيط زيست و شاخص هاي ژئومورفولوژيک هر منطقه داراي ارتباطي تنگاتنگ ميباشد. به گونهاي که امروزه در بيشتر شهرهاي ايران هماهنگي بين رشد فيزيکي شهر و محيط طبيعي ديده نمي شود. اگر روند گسترش شهر بدون تناسب با ظرفيت ها و امکانات طبيعي شکل گيرد، پيامدهاي ناخوشايندي را در فضاي کالبدي- زيستي درون شهري بوجود مي آورد. ازجملهي اين پيامدها: بروز مخاطرات طبيعي، برهم زدن تعادل محيط زيست و اختلال در امر خدمات رساني مي باشد. پس ضرورت است تا انسان بتواند، با بستر زمين يک رابطهي منطقي برقرار کند.
منطقهي مورد مطالعه يعني شهر اراک ازجمله شهرهايي است که با احداث صنايع در دههي 50 و استان شدن آن در سال 1356، رشدي شتابان داشته است و با مسائل متعدد محيطي مانند تاثيرات همسايگي با کوير، تاثير آلودگي آب بر اراضي کشاورزي و ساختار نامناسب توپوگرافي مواجه شده است و اين سبب عدم پيوستگي مکاني در شهر اراک گرديده که به دنبال خود مسائل مديريتي را ايجاد نموده است. بررسي و مطالعهي متغيرهاي ژئومرفولوژيک تأثيرگذار در توسعهي فيزيكي شهر اراک مانند: ارتفاع، شيب، فاصله از کوير ميقان، ارتفاع رواناب، ژئومورفولوژي، نقاط لرزه خيز، کاربري، فاصله از خطوط گسل و فاصله از شهر، ميتواند کمک شاياني به ايجاد مدل مکاني مطلوب جهت توسعهي فيزيکي شهر نمايد. اگر اين امر در برنامهريزيها و طرحهاي تهيه شده مورد توجه قرار نگيرد، عواقب نامطلوبي به دنبال دارد. بنابراين تا حد امکان بايد سعي کرد جلوي گسترش شهر به سمت نواحي نامطلوب را گرفت و با تدابير و برنامهريزيهاي مورد نظر به چيدمان مکاني مناسبي براي توسعهي شهر پرداخت.
چيدمان يا ساختار مکاني دادهها در برنامههاي کاربردي تحت عنوان مدل داده مفهومي1مطرح است که الگوريتم سادهاي براي ساختارهاي مکاني پيچيده فراهم ميسازد. اين امر به استفادهي کاربردي از نتايج پژوهش کمک ميکند. لذا طراحي مدل مفهومي از ضرورتهاي پژوهشهاي جغرافيايي است. سؤال پژوهش :
مهمترين عامل ژئومرفولوژيک در توسعهي فيزيکي شهر اراک کدام است؟
1-3 فرضيه پژوهش
فاصلهي مناسب از پلاياي ميقان مهمترين عامل در توسعهي فيزيکي شهر اراک است.
1-4 اهداف پژوهش:
– شناخت پديدهها و فرايندهاي ژئومورفولوژيك مؤثر بر توسعهي فيزيکي شهر و امكانات و محدوديت هايي كه اين عوامل براي توسعهي فيزيکي شهر فراهم کرده اند.
– تدوين مدل داده مفهومي بهگونهاي که قابل استفاده براي شهرهاي ديگر قرار گيرد.
– تعيين جهت مناسب و نحوه گسترش فيزيکي شهر براي جوابگويي به نياز هاي فعلي و پيش
بيني براي نيازهاي آينده.
فصل دوم
پيشينه و مباني نظري
2
2-1 پيشينهي پژوهش
توسعهي فيزيکي در شهر‌ها از ادبياتي غني برخوردار است چرا که با شتاب شهرنشيني و نياز گسترده براي اشغال فضا، برنامهريزان به اين مهم توجه نشان دادهاند. در سطح دنيا و کشور ايران تحقيقات گسترده اي در زمينهي توسعهي فيزيکي انجام شده است که مهمترين تحقيقات صورت گرفته در داخل کشور به شرح زير مي‌باشد:
در پژوهشي با موضوع “بررسي تنگناهاي طبيعي توسعهي فيزيکي شهر سنندج” ثروتي و همکاران، (1387) براي رسيدن به هدف از نقشههاي توپوگرافي، زمينشناسي، کاربري اراضي، دادههاي هواشناسي، منابع کتابخانهاي و تحقيقات ميداني بهره گرفتهاند. درمحدودهي مطالعاتي به اين نتايج رسيدهاند که عواملي همچون ارتفاعات آبيدر، تپههاي داخل شهر و رودخانه قشلاق تنگناهايي را براي توسعهي شهر بوجود آوردهاند. به گونهاي که تنها4.81 درصد از محدودهي مورد مطالعه، مناسب توسعهي شهر برشمرده مي شود. کرم و محمدي،) 1388( درپژوهشي ديگر تحت عنوان” ارزيابي وپهنه بندي تناسب زمين براي توسعهي فيزيكي شهر كرج و اراضي پيراموني” تناسب زمين براي توسعهي فيزيكي كلانشهر كرج از طريق 9 فاكتور و معيار طبيعي مشتمل بر شيب، سنگشناسي، فاصله از گسلهها، فاصله از شبكه زهكشي، لرزه خيزي، عمق آب زيرزميني، پوشش، كاربري زمين و نوع لند فرم و با استفاده از روش فرآيند تحليل سلسله مراتبي AHP) ( 2در محيط سيستم اطلاعات جغرافيايي صورت گرفت.
