دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
پايان نامه جهت اخذ درجه کارشناسي ارشد
رشته مهندسي کشاورزي گرايش باغباني
عنوان:
اثر غلظت هاي مختلف هورمون براسينواستروئيد روي پنج ژنوتيپ پسته
استاد راهنما:
دکتر حسين افشاري
استاد مشاور:
دکتر حسين حکم آبادي
نگارنده:
ابراهيم فرازي
سال تحصيلي92

با احترا م به ولي نعمتمان حضرت علي بن موسي الرضا(ع)
دوست هرکس عقل ودانايي اوست و دشمن هرکس جهل و ناداني اوست
تقديم به عزيزانم:
پدر مهربانم مادر دلسوزم همسر فداکارم
و پوريا وپريسا دلبندم
تشکر و قدرداني
سپاس بيکران پروردگار مهربا نم که توفيق اتمام اين پايانامه رابه من عطا نمود بدون شک طي اين مسير دشوار براي اينجانب بي روشنايي راهنمايي هاي خردمندانه وارزنده استاد محترم آقاي دکتر حسين افشاري و استاد مشاور دلسوز ومهربانم آقاي دکتر حسين حکم آبادي امکان پذيرنبودسپاس ويژه خويش را خدمتشان تقديم مي دارم واز خداوند سبحان در توفيقات علمي شان فزوني روز افزون استد عا مي نمايم .از همکاري و همراهي صميمانه آقاي حسين درباني مديريت محترم موسسه کشاورزي وموقوفات سمنان (مرکز دامغان ) قدرداني مي نمايم . همکاري دلسوزانه کارکنان محترم مر کز تحقيقات پسته دامغان جناب آقاي مهندس محمدي مقدم و مهندس مرتضوي ومهندس علي اکبر عوض آباديان موجب امتنان است براي ا ين عزيزان موفقيت روز افزون را از خداوند سبحان آرزو دارم.
نمي دانم با چه زباني از همراهي و همدلي همراهان هميشه گي ام همسر و فرزندانم سپاسگزاري نمايم . در تمامي لحظات يار وياور من بودند و با دستهاي کوچک خود کارهاي گرانقدري را براي من به انجام رسانند از تلاش هاي سخاوتمندانه و باعطوفت پدر و مادر م و برادر مهربانم سپاس بيکران دارم .
در پايان از تمامي عزيزاني که در تهيه اين اثر مرا صادقانه ياري داده اند و خانواده عزيزم صميمانه قدرداني مي نمايم.
ابراهيم فرازي
“همتم بدرقه راه کن اي طاير قدس
که دراز است رهِ مقصد و من نو سفرم”
چکيده:
براسينواستروئيدها به عنوان يکي از هورمونهاي استروئيدي نقش بسزائي در کنترل فرايندهاي فيزيولوژيکي گياهان به ويژه پاسخ به تنشهاي زيستي و غيرزيستي دارند. استفاده از مواد تنظيم کننده رشد گياهي همچون براسينواستروئيدها يکي از راهکارهاي عملي براي کاهش اين خساراتها مي باشد. اين پژوهش در گلخانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان انجام شد وتاثير چهار غلظت ماده تنظيم کننده رشد گياهي 24-هموبراسينوليد با غلظتهاي صفر، 10-10 ، 8-10 و 6-10 مولار برروي دانهالهاي 5 نوع ژنوتيپ پسته بر اساس آزمايشات فاکتوريل بر پايه طرح کاملا تصادفي با چهار تکرار انجام پذيرفت. پس از محلول پاشي در مرحله شش برگي دانهالهاي پسته و پس از گذشت شش هفته ميزان کلروفيل فلورسنس با دستگاه کلروفيل فلورسنس متر اندازه گيري شد .همچنين شاخص هاي فيزيومورفولوژيکي مانند اندازه رنگيزههاي فتوسنتزي ،شاخص سطح برگ،ارتفاع دانهال،بيو ماس(وزن تر ووزن خشک اندامهاي هوايي و ريشه)، آنزيم ليپوکسي ژنازبررسي شد. نتايج نشان دادآزمايش محلول پاشي با هورمون براسينواستروئيد تاثير معنيداري بر برخي صفات مورد سنجش داشت. صفات ارتفاع نهال، وزن تر، ، کلروفيلa، کلرفيل کل،آنزيم ليپوکسي ژناز به طور معني داري تحت تاثير اثر متقابل ژنوتيپ وهورمون براسينواستروئيد قرار گرفت. نتايج نشان داد بالاترين شاخص سطح برگ درغلظت10-10 براسينواستروئيد وژنوتيپ1Gو کمترين شاخص سطح برگ در غلظت صفرو ژنوتيپG5بدست آمد. در بررسي انجام شده تاثير شاخص هاي کلرفيل فلورنس fo ,fm ,fv ,fv/fm تاثير معني داري را نشان نداد. در بررسي بيوماس وزن تر اندانهاي هوايي در سطح 1 درصد معني دار شد که بيشترين وزن تر در غلظتهاي.8-10 و10-10 وکمترين وزن در غلظت صفر و6-10مشاهده شد.نتايج نشان داد که وزن تر ريشه در سطح 1درصد معني دارشد وبيشترين وزن باغلظت10-10وژنوتيپG2 وکمترين وزن به غلظت صفر و ژنوتيپ G1 مشاهده گرديد. نتايج همچنين نشان داد که بيشترين مقدار آنزيم
ليپوکسي ژناز مربوط به غلظت 10-10وژنوتيپG2كمترين مقدار آنزيم ليپوکسي ژناز مربوط به غلظت صفر هورمون براسينو استروئيد و ژنوتيپ G1 مي باشد.