پژوهشي با عنوان ” ارزيابي توسعهي فيزيکي شهر شيراز با تأکيد بر عوامل طبيعي ” نظريان و همکاران، (1388) جهات مناسب براي توسعهي شهر پيشنهاد شده است و همچنين شرايط محدودکننده و خطرساز گوشزد شده است و با استفاده از نرم افزار سيستم اطلاعات جغرافيايي به ترسيم و تحليل نقشه ها پرداخته است. زارعي (1388) در پايان نامه کارشناسي ارشد خود با عنوان ” موانع ژئومورفولوژيکي توسعه فيزيکي شهرشيراز ” با استفاده از مدل AHP در نرم افزار GIS پهنه بندي زمين براي توسعهي فيزيکي شهر بر پايهي 8 معيار ( شيب، جنس زمين، سطح ايستابي آب‌هاي زيرزميني، پوشش گياهي، حريم رودخانه، فاصله ازگسل، ارتفاع و بافت خاک )صورت گرفت و نقشه پهنه بندي زمين بدست آمد. سه پهنه با اولويت دار با تناسب بالا (21516هکتار) با تناسب کم تا متوسط (23069 هکتار) و نامناسب (23289هکتار) براي توسعه فيزيکي شهر شيراز را نشان مي‌دهد.
روزبهاني و همکاران، ( 1389 ) در پژوهشي با عنوان ” تاثير ژئومورفولوژي بر توسعه شهرآشتيان ” با روش ميداني-توصيفي-تحليلي به شناسايي نقاط ضعف و قوت توسعه شهري منطقه با تاثير پذيري ژئولوژيکي و ژئومورفولوژيکي اقدام نموده است. رضائي و ملکرودي (1389) به موضوع ” محدوديتهاي ژئومورفولوژيكي توسعه فيزيكي شهر رودبار ” پرداختهاند. نتايج حاصل از تحقيق نشان ميدهد كه توسعه فيزيكي شهر رودبار تحت تاثير عوامل محدود كننده زيادي قرار دارد. در اين بين شيب، حركات دامنهاي، گسل و خطر لرزه خيزي به ترتيب مهمترين تأثير را در توسعه فيزيكي شهر دارند. مناطق مستعد توسعه محدود و گسترش شهر با هزينه بالا و احتمال خطر پديدههاي مورفولوژيكي همراه است. نجفي در پايان نامه دوره کارشناسي ارشد خود موضوع ” قابليتها و محدوديت هاي توسعه فيزيکي شهرايلام ” (1389) را بررسي نموده است. وي با استفاده از نرم افزار GIS و مدل تحليل سلسله مراتبي AHPو نرم افزارExpert choice به تهيه و تحليل نقشه پهنهبندي جهات توسعه فيزيکي شهر ايلام پرداخته است. به اين نتيجه رسيده است که بهجز اراضي واقع در شمال غرب ايلام ساير جهات بدليل مشکلات افزايش شيب، قرارگرفتن در حريم مسيل‌ها و حرکات دامنه‌اي مخاطره آفرين مي‌باشد و اين عوامل در روند توسعه فيزيکي محدوديت ايجاد مي کند. وارثي و همکار (1389) در پژوهشي با عنوان ” تحليلي بر روند توسعه کالبدي – فيزيکي شهر فيروزآباد، اصفهان” به منظور شناسايي اراضي مناسب براي توسعه كالبدي شهر، ابتدا وضعيت موجود شهر و گونهشناسي فيزيكي آن را مورد بررسي قرار داده اند. در مرحله بعد، پس از جمع آوري اطلاعات مورد نياز و با استفاده از فرآيند تحليل سلسله مراتبي در نرم افزار GIS و پس از طي مراحل مختلف شامل ورود متغيرها و معيارها، تهيه لايه هاي اطلاعاتي جديد، طبقه بندي و ارزش گذاري متغيرها و لايههاي اطلاعاتي و تركيب اين لايهها، مكانهاي مناسب براي توسعه آتي شهر را مشخص نموده اند. متغيرها و لايه هاي اطلاعاتي در نظر گرفته شده براي تعيين اراضي مناسب براي توسعه آتي شهر در اين شهر، شامل لايه هاي قابليت اراضي، سطوح ارتفاعي، شيب، شبكه ارتباطي، گسل، جهت شيب، گورستان، رودخانه، آثار تاريخي و نقاط روستايي اطراف شهر بوده است.