کلمات کليدي: هورمون براسينو استروئيد، پسته ، ژنوتيپ
فهرست مطالب
فصل اول1
مقدمه1
1- مقدمه :2
2-1- بيان مسئله:3
3-1 اهميت مسئله:5
1-4-هدف کلي تحقيق:5
1-4-1- اهداف اختصاصي تحقيق:5
فصل دوم6
ادبيات موضوع و پيشينه تحقيق6
1-2- مقدمه:7
2-2- کلياتي در ارتباط با پسته:7
3ـ 2 تاريخچه پسته درايران :8
4ـ2 گياه شناسي پسته:10
6 ـ 2 نياز سرمايي :12
7 ـ 2 زمان گل دهي:13
8 ـ2 گرده افشاني و تشکيل ميوه:13
9 ـ 2 رشد و نمو ميوه :14
10-2-مواد و تنظيم كننده هاي رشد گياهي:18
12-2نقش و وظيفه هورمون:19
13-2 تنظيم کننده هاي رشد وانواع آنها:21
14-2- براسينواستروئيد:22
1-14-2 تاريخچه:23
2-14-2 براسينو استروئيد ها و اثرات آنها در گياهان:24
3-14-2 اثرات براسينواستروئيدها بر روي اسيدهاي نوکلئيک و سنتز پروتئينها:27
4-14-2- نقش براسينواستروئيدها در افزايش تحمل گياهان به تنشهاي محيطي31
1-4-14-2 اثر براسينواستروئيدها بر تنش گرما32
2-4-14-2 اثر براسينواستروئيدها بر تنش خشکي:32
3-4-14-2 اثر براسينواستروئيدها بر تنش شوري:33
5-14-2 اثر هورمون براسينواستروئيد بر مؤلفههاي فيزيولوژيکي:34
1-5-14-2 رنگيزههاي فتوسنتزي:34
2-5-14-2 فنول ها :35
2-5-14-2 قندهاي محلول:35
3-5-14-2 اثر هورمون براسينواستروئيد روي پارامترهاي رشدي و مورفولوژيکي:36
فصل سوم38
مواد و روشها38
1-3 زمان انجام تحقيق:39
2-3 محل انجام تحقيق:39
3 ـ 3 مشخصات اقليمي و جغرافيايي محل تحقيق:39
4-3- روش انجام تحقيق:39
5-3- آماده سازي بستر کشت:40
6-3تهيه محلول و محلول پاشي با هورمون براسينو استروئيد:42
7-3 اندازه گيري مقدار کلرفيل a ,b; وکلروفيل کل:45
8- 3 اندازه گيري شاخص سطح برگ :46
9-3 اندازه گيري آنزيم ليپوکسي ژناز:47
10-3-روش تجزيه وتحليل اطلاعات:47
فصل چهارم48
نتايج وبحث48
4-نتايج49
4-1- نتايج اثر محلول پاشي با غلظت هاي مختلف هورمون براسينو استروئيدبر شاخص سطح برگ:49
4-1-1-تاثير هورمون براسنيو استروييد برشاخص سطح برگ:49
4-1-2- تاثير ژنوتيپ هاي مختلف برشاخص سطح برگ:50
4-2-3- اثر متقابل هورمون براسينو استروئيد وژنوتيپ بر شاخص سطح برگ:51
4-2- نتايج اثر محلول پاشي با غلظت هاي مختلف هورمون براسينو استروئيد بر کلرفيل فلورسنس اوليه((FO:52
4-2-1 – نتايج اثر محلول پاشي با غلظت هاي مختلف هورمون براسينو استروئيد بر کلرفيل فلورسنس((FO:52
4-2-2 – نتايج اثر ژنوتيپ بر کلرفيل فلورسنس((FO:52
4-2-3 – نتايج اثرمتقابل محلوپاشي با هورمون براسينو استروئيدو ژنوتيپ بر کلرفيل فلورسنس اوليه((FO:53
4-3- نتايج اثر محلول پاشي با غلظت هاي مختلف هورمون براسينو استروئيد بر کلرفيل فلورسنس حداکثر((fm:54
4-3-1-اثر محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد بركلرفيل فلورسنس حداکثر((fm:54
4-3-2- اثر ‍ژنوتيپ بركلرفيل فلورسنس حداکثر((fm:54
4-3-3-اثر متقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپ و بركلرفيل فلورسنس حداکثر((fm:55
4-4- نتايج اثر محلول پاشي با غلظت هاي مختلف هورمون براسينو استروئيد بر کلرفيل فلورسنس متغير((fv:55
4-4-1-اثر محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد بركلرفيل فلورسنس متغيير((fv:55
4-4- 2-اثر ژنوتيپ بركلرفيل فلورسنس متغير((fv:55
4-4-3-اثر متقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپ و بركلرفيل فلورسنس متغير((fv:55
4-5- نتايج اثر محلول پاشي با غلظت هاي مختلف هورمون براسينو استروئيد بر کلرفيل فلورسنس متغير به حداکثر((fv/fm:56
4-5- 1-اثر محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد بركلرفيل فلورسنس متغير به حداکثر((fv/fm:56
4-5-2-اثرژنوتيپ بركلرفيل فلورسنس متغير به حداکثر (fv/fm) :56
4-5- 3-اثر متقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپ و بركلرفيل فلورسنس متغير به حداکثر (fv/fm)56
4-6- نتايج تأثير هورمون براسينواستروئيد بر ميزان کلروفيل دانهال پسته:57
4-6-1- اثر هورمون براسينو استروئيد بررنگيزههاي فتوسنتزي کلروفيل a:57
4-6-2- اثر ژنوتيپ بررنگيزههاي فتوسنتزي کلروفيل a:57
4-7- نتايج تأثير هورمون براسينواستروئيد بر شاخصهاي فيزيولوژيکي کلروفيل b دانهال پسته:59
4-8- نتايج تأثير هورمون براسينواستروئيد بر شاخصهاي فيزيولوژيکي کلروفيل كل دانهال پسته:59
4-8-1- اثر هورمون براسينو استروئيد بررنگيزههاي فتوسنتزي کلروفيل كل:59
4-8-2- اثر ژنوتيپبررنگيزههاي فتوسنتزي کلروفيل كل :59
4-8-3- اثر متقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپبررنگيزههاي فتوسنتزي کلروفيل کل:60
4-9- نتايج تأثير هورمون براسينواستروئيد بر ارتفاع دانهال پسته:61
4-9-1- تأثير غلظتهاي مختلف هورمون براسينواستروئيد بر ارتفاع دانهال پسته:61
4-9-2- تأثير ژنوتيپ بر ارتفاع دانهال پسته:61