عادلي و همکار(Adeli, et al.,2011) در پژوهشي تحت عنوان ” کاربرد ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهري: مطالعه موردي در انتخاب مکان دفع زباله” عوامل ژئومورفولوژيک از قبيل: سنگ، خاک، شيب، گسل، ناپايداري زمين و عوامل اقتصادي- اجتماعي، عوامل اکولوژيک و عوامل آب وهوايي را مورد ملاحظه قرار دادهاند و بر آن بودهاند تا بهترين مکان دفع زباله با کمترين خطرات اقتصادي، اجتماعي و اکولوژيکي را معرفي نمايند. در پايان 9 مکان مناسب دفع زباله در شهر بناب انتخاب نمودهاند.
پناهي حسين آبادي (1390) در پايان نامه اي با عنوان ” بررسي محدوديت هاي ژئومورفولوژيک توسعه فيزيکي شهرکرمانشاه ” سعي داشته است محدوديت هاي ژئومورفولوژيکي توسعه فيزيکي شهر کرمانشاه را شناسايي نمايد. وي باکمک عکسها و تصاوير ماهواره اي روند توسعه فيزيکي شهر را طي دورههاي مختلف مشخص نمود. آنگاه با استفاده ازDEM 1:25000 سازمان نقشه برداري کشور اطلاعات مورد نياز منطقه به دست آمد، سپس براساس دو مدل فازي و بولين در نرم افزار ARC GIS به پهنهبندي زمين براي توسعه فيزيکي بر پايه عوامل طبيعي و عوامل انساني اقدام نموده است.
اولين پژوهش در مورد مدل داده مفهومي در قالب رسالهي کارشناسي ارشد در جغرافياي طبيعي تحت عنوان “ارزيابي مخاطرات ژئومورفولوژيک با مدل مفهومي جغرافيايي در حوضه کن- تهران” توسط سعيده قره چاهي در دانشکدهي علوم زمين، دانشگاه شهيد بهشتي در سال 1390 انجام شده است.
حسيني و همکاران (1391) در بررسي با عنوان ” پهنه بندي جغرافياي محدوديتهاي توسعه کالبدي شهر رشت با استفاده از GIS ” به شناخت تنگناهاي طبيعي و انساني توسعه فيزيکي شهر رشت و تحليل گسترش فضايي آن با مدل آنتروپي شانون، پرداختهاند؛ همچنين راهکارهاي منطقي جهت توسعه آتي شهرارائه دادهاند. احمدي و همکاران (Ahmadi, et al., 2013) در پژوهشي با عنوان “بررسي نقش دانش ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهري و توسعه پايدار” در بررسي نقش دانش ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهري و توسعه پايدار اشاره دارند به اينکه شهرهاي واقع در مناطق خشک و مناطق نيمه خشک (نمونه موردي: شهر قم) در مسائل طبيعي به ويژه مسائل مربوط به ژئومورفولوژي نياز اساسي وجود دارد که در برنامه ريزيها در نظر گرفته شوند. بي توجهي به اصول و مکانيزم مورفولوژيک در برنامهريزي ها تعادل ديناميک و مورفولوژيک را بهم ميزند و سبب ايجاد خسارات جبران ناپذيري ميشود.
نوري و همکاران (Nuori, et al., 2013) در مطالعه‌اي با عنوان “استفاده از مدلهاي تصميمگيري چند معياره براي تصميم گيريهاي زيست محيطي و اولويت بندي فضايي در شهرهاي جديد” به انتخاب مکان براي 4 شهر جديد اصفهان پرداختهاند. روش به کار گرفته، مدل Ahp و Topsis بوده است. ميزان اثر هريک از عوامل در اولويت انتخاب مکان بر اساس روش دلفي و پر کردن پرسشنامه تعيين شده است. معيار‌هاي مورد بررسي شامل موارد زير بوده است: فيزيکي، بيولوژيکي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و پراکنش آلودگي. معيار فيزيکي در اولويت تعيين محل شهر جديد انتخاب گرديد. معيار فيزيکي شامل موارد زير مي‌باشد: آب وهوا، منابع آب، ژئومورفولوژي وسنگ شناسي، توپوگرافي و لند‌فرم و قابليت اراضي.