4-9-3- اثر متقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپبر ارتفاع دانهال پسته:62
4-10- نتايج تأثير هورمون براسينواستروئيد بر وزن تر اندامهاي هوايي پسته:63
4-10- 1- تأثير هورمون براسينواستروئيد بر وزن تر اندامهاي هوايي پسته:63
4-10- 2- تأثير ژنوتيپ بر وزن تر اندامهاي هوايي پسته:64
4-10-3اثرمتقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپ بر وزن تر اندامهاي هوايي دانهال پسته:65
4-12-3- اثرمتقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپ بر وزن تر ريشه دانهال پسته:67
4-13- نتايج تأثير هورمون براسينواستروئيد بر وزن خشک ريشه دانهال پسته:69
4-13- 1- تأثير هورمون براسينواستروئيد بر وزن خشک ريشه دانهال پسته:69
4-13- 2- تأثير ژنوتيپ بر وزن خشک ريشه دانهال پسته:69
4-13-3- اثرمتقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپ بر وزن خشک ريشه دانهال پسته:69
4-14- 2- تأثير ژنوتيپ بر وزن خشک ريشه دانهال پسته:70
نمودار16-4- اثر ژنوتيپ بر روي انزيم ليپوکسي ژنازدر پسته71
4-14-3- اثرمتقابل محلول پاشي هورمون براسينواستروئيد ژنوتيپ بر آنزيم ليپوکسي ژنازدانهال پسته:71
فصل پنجم73
بحث73
منابع:83

فصل اول
مقدمه
1- مقدمه :
با افزايش روز افزون جمعيت و محدود بودن منابع براي ادامه حيات بر روي کره زمين، بحث مديريت وتصميم گيري در اين مورد يکي از مهمترين مشغله هاي فکري انسان امروزي مي باشد . مديريت زمان و استفاده بهينه از منابع توليد مي تواند در افزايش و بهره وري توليد نقش موثر داشته باشد. با افزايش هزينه هاي توليد براي بقاء واحدهاي توليدي دو راه در پيش رو خواهيم داشت . افزايش بهره وري واحدهاي توليدي و يا سرمايه گذاري مجدد اين واحدها، مي تواند چاره گشا باشد.در باغباني وپرورش درختان ميوه به دليل طولاني بودن دوره رشد درختان وبازگشت سرمايه، انتخاب ارقام و مناسب مي تواند گره گشاي اين مشکل باشد(سالنامه آماري استان سمنان ،1385).
شهرستان دامغان يکي از بزرگترين منابع توليد پسته در ايران مي باشد، سطح زير کشت اين محصول در حال حاضر 16000 هکتار باغ پسته مي باشد. پس لزوم داشتن دانش فني لازم براي توليد و افزايش توان توليد روشن بوده از طرفي در سالهاي اخير با توجه به افزايش هزينه هاي توليد، انتخاب پايه هاي مناسب مي تواند ضمن کاهش اين هزينه ها در انتخاب يک ژنوتيپ مختص منطقه موثر باشد. همانگونه که پايه بادامي زرند در منطقه کرمان ورفسنجان به عنوان پايه اصلي کشت مي شود . متحمل بودن به شرايط محيطي وکاهش اثرات آنها در سيکل زندگي با وجود تنش هاي خشکي شوري آفات وبيماريها با استفاده از هورمون براسينو استروئيد يکي ديگر از اهداف اين تحقيق مي باشد . هورمون براسينو استروئيد يکي از گروههاي ششگانه هورمون هاي گياهي بوده و تاثير ان بر کاهش اثرات تنش هاي محيطي به اثبات رسيده است (سالنامه آماري استان سمنان ،1385).
استان سمنان که شهرستان دامغان در آن واقع شده است با داشتن 4شهرستان (دامغان -سمنان-شاهرود -گرمسار )12 بخش 28 دهستان 16شهر داراي مساحتي معادل 67491 کيلومتر مربع مي باشد که بين 51 درجه و51 دقيقه تا 57 درجه و 3 دقيقه طول شرقي و 34 درجه و13 دقيقه تا 37 درجه و 20 دقيقه شمالي قرار گرفته است شهرستان دامغان در سال 1385 با مساحت 14027 کيلومتر مربع با جمعيت 84680 نفر از طرف شمال به خط الراس جبال البرز و از طرف شرق به شهرستان شاهرود واز طرف جنوب به دشت کوير مرکزي ايران واز غرب به شهر ستان سمنان منتهي مي شود . حداقل طول شرقي جغرافيايي شهرستان دامغان 53 درجه و 42 دقيقه و حداقل عرض شمالي آن 34 درجه و 15 دقيقه و حداکثر ارتفاع شهرستان از سطح دريا 1170 متر مي باشد (سالنامه آماري استان سمنان ،1385).
2-1- بيان مسئله:
براسينو استروئيد گروهي از هورمونهاي گياهي هستند که اثرات زيستي قابل توجهي روي رشد گياهان دارند از جمله باعث افزايش مقاومت به تنشهاي محيطي مي شوند. براسينو استروئيد گروهي از ترکيبات استروئيدي گياهي بوده که بطور طبيعي سنتز شده ورنج وسيعي از فعاليتهاي بيلوژيکي را دربر مي گيرند. براسينو استروئيد ها چندين ويژگي کشاورزي مهم مانند زمان گلدهي و عملکرد دانه و تحمل به تنش ها را کنترل مي کند. افزايش قابل توجه عملکرد محصول ممکن است به واسطه هر دو عمل متابوليسم گياه و محافظت گياه در برابر تنشهاي محيطي باشد(اسکندري ،1390). طيف وسيعي ازتنشهاي محيطي مانندافزايش ياکاهش دما،خشکي،شوري واشعه ماوراءبنفش وميکروبهابراي گياهان مضر هستند .شوري درخاک يا آب يکي ازتنش هاي اصلي درمناطق خشک ونيمه خشک است وميتواندرشدمحصول گياه رابه شدت محدودکند (قربانلي وهمکاران، 1391). باتوجه به اينکه کشورايران درمنطقه اي بااراضي خشک وشورقرارداردبنابراين ضرورت تحقيق درخصوص تاثيرتنش هاي محيطي وبه ويژه پرورش گياهان درمحيطهاي کنترل شده امري اجتناب ناپذيرميباشد.