نمونهاي از تحقيقات انجام گرفته در سطح جهان:
به‌دليل حجم دادهي توليد شده در پژوهش‌ها و همچنين کاربردي نمودن نتايج تحقيقات، محققين در رشته‌هاي مختلف تخصصي اقدام به طراحي مدل مفهومي مينمايند (Mylopoulos, 1991).
آويجتادورگوبتا ورافي احمد 2004 ) Avijit.,) در پژوهشي باعنوان ” ژئوموروفولوژي شهري و شهرهاي مناطق حارهاي ساخت و ساز از پژوهشهاي علمي تا نحوه عمل گسترش سريع شهرها در مناطق حارهاي را مورد بررسي قرارداده‌اند. نتايج حاصل شده از پژوهش نامبرده به اين ترتيب مي‌باشد: گسترش شهرها در مناطق حاره‌اي تاثير جدي و منفي بر محيط طبيعي داشته که اين تاثير بيشتر به خاطر توسعه فيزيکي شهرها، افزايش سطح آب هاي زيرزميني و همچنين استفاده بيش از حد از منابع طبيعي اين مناطق است.
هندرسون و انلي (Henderson & O’Neil., 2004) در بررسي با عنوان “مدلهاي مفهومي بجهت حمايت عمليات، برنامه ريزي محيط زيست، مدلسازي سيستم گسترده و تکنولوژيهاي ارزيابي” براي استفاده از مدل‌هاي مفهومي دستورالعملي ارائه داده‌اند، اين دستورالعمل براي بهتر شدن برنامهريزي سيستم گسترده و بهره‌برداري از پروژه‌هاي منابع آب، نيروهاي شرکت مهندسين ارائه شده است. مدل‌هاي مفهومي ابزاري براي نشان دادن روابط، تجزيه وتحليل ساختار، عملکرد و روابط سلسله مراتبي سيستم‌هاي تحت تاثير ارائه مي‌دهند. حرکت بهسمت پروژه‌هاي بازسازي اکوسيستم و بهسمت پايداري اقتصادي و سيستم‌ها مناسب بوم شناختي، توجه فعاليت نيروها بصورت يک سيستم گسترده شامل موارد زير را باعث مي‌شود: شناخت پاسخ منابع طبيعي به محرک تنش‌زا و تغييرات محيطي، ارائه خدمات قابل اعتماد (بعنوان مثال: کاهش خطرات سيل ونگهداري تنوع زيستي)، طراحي و مديريت نمودن پروژه‌ها به شيوه‌اي پايدار.
لي و همکاران Lee, et al., 2004)) در پژوهشي با عنوان “سيستم اطلاعات جغرافيايي براي برنامه نويسي فعاليت بشر در محيط شهري کوچک مقياس در علوم اطلاعات جغرافيايي “مدل‌هاي داده سه بعدي را براي بازنمايي هندسي و توپولوژيک فرآيندها و اشيا سه بعدي بررسي نمودند. و يک مدل داده سه بعدي براي پاسخ اضطراري به محيط‌هاي ساخته شده شهري را در چند سطح پيشنهاد نمودند. 1- مدل هندسي سه بعدي براي اندازه‌گيري و نشان دادن اشيا فضايي سه بعدي. 2- مدل توپولوژيک که به تنهايي اشاره دارد به روابط توپولوژيک بين اشيا با استفاده از مدل مبتني بر شبکه. 3- مدل شهر سه بعدي به جهت تجسم اشيا سه بعدي در چند ديدگاه.
جنيفر و همکاران (Jennifer, et al.,2005) مطالعه‌اي با عنوان “مدل مفهومي از فرآيند رسوب در حوضه رودخانه Yuba بالا ” انجام داده‌اند. اين مدل مفهومي نشان مي‌دهد فرآيندهاي کليدي کنترل کننده ديناميک رسوب در حوضه رودخانه Yuba بالا که با استفاده از اندازه گيريهاي ميداني، عکاسي هوايي، و ويدئوگرافي کم ارتفاع مورد آزمايش و تجديد نظر قرار گرفت. در نهايت اين محققان، توزيع فضايي اجزاي يک مدل مفهومي در چارچوب GISکه راهنمايي ارزان براي ايجاد يک نقشه براي درک پويايي رسوب در مقياس حوضه فراهم مي‌کند، را پيشنهاد ميکنند.
دينو و نيدکارني ( 2007) در بررسي باعنوان ” راهنماييهايي براي استفاده موثر از مدلسازي موجوديت- ويژگي – ارزش براي پايگاه داده پزشکي ” اشاره دارند که مدل داده موجوديت – ويژگي -ارزش، جايگزين مناسبي نسبت به روش‌هاي رابطهاي مرسوم از مدلسازي پايگاه داده مي‌باشد. در شرايطي اين مدل مناسب ميباشد که دادهها داراي شرايط زير باشند: دادههاي پراکنده، داراي ويژگيهاي بيشمار، وجود کلاسهاي ترکيبي بيشمار.
قهرودي تالي در سال 2006 در پژوهشي به تدوين مدل مفهومي براي مديريت مخاطرات در حوضه هاي رود ايران پرداخت.
جيمن و باز Geyme & Baz, 2007)) پژوهشي با عنوان “پتانسيل سنجش از راه دور براي نظارت بر تغييرات پوشش زمين و اثرات آن بر جغرافياي طبيعي در منطقه کوه کايسداگي Kayisdagi) ) و اطراف آن (استانبول) ” انجام دادهاند. اطلاعاتي از فرآيندهاي تخريب در مراتع منطقه را با استفاده از داده‌هاي ماهواره اي ارائه داده‌اند. نتايج اين پژوهش نشان داد که ژئومورفولوژي و فرآيندهاي طبيعي مانند فرسايش، جنبش توده‌اي، هوازدگي فيزيکي و هوازدگي شيميايي تغييرات غيرطبيعي قابل ملاحظه‌اي داشته‌اند.
سينر و همکاران، (2010(Sener, et al., در پژوهشي تحت عنوان ” ترکيب AHP با GIS براي انتخاب محل دفن زباله: مطالعه در حوضه آبريز بيشر در ترکيه” براي تعيين مناسب ترين محل دفن زباله فرآيند تحليل سلسله مراتبي با GIS ترکيب شد. در اين پژوهش به بررسي معيار هاي مختلف مانند زمين شناسي، هيدروژئولوژي، استفاده از زمين، شيب، ارتفاع، جهت و فاصله از شهرک، آبهاي سطحي، جادهها، و حفاظت مناطق (اکولوژيک، علمي يا تاريخي) پرداخته شد. هر معيار با AHP مورد بررسي قرار گرفت و توسط سيستم اطلاعات جغرافيايي ترسيم گرديد.
مارينوني و همکاران Marinoni, et al., 2013)) در مطالعهاي با عنوان “هدايت توسعه شهري به مکانهاي مناسب: بررسي تاثير توسعه شهري در کيفيت آب در محيط دهانه رودها” به توصيف روش جديدي پرداختهاند که توسعه مسکن از نظر فضايي تاثير بر کيفيت آب را به حداقل برساند. در حال حاضر، اين مدل با ظرفيت آلايندههاي نيتروژن کل (TN)، فسفر کل (TP) و رسوبات معلق (TSS) مي باشد اما مي تواند توسعه يابد. اين روش بر اساس برنامه ريزي رياضي مرتبط با تجزيه و تحليل چند معياره، و معادلات موج حرکتي مي باشد.
آندرو و همکاران Andrew, et al.,2010) ) در پژوهشي با عنوان “ارتقاء توسعهي مدل مفهومي اجتناب : اجتناب از عملکرد پايين با توجه به ابهامات پروژه، مديريت زيست محيطي و برنامههاي تحقيقاتي بازسازي ” به اين نتايج رسيدند که عدم قطعيت در نتيجهي يک پروژه مي‌تواند از شکاف در داده‌ها، دانش کافي در مورد يک اکوسيستم، و يا تغييرپذيري طبيعي ساده منجر شود. توصيف اثرات اين ابهامات گام ضروري در توسعه مدل مفهومي موثر است. يک روش مشخص براي يکپارچه سازي و تجسم اين اطلاعات مي‌تواند به تيم توسعه پروژه (PDT) اجازه اولويت‌بندي فرمول‌هاي جايگزين و مقايسه کارآمد دهد. در نتيجه احتمال موفقيت پروژه بهتر مي‌شود.
مارگاليوس و همکاران Margoluis, et al., 2009)) در پژوهشي تحت عنوان ” استفاده از مدل‌هاي مفهومي بهعنوان ابزار ارزيابي و برنامهريزي در حفاظت” مدل‌هاي مفهومي را اينگونه توصيف مي‌کنند: ابزاري که به بيان و شفاف کردن مفروضات در مورد چارچوب يک پروژه و آنچه که تيم پروژه براي رسيدن به آن اميدوار است، کمک مي‌کند. اين مقاله ارائه داده است مدل‌هاي مفهومي از دنياي واقعي، بحث وروابط بين مدل‌هاي مفهومي و ساير ابزار‌هاي ارزيابي و توصيف شيوه‌هاي متفاوتي که مدل‌هاي مفهومي بعنوان ابزار ارزيابي و کليد برنامه‌ريزي خدمت مي‌کنند.