اولين بار براسينو استروئيدها از دانه گرده گياه (Brassica napus Rape ) بوسيله آرور و همکاران در سال1979 استخراج و بعنوان ششمين گروه از تنظيم کننده اي رشد گياهي در نظر گرفته شد.( احمدي موسوي1) براسينو استروئيدها تقريباً در تمام قسمتهاي گياه يافت ميشوند و بيشترين مقدار آنها در اندامهاي زايشي(دانه گرده و بذرهاي نارس) مشاهده شده است.(يودي1 و کريشنا2، 2009).
شمار زيادي از اطلاعات نيز نشان داد که کاربرد براسينواستروئيد در گياهاني که در معرض عوامل محيطي نامساعد قرار گرفته بودند، به همان اندازه گياهان قرار گرفته در شرايط مساعد سالم ماندند. همچنين مشخص شد که براسينواستروئيد ميل به کاهش علائم تنش در يک واريته از گونه گياهي که در معرض هر دو تنش زيستي و غيرزيستي قرار گرفته بودند را دارد (کريشنا، 2003). مکانيسمهاي تنش طي دورهي عمل براسينواستروئيد ميتواند در ميزان خيلي ناچيز انجام گيرد. همچنين ثابت شده که 24- اپي براسينوليد قادر به القاء تحمل به گرما در نهالهاي تربچه و گوجه فرنگي ميباشد. به طوريکه اين نهالها زماني که در غلظت (1ميکرومول از 24- اپي براسينوليد) رشد کنند بيشترين تحمل نسبت به يک تيمار گرمايي شديد نسبت به نهال هاي تيمار نشده داشتند (داب هادل2 و همکاران، 1999).
در حال حاضر يکي از بهترين پايه ها براي کشت نهال پسته رقم بادامي زرند مي باشد.باتوجه به سطح زير کشت محصول پسته در شهرستان دامغان وشرايط مساعد جهت توسعه اين باغات در شهرستان اهميت يافتن و ترويج پايه هاي مناسب وسازگار با منطقه را افزايش مي دهد در اين راستا 5 ژنوتيپ برتر پسته ازيکي از توليد کنندگان نهال تهيه وبا هورمون براسينو استروئيد تيمار گرديد.
3-1 اهميت مسئله:
پسته يکي از محصولات استرتژيک در کشور ما مي باشد . ميزان صادرات اين محصول ساليانه معادل دلار و بخشي از رشد اقتصادي ايران مي باشد. براين اساس ساماندهي زير ساختارهاي مناسب توليد و افزايش بهروري مي تواند نقش بسزايي در کاهش هزينه هاي توليد و سود اوري اين محصول باشد. افزايش وبرداشت بدون برنامه ريزي ازمنابع آبي کشور سبب شور شدن اب چاهها شده است .و در سال گذشته باعث ازبين فتن 16000 هکتار از باغات پسته رفسنجان شده است (دکتر حکم آبادي،1385)
شرايط نامساعد مانند خشکي شوري سرمازدگي و يخ بندان آفات وبيماريها و ديگر تنش هاي محيطيکه ما اغلب در باغات پسته با آن روبرو هستيم يکي از مهمترين عوامل کاهش توليد اين محصول مي باشد. توانند افزودن مقاومت به سرما بيماريها علف کش ها وتنش شوري _افزايش عملکرد محصول طويل شدن سلول وجوانه زني بذر کاهش عقيمي جلو گيري از رشد ونمو ريشه از جمله اثرات براسينواستروئيد ها مي باشد ((قربانلي وهمکاران، 1391).
1-4-هدف کلي تحقيق:
بررسي تاثيرهورمونبراسينواستروئيد (24- اپي براسينوليد) برخصوصيات فيزيومورلوژيکي5 نوع ژنوتيپ پسته هدف کلي اين تحقيق ميباشدوبراساس آن اهداف اختصاصي ذيل پيگيري ميشود.
1-4-1- اهداف اختصاصي تحقيق:
1.بررسي تاثيرهورمون براسينواستروئيدبر کلرفيل فلورسنس در ژنوتيپهاي پسته مورد آزمايش
2.تعيين بهترين غلظت مناسب هورمون براسينواستروئيد براي توليدپسته
3. بررسي مقدار آنزيم ليپوکسي ژناز در نهال هاي محلول پاشي شده با هورمون براسينو استروييد
فصل دوم
ادبيات موضوع و پيشينه تحقيق
1-2- مقدمه:
بديهي است بدنه و راهنماي هر تحقيقي را ادبيات آن در حوزههاي نظري و تجربي شکل ميدهد، از اين رو اجراي بهينه و درست ساير مراحل تحقيق تابع مرور جامع و کامل ادبيات آن ميباشد. به همين دليل در اين فصل نتايج تحقيقات و پژوهشهاي مرتبط با موضوع پژوهش با هدف دستيابي به چارچوبي نظري و مفهومي بررسي گرديده و ضمن جمع بندي مباحث مربوطه و شناسايي اثرات مثبت و منفي تأثيرهورمون براسينواستروئيد برخصوصيات فيزيوموفولوژيکي 5 نوع ژنوتيپ پسته ، برچارچوب نظري تحقيق تدوين شد.
2-2- کلياتي در ارتباط با پسته:
پسته يکي از فرآورده هاي کشاورزي است که با نام ايران در آميخته و توليد آن در کشور سابقه تاريخي طولاني دارد، و يکي از اقلام مهم صادرات کشور ما را تشکيل مي دهد و نقش آن در اقتصاد کشاورزي و ملي چشمگير و پر ارزش است و علاوه بر آن پسته سرشار از مواد غذايي ضروري و مقوي است که مصرف آن در بهداشت و سلامت و توانمندي اجتماع تاثير بسزايي دارد. از اهميت پسته در اين مرزوبوم همين بس که از ديرباز آنرا طلاي سبز ناميده اند.
طبق آمارهاي منتشر شده در حال حاضر بيش از 480 هزار هکتار پسته در جهان کاشته شده است. در ايران نيز سطح زيرکشت پسته 354 هزار هکتار گزارش شده است که از 8/69 درصد زيرکشت درختان بارور 2/30 درصد زيرکشت درختان نهال است 1/81 درصد سطح بارور کشور در استان کرمان که بزرگترين منطقه کشت اين محصول بوده و 9/18 درصد سطح بارور در ديگر استان هاي کشور کشت شده است. استان خراسان و يزد به ترتيب با 10 و 1/5 درصد سطح بارور کشور، مقام هاي دوم و سوم را به خود اختصاص داده اند و جمعاً 2/96 درصد کل سطح بارور کشور به 3 استان مذکور تعلق دارد. ميزان توليد پسته جهان براساس آمار سازمان خواربار جهاني (Fao)، 436000 تن گزارش شده است که کشور ما با توليد 430313 تن، 43 درصد از توليد جهاني را به خود اختصاص داده و مقام نخست را در جهان دارد.(جدول الف بخش ضمائم) از اين ميزان توليد طبق آمار نامه Fao در سال 2000 ميلادي ايران بالاترين رقم صادرات پسته را در جهان دارا مي باشد. با اين ميزان توليد و صادرات برنامه ريزي جهت حضور در بازارهاي جهاني از اهميت ويژه اي براي کشور برخودار است. براي حضور بهتر در بازارهاي جهان بالا بردن کيفيت و صدور محصول با کيفيت بالا از ضروريات مي باشد لذا مطالعات بنيادي وکاربردي و شناختن مکانيسم هاي فيزيولوژيکي موثر در کيفيت از ضروريات مي باشد و در اين راستا براي بهبود صفات کيفي بويژه خنداني که از صفات خوب و مورد نياز در استاندارد و تجارت پسته است، محلول پاشي انواع عناصر ريز مغذي بر پايه نانو در دو زمان براي تشخيص بهترين نوع نانو کلات و اثر آن در بهبود صفات کمي و کيفي مورد مطالعه واقع شده است( حکم ابادي ،1385) .
اگر چه اين تحقيق در پسته يک فکر جديد مي باشد و مطالعات بسيار کمي در ارتباط با اين موضوع در علوم تحقيقات وجود دارد، با اين حال در کشوري که اولين توليد کننده و اولين صادرکننده اين محصول مي باشد و در حال حاضر بيشترين ضرر را از کمبود تحقيقات و مطالعات مي بيند لذا تحقيقات بنيادي و کاربردي با سرمايه گذاريهاي وسيع تر در تحقيقات پسته از ضروريات مي باشد اين موضوع نيز به لحاظ اين که يک موضوع کاربردي مي باشد بعد از مطالعات جامع تر مي توان با اطمينان بيشتري از آن در طرح هاي کاربردي ديگر مورد استفاده قرار داد ( حکم ابادي ،1385)
3ـ 2 تاريخچه پسته درايران :
توليد پسته در ايران سابقه تاريخي داشته و ايرانيان از ديرباز خواص حيات بخش و هوش افزاي پسته را دريافته اند. قدر مسلم آنست که شناخت اوليه انسان از پسته پس از ملاحظه درخت خودروي آن صورت گرفته است بنابراين، مبدأ اوليه پسته سرزميني است که رويشگاه طبيعي درختان پسته در آن واقع بوده است. مطابق مستندات تاريخي و موجود، چنين محدوده اي در قلمرو فرهنگي ايران بوده که در شمال شرقي آن استقرار يافته است، سرزميني که بعدها پارت و سپس خراسان نام گرفته، رويشگاه اوليه و اصلي درختان پسته است. حد غربي دامنه رويش درختان پسته تا نواحي نيشابور و حد شرقي آن تا نواحي بلخ در دو سوي جيحون بوده است. جنگل هاي وحشي و خودروي پسته ايران در ناحيه سرخس و مناطق جنوبي تر تا زورآباد تربت حيدريه پيشينة تاريخي دارد و تصور مي شود که درخت پسته حدود 3 تا 4 هزار سال قبل در ايران اهلي شده و مورد کشت و کار قرار گرفته است. و پس از ايران به ساير نقاط جهان و بخصوص به کشورهاي اطراف درياي مديترانه منتقل شده است(ابريشمي، 1373).
کلمه لاتين Pistachio که از اسم فارسي پسته( Piste يا Peste) گرفته شده است گوياي اين مطالب است.
برخلاف تصور سرزمين باستاني دامغان (قومس) که امروز منطقه فراموش شده اي از نظر توليد پسته در جهان مي باشد به نظر مي رسد که بار ديگر درخت پسته در اين مرز و بوم مورد توجه قرار گرفته و دياري که جزء مناطق پيدايش اوليه پسته مي باشد و شايد اولين درختان پسته که منشاء باغات قديمي کنوني پسته مي توان به حساب آورد در قرنها پيش به ايالت قومس که مرکزيت آن شهر کهن دامغان است، منتقل شده است بر طبق گزارشات هنوز هم در برخي از نقاط اين آب و خاک درختان خودروي بنه خصوصا در نواحي کوهستاني (منطقه تويه دروار و جنوب دامغان)مشاهده ميشود که قبلا به صورت اهلي درآمده و تکثير گرديده است و از آن زمان تا 20 الي 30 سال گذشته باغات کوچک بطور پراکنده در منطقه دامغان وجود داشته است واحداث باغات بزرگتر بعدازاين زمان اتفاق افتاده بطوريکه تا سال 1390 حدود 114300 هکتار باغات پسته در دامغان تکثير پيدا نموده و اين در حالي است که مساحت باغات پسته در سالهاي گذشته در اين شهرستان از 4300 هکتار تجاوز نميکرده است. در استان کرمان، اصفهان و يزد هم کشت پسته سابقه طولاني ندارد و به حدود 200 تا 250 سال قبل بر مي گردد ولي به لحاظ وسعت کشت بالا داراي عملکرد بالايي بوده تا آنجا که استان کرمان در دنيا حرف اول را ميزند و از نظر صادرات رتبه اول را به خود اختصاص داده است و بعد از آن خراسان و يزد قرار دارند(ابريشمي، 1373).