پوآل و همکاران (Paul, et al.,2011 ) در بررسي ديگر با عنوان ” مدل نهاد- ويژگي- ارزش بهينه شده: نمايندگي کارآمد جستجو از دادههاي پراکنده و ابعاد بالا ” اشاره دارد که نهاد- ويژگي- ارزش به عنوان راه‌حلي براي نشان دادن داده‌هاي پراکنده و ابعاد بالا ميباشد. در نهاد- ويژگي – ارزش هر واقعيت ذخيره مي‌شود در يک جدول با سه ستون: نهاد، ويژگي، يک ويژگي براي ارزش. در اين طرح يک سطر، يک واقعيت واحد را ذخيره ميکند . مدل EAV انعطاف پذيري شديدي را فراهم مي‌سازد.
2-2 مباني نظري مدل داده مفهومي
2-2-1 مرور مدل داده
به دليل تازگي استفاده از مدل داده در پژوهشهاي جغرافيايي مفاهيم و اصول مدلسازي داده جغرافيايي مورد بحث قرار ميگيرد.
“قلب هر تحليل مکاني مدل داده است، که مجموعه‌اي از ساختارها براي نمايش اشياء و فرآيندها در محيط رقومي کامپيوتر است. از سيستمهاي اطلاعات مکاني به منظور انجام وظايفي مانند ايجاد نقشه، استعلام پايگاه‌هاي داده و انجام تجزيه و تحليل مناسب بودن مکانگزيني، استفاده مي‌کنند. از آنجا که تجزيه و تحليلهايي که مي‌توانند انجام شوند به شدت تحت تاثير روشي که دنياي واقعي مدلسازي شده است، قرار دارند، تصميم در مورد نوع مدل داده اتخاذ شدهي براي موفقيت يک پروژه تحليل مکاني، حياتي است. يک مدل داده مجموعه‌اي از ساختار‌ها براي توصيف و نمايش جنبه‌هاي انتخابي دنياي واقعي در کامپيوتر است. واقعيت جغرافيايي مستمر و بينهايت پيچيده است، اما کامپيوترها متناهي و نسبتأ ساده هستند و تنها مي‌توانند با داده‌هاي ديجيتالي کار کنند. بنابراين، انتخاب‌هاي دشواري بايد در مورد اينکه چه چيزهايي در سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي مدلسازي مي‌شوند و اينکه چگونه ارائه مي‌شوند، بايد گرفته شود. به دليل آنکه افراد مختلف به دلايل مختلف ازسيستمهاي اطلاعات جغرافيايي( GIS) استفاده مي‌کنند، و پديده‌هايي که اين افراد مطالعه مي‌کنند مشخصه‌هاي متفاوتي دارد، نوع واحدي از مدل داده همه جانبه که براي همه شرايط بهترين باشد، وجود ندارد”.(Longley, et al., 2005: 178)
2-2-2 سطوح انتزاعي3 مدل داده
“وقتي دنياي واقعي را در کامپيوتر نمايش مي‌دهيم، بهتر است در قالب چهار سطح مختلف انتزاع، فکر شود (سطوح تعميم يا ساده‌سازي). ابتدا، واقعيت از پديده‌هاي دنياي واقعي ساخته شده است (ساختمان‌ها، خيابان‎‌ها، چاه‌ها، درياچه‌ها، مردم و غيره) و شامل تمام جنبه‌هايي هستند که مردم مي‌توانند درک کنند يا نکنند، يا وابسته به کاربردي خاص در نظر گرفته شوند. دوم، مدل مفهومي يک مدل انسان‌گرا، اغلب نيمه ساختار يافته، از اشياء و فرآيندهاي منتخب است که وابسته به دامنهي يک مساله خاص در نظر گرفته مي‌شود. سوم، مدل منطقي شکل اجرا-گرا از واقعيت است که اغلب به صورت نمودار و ليست بيان مي‌شود. در آخر، مدل فيزيکي، اجراي واقعي را در GIS به تصوير مي‌کشد، و اغلب شامل جداولي به صورت فايل يا پايگاه داده مي‌باشد. استفاده از واژه “فيزيکي” در اينجا در واقع گمراه کننده است چرا که مدل‌ها فيزيکي نيستند، آنها تنها به صورت ديجيتالي در کامپيوتر موجودند. در مدلسازي داده، کاربران و سيستم‌گستران، در فرآيندي که به طور متوالي با هريک از اين سطوح درگير است، شرکت مي‌کنند. اولين فاز مدلسازي با تعريف نوع اصلي اشياء ارائه شده در سيستم اطلاعات جغرافيايي شروع مي‌شود و با يک توصيف مفهومي از انواع اصلي اشياء و روابط ميان آنها، نتيجه‌گيري مي‌کند.