4ـ2 گياه شناسي پسته:
پسته از خانواده Anacardiaceae است. اين خانواده جزء جداگلبرگان است که داراي تعداد زيادي جنس است که بيشتر مخصوص مناطق نيمه گرمسيري است که يکي از آنها جنس Pistacia است از جنس هاي ديگر مي توان به جنس بادام هندي 2 ، انبه3، سماق4، وپر5 اشاره کرد. در جنس Pistacia 11 گونه شناسايي شده است مشخصات آنها ذکر شده است. قابل توجه اينکه اغلب گونه هاي پسته خزان دار هستند ولي بعضي مانند P. lenticus هميشه سبز هستند و نکتة ديگر اينکه شواهدي مبني بر وجود کروموزم جنسي در گونه هاي پسته وجود ندارد. گونه هاي شناساي شده از جنس پسته عمدتاً بصورت درختچه هستند و از اين 11 گونه فقط P. vera يا پسته اهلي است که ميوه هايش ارزش اقتصادي دارد و ساير گونه ها بيشتر بعنوان پايه و يا در اصلاح پسته مورد استفاده قرار مي گيرد(محمدخاني، 1376).
پسته گياهي دو پايه است و هر دو گل آذين هاي نر ـ ماده، خوشه اي مرکب هستند و شامل صد تا صد گل منفرد هستند، گلهاي نر، خوشه اي، بيضي شکل، متراکم و سبز رنگ است. برگک هاي قرمز رنگ در پاي هر خوشه چه وجود دارد که اين برگک هاي قرمز به مرور کم خواهد شد. هر يک از گلها داراي پرچم ولي فاقد گلبرگ است که با 5 کاسبرگ و يک کلالة سه قسمتي پهن است زمان گلدهي ارقام نروماده بسته به رقم ممکن است 2ـ1 هفته باهم تفاوت داشته باشد. لذا براي اطمينان از کافي بودن گرده افشاني گلهاي ماده بايد با زمان بازشدن گل هاي نر تا حدودي همزمان باشد.گلهاي ماده داراي تخمدان 3 برچه اي هستند که اکثراً فقط يک برچه به ميوه تبديل مي شود. با کلالة 3 قسمتي که قبل از تلقيح به رنگ سبز مايل به شيري بوده و پس از تلقيح به رنگ قرمز و سپس قهوه اي تبديل مي شود. تخمدان فوقاني و ميوه آن شفت و نيمه خشک و ناشکوفا مي باشد(محمدخاني، 1376)
5 ـ 2رشدونمو گل:
در سال چهارم و يا پنجم از استقرار گياه در باغ درخت شروع به توليد گل بجاي جوانه هاي رويشي که در محور برگهاي شاخساره هاي فصل جاري مي کند، در نتيجه مقدار زيادي جوانه گل و تعداد کمي جوانه رويشي توليد مي گردد. تمام جوانه هاي محوري در بعضي شاخساره ها جوانه هاي گل هستند و عمدتاً يک يا دو جوانه انتهايي به حالت رويشي باقي مي مانند. بنابراين اختصاصي شدن و انگيزش گل در سال قبل از گل دهي انجام مي شود که زمان و انگيزش و تکامل آن به شرح زير است: در زمستان در داخل جوانه هاي انتهايي در درختان نر و ماده آغازنده هاي جوانه جانبي قابل تشخيص مي باشند. همراه با طويل شدن جوانه انتهايي که معمولاً در اوايل فروردين ماه انجام مي شود، آغازنده جوانه در محور گل آذين به همراه شاخه هاي جانبي اوليه بوجود مي آيند. شاخه هاي جانبي دوم و سوم بوسيله برگکهاي که بعداً بوجود مي آيند تشکيل مي شوند. آغازنده گلهاي نر و ماده بصورت جانبي و انتهاي روي شاخه ها توسعه مي يابند بطوريکه ممکن است در اوايل خردادماه کاسبرگ ها ديده شوند. در نيمه اول تير ماه گل آذين منشعب کامل و به اندازه نهايي خود مي رسد از اين زمان تا آبان ماه سال جاري گلهاي ماده نمو و تکامل چشمگيري نمي کنند. در گلهاي نر نيز تا اواخر اسفندماه عملاً نموي ديده نمي شود. در اواخر اسفند ماه در هر يک از گلهاي تشکيل شده يک مادگي 3 برچه اي بوجود مي آيد که فقط يکي از برچه ها فعال مي باشد و در بعضي موارد هيچکدام فعاليت نخواهد داشت. اجزاء گل نر در حد فاصل اوايل خرداد تا تير ماه آغازيده مي شوند و رشد مجدد و تمايز و بلوغ حدود 10 ماه بعد يعني اواخر اسفندماه و حتي ديرتر انجام مي شود (کرين و همکاران ،1979).
گل نر پسته نيز با خصوصياتي نسبتاً مشابه گل ماده بر اثر عوامل متعدد گل انگيزي، طي گذراندن مراحل تمايز و نمو گرده به خوشه نسبتاً کروي شکل در روي جوانه هاي جانبي شاخه يکساله تبديل مي گردد.
لازم به ذکر است که با وجود دو پايه بودن پسته، کرين و همکاران (1979) گزارشاتي دال بر وجود گلهاي دو جنسه در جنس دادند. آنها بوجود يک شاخه نر جهش يافته بر روي پايه ماده گونهP. atlantica و همچنين شکوفايي نر و ماده پراکنده در هيبريد ( P. atlantica× P. vera) اشاره نمود.(حکم ابادي،1385)
6 ـ 2 نياز سرمايي :
پسته همانند ساير درختان ميوه خزان دار و خشکبار جهت توسعه و تکميل رشد جوانه ها احتياج به حداقل سرماي معيني در طول فصل رکود دارد. نياز سرمايي پسته بين ارقام متفاوت است رقم عباسعلي دامغان 1 750 ساعت و رقم آژينا2، 600 ساعت و اسفاکس 3 450 ساعت سرماي بين 0 تا 7 درجه نياز دارد. سرماي ناکافي معمولاً باعث تاخير در بازشدن گلها، باز شدن نامنظم گل ها و تاخير در برگ دهي مي شود. همچنين عدم تامين نياز سرمايي باعث ايجاد عکس العمل هايي غير عادي مثل کاهش تعداد برگچه ها و توليد برگهاي ساده و غيرنرمال مي شود. مطالعات انجام شده نشان داده رقم عباسعلي دامغان پس از زمستاني که داراي سرماي ناکافي و بحراني باشد علاوه بر توليد گل روي شاخه هاي يکساله، روي شاخه رشد فصل جاري و بصورت انتهايي و جانبي نيز گل مي دهد. کرين و همکاران نياز سرمايي پسته را حدوداً 900 ساعت گزارش کرده‌اند( شيباني و همكاران، 1374).
7 ـ 2 زمان گل دهي:
شکوفايي گل هاي نر و ماده پسته معمولاً همزمان با باز شدن جوانه هاي رويشي مي باشد جوانه هاي گل اکثراً ارقام نر نيمه اول فروردين ماه و اکثراً ارقام ماده در نيمه دوم فروردين ماه باز مي شوند. شرايط آب و هوايي، سرماي زمستانه و نوع رقم از جمله عوامل موثر در زمان شکوفايي مي باشد. در شرايط آب و هوايي دامغان گلهاي P. atlantica وP. mutica زودتر از P. vera و P. khinjuk شکوفا مي شوند(شيباني و همکاران، 1374 و محمدخاني، 1376).
8 ـ2 گرده افشاني و تشکيل ميوه:
حشرات و زنبور عسل جهت جمع آوري گرده معمولاً جذب گل هاي درخت نر مي شوند و به گل هاي درختان ماده جذب نمي گردند زيرا گل هاي ماده جذابيت ندارند بنابراين باد عامل اصلي گرده افشاني درخت پسته است( محمدخاني، 1376).
در زمان گرده افشاني هميشه به اندازه کافي گرده وجود ندارد. دوره پذيرش کلاله 4ـ2 روز بسته به رقم براي هر درخت بيان شده است. درصد گل هايي که به ميوه تبديل مي شوند از سالي به سال ديگر متغير است و علاوه بر شرايط آب و هوايي، زمان شکوفايي گل به شرايط آب و هوايي زمستان قبل از دوره نيز بستگي دارد. اگر نياز سرمايي به اندازه کافي تامين نشود علاوه بر اينکه زمان گلدهي به تاخير مي افتد همچنين بر روي توليد گرده و توسعه مادگي هم اثر معکوس دارد و معمولاً 10 درصد گلهاي شکوفا شده هر درخت به ميوه تبديل مي شود که از اين تعداد 5/7 درصد ميوه بذر دارد و 5/2 درصد معمولاً پوک مي باشند. ريزش گلهاي گرده افشاني شده معمولاً 4ـ3 روز پس از مرحله تمام گل انجام مي گيرد(شيباني و همکاران، 1374 و محمدخاني، 1376).
9 ـ 2 رشد و نمو ميوه :
طبق مطالعاتي که بر روي رشد و نمو جنين در رقم عباسعلي دامغان انجام پذيرفته مشخص شد که معمولاً در هفته سوم بعد از اتمام گل،سينگامي 1 در پسته اتفاق مي افتد بعد ازسينگامي زيگوت وارد يک دوره سکون2 ( دوره استراحت) مي شود ولي تخمدان بعد از سينگامي سريعاً رشد کرده، بزرگ شده و تا 5 الي 6 هفته بعد از تمام گل به حداکثر اندازه نهايي خود مي رسد. زيگوت بعد از 5 يا 6 هفته بعد از تمام گل به حالت سکون باقي مي ماند و بعد از اين تاريخ وارد دوره تقسيم سلولي مي شود و در اثر يک تقسيم سلولي به دو سلول پيش جنيني3 تبديل مي شود(سميع و همكاران، 1384).
بعد از اين زمان يکي از دو سلول تقسيم سلولي نموده و يک توده سه سلولي پيش جنيني تشکيل مي شود بعد از اين مرحله طي 15 روز تغييرات اساسي در نمو جنين مشاهده مي شود اگر چه تغييرات ماکروسکوپي نيست. در اين مدت يک ساختار چندسلولي کروي شکل با تقسيمات در جهات افقي و عمودي و مورب تشکيل مي شود(سميع و همكاران، 1384).
اما در ارتباط با آندوسپرم، بعد از تلقيح کيسه جنيني حاوي آندوسپرم نوسلار1 آزاد با واکوئل هاي کوچک ديده مي شود و به همين حالت تا زمان شروع رشد جنين باقي مي ماند. در زمان رشد جنين آندوسپرم نوسلار آزاد به اطراف زيگوت قرار مي گيرد. در مرحله اي که جنين 32ـ16 سلولي است، آندوسپرم در انتهاي سفت شروع به تمايز کرده و در زمانيکه جنين به حالت کروي و يا قلبي شکل در مي آيد آندوسپرم تمام کيسه جنيني را پر نموده است. جنين کروي شکل در انتهاي سفت کيسه جنيني، 8 هفته بعد از تمام گل قلبي شکل شده و تقريباً در اين زمان در جنين لپه ها، مريستم انتهايي و پروکامبيوم قابل رويت است.
بعد از شروع رشد سريع، جنين دراواسط خرداد بعد از 25ـ20 روز به حداکثر اندازه خود مي رسد و اين افزايش اندازه در اين دوره عمدتاً بعلت بزرگ شده سلول ها2 در لپه ها است اغلب آندوسپرم هم هنگامي که لپه ها به انتهاي شالاز3 مي رسد توسط لپه ها هضم شده است و مابقي آندوسپرم و سلول هاي خورش در لبه داخلي ديواره هاي تخمدان4 جمع مي شوند و فونيکول هم در سطح آندوکارپ باقي مي ماند (جوانشاه و همکاران، 1379).
در ارتباط با بقيه گونه هاي پسته هم دوره طولاني سکون زيگوت گزارش شده است. نکته قابل توجه ديگر اينکه، بعلت مساوي بودن انتها و پايه سلول هاي پيش جنيني سوسپانسور5 کوتاه وجود دارد که اين برخلاف ديگر نهاندانگان است(سميع و همكاران، 1384).