2-2-3 مدلسازي دادهي مکاني
ايجاد يک مدل از واقعيت براي کمک به توسعهي ادراک ما از مسائل جغرافيايي ايجاد شده است. براي درک اين ايده از مدل بايد تصور کرد که چگونه مي‌توان توضيح داد يک ماشين چيست و چه کمکي براي شخصي که تا به حال در مورد ماشين نديده و نشنيده مي‌توان انجام داد. براي انجام اين کار بايد مدل را از ماشين توسعه و انتقال داد. اين کار را مي‌توان در دو بخش انجام داد: اول فرم فيزيکي ماشين را توضيح داد- مانند شکل، اجزاي موتور، تعداد چرخ‌ها و رنگ؛ و سپس چگونه کار مي‌کند – چه اتفاقي براي سوخت مي‌افتد، اجزاي موتور چگونه تعامل دارند، ترمزها چگونه سرعت ماشين را کم مي‌کنند و غيره. يک مدل تحليل مکاني مي‌تواند به دو بخش تقسيم شود: مدلي با فرم فضايي و مدلي با فرآيندهاي فضايي. مدل با فرم فضايي، ساختار و توزيع اشکال در فضاي جغرافيايي را نمايش مي‌دهد. در مدل با فرآيندهاي فضايي، تعامل ميان اين اشکال در نظر گرفته مي‌شود”(Heywood, et al.,2006:72).
“ساخت يک مدل از جهان براي تحليل مکاني، گام کليدي در هر پروژه تحليل مکاني است. مثلأ ميتوان تصور کرد شما يک تحليل‌گر خورده فروش هستيد که مي‌خواهد يک مکانگزيني براي کمک به تصميمات در مورد مکان يک مغازه جديد ايجاد کند. شما نقشه‌ها، آمار جمعيت، عکس‌هاي هوايي و اطلاعات کد پستي مشتري را جمع‌آوري کرده‌ايد. بايد آنها را وارد سيستم اطلاعات جغرافيايي کرد. اما قبل از انجام آن بايد تصميماتي در مورد اينکه داده‌ها چگونه بايد در سيستم اطلاعات جغرافيايي مدلسازي شوند گرفت. براي انجام اين کار بايد يک سري گام‌هاي انتزاع داده را انجام داد. با اعمال اين فرآيند انتزاع از موضع مشاهدهي پيچيدگي‌هاي جغرافيايي دنياي واقعي به شبيه سازي آن در کامپيوتر انتقال مي‌يابد. هر پروژه تحليل مکاني اين فرآيند را شامل ميشود:
1. تشخيص اشکال فضايي از دنياي واقعي که مورد توجه در مفهوم کاربردي مي‌باشند و انتخاب چگونه نمايش دادن آنها در يک مدل مفهومي.
2. نمايش مدل مفهومي به وسيلهي مدل دادهي فضايي مناسب. اين شامل انتخاب ميان يکي از دو روش است: رستري يا برداري.
3. انتخاب يک ساختار داده فضايي مناسب براي ذخيره مدل در کامپيوتر. ساختار داده فضايي يک روش فيزيکي است که در آن اشياء براي هدف ذخيره و دستکاري کدبندي شده‌اند”
(lbid: 74).
2-2-4 طراحي مدل دادهي مفهومي جهت توسعهي فيزيکي
در اين بخش هدف يافتن روشهايي است که بتوان توسعه فيزيکي شايستهاي براي شهرها ترتيب داد و جهات توسعهي خطرساز را شناسايي و خطرات آن را کاهش داد. براي رسيدن به اين هدف، مدل داده مفهومي به صورت چارچوبي براي طراحي پايگاه دادهي مکاني در توسعهي فيزيکي در نظر گرفته شدهاست. يافتن بهترين مکان، جهت توسعهي فيزيکي در شهرها امري پيچيده است که نيازمند دانش تحليلي قوي از محدودهي مورد مطالعه، وجود متخصصان ماهر، سازماندهي مناسب، نرمافزارها، دادهها و روشهايي براي ارزيابي نتايج حاصل از تحليلهاي صورت گرفته و تکنيکهاي جهت بهبود اين نتايج ميباشد. در اين مرحله پيش از آنکه دادههاي موجود در امر توسعهي فيزيکي مورد استفاده قرار گيرند. با استفاده از دادهها و نرمافزارهاي مورد نياز به هماهنگسازي و يکسانسازي دادهها پرداخته ميشود. اين هماهنگسازي ميتواند به سادگي دادهها را از منابع و فرمتهاي مختلف در يک مکان و در يک فرمت قابل قبول گرد هم آورد.
2-2-5 مدل دادهي مفهومي:
مدل دادهي مفهومي مجموعهاي از دادههاست که درون جريان منطقي اطلاعات به همديگر مرتبط شدهاند. دادههاي درون اين مدل مفهومي در واقع همان اشيائي هستند که به صورت ماژولهاي موضوعي سازماندهي ميشوند. اين اشياء اطلاعات توصيفي را در قالب خصوصيات عناصر جغرافيايي ذخيره ميکنند و نمايش ميدهند که با استفاده از چندين نوع مختلف رابطه، اشياء داخل يک ماژول يا چندين ماژول به همديگر مرتبط ميشوند.
به اين ترتيب جهت شناسايي همه دادههاي مورد نياز در مدل داده مفهومي، ارزيابي از نياز کاربران در سه مرحله صورت ميگيرد:
تهيه فهرستي از اهداف و وظايف
تهيهي موجودي دادههاي قابل دسترس و دادههاي مفقود
ايجاد فهرستي از توابع مورد نياز
مدل مفهومي اين پژوهش شامل 5 ماژول اصلي است که دادههاي مربوطه در هريک از اين ماژولها سازماندهي ميگردد. اين 5 ماژول اصلي شامل هيدرومتئورولوژي، فيزيوگرافي، هيدرولوژي، اکولوژي (مطالعات زيست محيطي) و نقشههاي پايه است.
مدل داده مفهومي در ArcGIS Diagrammer طراحي گرديد و پس از تصحيح خطاهاي موجود به فرمت XML از آن خروجي گرفته شد و براساس اين فايل پايگاه داده مکاني آن طراحي و فراداده آن به همراه اطلاعات اضافي ايجاد گرديد. سپس براساس گزارشي که از دادهها و طرح مفهومي تهيه گرديد نام، خصوصيات توصيفي و نوع ذخيره داده تعيين شده و مستند گرديد.
“سنتز يک سيستم منسجم را مي توان با يک مدل مفهومي ارائه داد. مدل مفهومي همه عناصري را که براي يک سيستم ژئومورفولوژي با اهميت است، در کنار هم قرار ميدهد و تعامل و پيوند عناصر مختلفي که با يکديگر مربوط هستند، را نشان ميدهد. بعضي ها روابط علت و معلولي را نشان ميدهد، مدل مفهومي به تعريف سيستم و توابع به عنوان ابزار بحث براي دانشمنداني که در تجزيه و تحليل نقش دارند، کمک ميکند”( Alkema, et al.,2000:55). “مدل مفهومي در واقع خلاصهاي از سيستمهاي ژئومورفيک است، زماني که ارتباط بين سيستم انساني و سيستم ژئومورفيک برقرار ميشود ميتوان پارامترهاي مهم وکليدي را که دو جنبه عملکردي دارند را تعريف نمود:
1. پارامترهاي کليدي در واقع تعيين کنندهي يک قسمت ويژه از فرآيندهاي ژئومورفولوژيکي هستند.
2. آنها رابطه متقابل بين قسمت ويژهاي از فرآيندهاي ژئومورفولوژيکي و انسان را توصيف ميکنند.
چنين پارامترهاي مهم وکليدي شاخص ناميده مي شوند، به گفته لورنز(1999): “شاخصها سيستم را به گونهاي توصيف ميکنند که اهميتي بيشتر از ارزش ظاهريشان دارند، آنها به ارتباط اطلاعات و فرآيندهاي سيستم کمک ميکنند. معيار غالب در تعيين يک شاخص دانش و ارزيابي علمي است””(همان:56).
“هر چند که در نظر گرفتن چارچوب عوامل در هنگام ارزيابي پروژههاي محيط زيست و حفاظت از محيط زيست، بسيار مهم است، اما به طور همزمان در نظر گرفتن همه نيروهاي مختلف تاثير گذار در يک مکان، کار دشواري است. مدل مفهومي ميتواند به انجام اين ارزيابي کمک کند. مدل مفهومي يک ابزاري که به طور بصري به تصوير ميکشد چارچوبي که در آن يک پروژه در حال کار است و به ويژه، نيروهاي اصلي که در حال تاثيرگذاري بر تنوع زيستي در يک مکان هستند”(Margoluis, et al.,2009:139).
2-2-6 پايگاه دادهي مکاني
هدف پايگاه دادهي مکاني اين است که دادههاي مورد نياز براي مدلسازي و نتايج حاصل از مدل را در يک ساختار قابل قبول با سيستم مختصات يکسان گرد هم آورد. پايگاه دادهي مکاني گام مهمي در هماهنگسازي دادهها جهت موفقيت در مرحلهي مدلسازي محسوب ميگردد.
مدل دادهي مفهومي، پايه ساخت مدل فيزيکي پايگاه داده است، در واقع ساختار فيزيکي پايگاه داده با استفاده از ArcGIS 10.1 ايجاد گرديد که همان چارچوب مدل دادهي مفهومي را دنبال ميکند.
پياده سازي مدل دادهي مفهومي در ساختار پايگاه دادهي مکاني اين گونه خواهد بود:
مدل دادهي مفهومي پايگاه دادهي مکاني(Geodatabase)



قیمت: تومان


پاسخ دهید