بنابراين پس از تلقيح و بارور شدن گل هاي ماده تخمدان سريعاً رشد کرده، بزرگ مي شود و در اواسط خردادماه به حداکثر اندازه نهايي رشد خود مي رسد و پس از آن طي يک دوره استراحت 25ـ20 روزه، تشکيل مغز دانه شروع مي گردد. که معمولاً در عرض 25ـ20 روز تکامل مغز بطول مي انجامد(بي نام، 1387، الف).
منحني رشد و تکامل ميوه پسته از نظر بررسي بعضي جهات شبيه به ديگر شفتها بود و از نظر بررسي بعضي جهات با آنها تفاوت زيادي دارد بعنوان مثال اگر رشد و نمو ميوه را از نظر قطر پريکارپ مورد مطالعه قرار دهيم، با شفت هاي گوشتي ديگر تفاوت زيادي دارد. اگر در شفت هاي گوشتي مانند زردآلو، آلو، گيلاس زيتون و هلو به منحني رشدشان توجه کنيم، ديده مي شود که دو دوره رشدي با سرعت زياد ( دوره III,I) که بوسيله يک دوره رشدي با سرعت کمتر ( دوره II) جدا شده است(سميع و همكاران، 1384).
اگر به منحني رشد بادام که يک شفت خشک است، توجه شود، ديده مي شود که دو دوره رشد دارد يک دوره رشدي سريع که بوسيله يک دوره بدون رشد ادامه پيدا مي کند. بنابراين بادام دوره II,I رشد را مانند ساير شفت هاي گوشتي ديگر دارد رشد سريع سوم يا دوره III را ندارد.(شکل 1 ـ 4)
رشد و نمو پسته از نظر قطر پريکارپ هم حدوداً شبيه به بادام است با اين تفاوت که دوره رشد سوم (III) را با افزايش ناچيزي در قطر پريکارپ نيز دارد.
رشد قطري ميوه هايي که فاقد بذر هستند تقريباً شبيه ميوه هاي بذردار است با اين تفاوت که در ميوه هايي که فاقد بذر هستند( ميوه هاي پوک) دوره سوم رشدي ( دوره III) ديده نمي شود.
در دوره II,I شفت هاي گوشتي رشد گوشت ميوه و همچنين رشد آندوکارپ بادام که يک شفت خشک است و همچنين پوسته هاي بذر1 آن کامل مي شود.
پسته اندازه نهايي خود را در انتهاي دوره بدست مي آورد و خودش و پوسته بذر رشد چشمگيري حتي بعد از گذشت يک ماه از دوره II در آنها ديده نمي شود.(شکل 1ـ 4 و 1ـ 5 ) نمو جنين در شفت هاي گوشتي و بادام به تاخير مي افتد يعني از نظر ماکروسکوپي هيچ گونه رشدي تا انتهاي دوره I ديده نمي شود. رشد جنين در پسته حتي بيشتر نسبت به شفت هاي گوشتي و بادام به تاخير مي افتد يعني حتي پس از گذشت 6 هفته از دوره II رشدي هنوز تغييرات ميکروسکوپي در رشد جنين ديده نمي شود.
تقريباً در اواسط دوره رشدي، رشد جنين همزمان با اينکه رشد پوسته بذر به بيشترين حد خود مي رسد، شروع مي شود سپس برخلاف ساير شفت ها که در طي دوره III رشد ميوه به بيشترين حد خود مي رسد در پسته در مرحله III فقط 4 درصد قطر نهايي ميوه را به خود اختصاص مي دهد و بيشترين قطر را در مرحله I کسب مي کند.
چوبي شدن2 آندوکارپ همزمان با شروع دوره II رشدي مي شود و 4 تا 6 هفته بعد از آن هم ادامه مي يابد. آندوکارپ ميوه پسته اهلي برخلاف ساير گونه هاي اين جنس از قسمت نوک شکاف برداشته و اين شکاف بصورت شکمي و پشتي توسعه مي يابد. در اوايل مرداد ماه تقريباً يک ماه قبل از شروع رسيدگي فيزيولوژيکي ميوه آغاز مي گردد و ميزان آن در ارقام مختلف متفاوت است. مغز در نيمه اول مردادماه به حداکثر خود مي رسد که معمولاً در اين زمان کمتر از 30% ميوه ها خندان است. بهترين مشخصه براي تشخيص رسيدگي فيزيولوژيکي ميوه معمولاً توسط راحت جدا شدن پوسته بيروني از پوست سخت مشخص مي گردد.(يودي6 و کريشنا2، 2009).
رشد و نمو ميوه پسته اگر با توجه به وزن کل ميوه تر1مورد بررسي قرار داده شود يک منحني خاصي از شفت هاي گوشتي بدست مي آيد.
دراين حالت افزايش در وزن تازه در دوره II ، 50% وزن تر کل را در دوره رشد و نمو ميوه به خود اختصاص مي دهد به اين معني که در دوره III رشدي تمام افزايش در وزن تر مربوط به افزايش در وزن تر بذر بوده و تقريباً هيچگونه افزايش در وزن پريکارپ بعد از آن زمان ديده نمي شود.
منحني رشد و نمو ميوه اگر از نظر وزن خشک مورد بررسي قرار گيرد، ملاحظه مي شود که افزايش در ميزان کل وزن خشک 2 در طي دوره تمام گل زياد چشمگير نبوده، هنگاميکه رشد سريع پريکارپ شروع مي شود افزايش در وزن خشک بصورت منظم و خطي افزايش مي يابد بجز دو هفته آخر که ميزان وزن خشک کمتر کاهش مي يابد. پس اينطور مي توان ادعا کرد که وزن خشک کل در نيمه اول مربوط به افزايش در وزن خشک پريکارپ و در نميه دوم مربوط به افزايش وزن خشک بذر است.
10-2-مواد و تنظيم كننده هاي رشد گياهي:
اصطلاح تنظيم کننده هاي رشد دسته وسيعي از مواد الي (غيرازويتامين ها و عناصر کم مصرف ) را در برمي گيرد اين مواد به مقادير ناچيز در فرايند



قیمت: تومان


پاسخ دهید