1-7- روش تحـقیق
روش‌ تحقیق در پژوهش حاضر از نوع توصیفی می باشد و با استفاده از روش پیمایشی صورت می پذیرد. ضمناً برای گرد آوری اطلاعات و برای تدوین چارچوب نظری تحقیق و پیشینه ی تحقیق از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است.
در این پژوهش از روش‌های مختلف میدانی، پیمایشی و اسنادی و کتابخانه ای استفاده می شود.
در تبیین نظری و تحلیل مهارت های اجتماعی، از روش اسنادی و کتابخانه‌ایی و منابع اینترنتی استفاده می گردد و جهت بررسی تآثیر عوامل مختلف بر مهارت های اجتماعی دختران از پژوهش پیمایشی استفاده می شود که اصلی ترین روش دراین پژوهش می باشد.
علّت انتخاب روش پیمایشی این بوده که، پژوهش حاضر در مورد عوامل مختلف (خانواده، گروه دوستان، مدرسه و تلویزیون) مؤثر بر مهارت های اجتماعی دختران بوده است و برای بررسی تآثیر این عوامل از ابزار پرسشنامه و تحلیل پیمایشی که قابل اعتماد ترین وسیله است و درعین حال بیشترین حجم اطلاعات را با کمترین هزینه انتقال می دهد، استفاده شده است.
در روش میدانی، جامعه آماری این پژوهش را دختران دوره ی متوسطه شهر اصفهان تشکیل می دهند. براساس اطلاعات و آمار اخذ شده از گروه آمار و برنامه ریزی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان، تعداد دختران دانش آموز در دوره ی متوسطه سال تحصیلی 1389- 1390 برابر با 46270 نفر می باشد . در این تحقیق حجم نمونه از روش نمونه‌گیری تصادفی با توجه به نواحی و مناطق محل تحصیل دانش آموزان استفاده می شود . اطلاعات مورد نیاز را با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری نموده و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی لازم و نرم افزار SPSS استفاده شده است.
1-8- تعاریف مفاهیم و اصطلاحات
مفاهیم و اصطلاحاتی که در این تحقیق مورد استفاده قرار می گیرند ، به شرح زیر می باشند :
رشد اجتماعی : منظور از رشد اجتماعی عبارت است از ، زمانی که افراد به سطحــی از مهــــارت در روابط اجتماعـی دست یافته باشند که بتوانند با مردم به راحتــی زندگی کنند و سازگاری داشتـه باشند ( وایتــزمـن ، 1375 : 60 ).
– تربیت اجتماعی : تربیت اجتماعی ساختن انسان در برابر امور و وقایع اجتماعی است تا عکس العمل های به جا نشان دهد و بتواند استعدادهای ذاتی خود را به نفع جامعه و فراخور نیازمندی های آن به ظهور برساند ( قرائی مقدم،1370: 16).

– اجتماعی شدن : اجتماعی شدن فرا گردی است که به واسطه آن هر فرد ، دانش و مهارت های اجتماعی لازم برای مشارکت مؤثر و فعال در زندگـی گروهـــی و اجتماعی را کســـب می کند (بروم و سلزنیک ،1386 :90).
– مهارت های اجتماعی : به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه کـــه شخص می تواند با دیگران به نحـــوی ارتباط متقابــل بر قرار کند کــه به بــروز پاســـخ هـــای مثبت و پرهیــز از پاسخ های منفــی انجام گیرد ، مهــارت اجتماعی می گویند (کارتلج و میلبرن ، 1375: 33) .
– مقطع متوسطه : دوره آموزشی در نظــام آموزش و پرورش ایران ، که دانش‌آموزان بعد از پایان دوره آمـوزش راهنمایی وارد آن شده و به مدت سه سال ادامه دارد و پس از پایان این مدت دیپلم متوسطه دریافت می‌کنند.
– هم سالان (دوستان) : گروه هم سالان ، گروهـی است که درآن اعضـاء ، از موقعیــت و وضعیتی نسبتاً مسـاوی و روابط نزدیک برخـوردارند وشامـــل گروه هایی چون هم بازی ، محــــافل دوستان و گروه های کاری کوچـک می شود (گابریل وآلموند،1974: 84).

– خانواده : خانواده گروهی است اجتماعی و متشکل از افرادی که دارای روابط سببی (زن- شوهــر) ، و احیاناٌ نسبی (در صورت وجود فرزندان ) و گاه فرزند پذیری با یکدیگرند ( ساروخانی ، 1385، 143) .
– مدرسه : دومین واحد اجتماعی است برای تعلیم و تربیت کودکان که وظیفه آن آماده سازی نـسل جوان از طریق آموزش رسمی برای ورود به جامعه می باشد ( انصاری راد و همکاران ،1380)
– تلویزیون : تلویزیون یکی از رسـانه های جمعی‌ دیداری است که از لحاظ آموزش رسمــی ، جایـگاه ویژه ای داشته و به دلیل برد وسیعی که دارد ، یکی از بهتـرین وسایـل تفریحـــی ، خبری ، آموزشـــی و فرهنگی و تبلیغاتی می باشد ( معتمد نژاد ، 1379 :201).
1-9- کاربرد تحقیق :
از این تحقیق سازمان ها و گروه های زیر می توانند از ابعاد نظری و کاربردی آن استفاده نمایند:
1- خانواده ها ، که به بعد تربیت اجتماعی بیشتر توجه نمایند و از نتایج این پژوهش بهره برند.
2- مدارس دوره ی متوسطه که با توجّه به ویژگی های رشدی دانش آموزان در این دوره، از نتایج آن استفاده نمایند.
3- برنامه ریزان آموزشی که در هنگام هدف گذاری و برنامه ریزی به موضوع ترتبیت اجتماعی وکسب مهارت های اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد مهم تربیت توجّه نمایند.
4-کارکنان و معلمّان مدارس که از مبانی تئوری و نظری و نتایج آن درهنگام کاراستفاده نمایند.
5- دست اندرکاران رسانه های جمعی به ویژه بخش سیما ، که از مبانی نظری و بعد کاربردی‌‌آن در جهت تهیه و تدوین برنامه هایی که در اجتماعی کردن افراد وکسب مهارت های اجتماعی آنان مؤثر است، اقدام نمایند.
6- دست اندرکاران سازمان های مربوط به نوجوانان و جوانان که با توجّه به مبانی نظری و ابعاد کاربردی این تحقیق در جهت تهیه و تدوین برنامه ها و محیط هایی باشند که تعامل میان آنان را بیشتر و باعث شکل گیری گروه هایی شوند.
فصل دوم:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ادبیات تحقیق

فصل دوم : ادبیات تحقیق
گفتار اول-الف مفاهیم تحقیق
2-1-1 مفهوم رشد اجتماعی
جنبه ی اجتماعی رشد فرد، پایه و اساس زندگی انسانی او را تشکیل می دهد. ادامه ی زندگی انسان جز در جامعه جریان پیدا نمی کند. رشد اجتماعی کودک مانند سایر جنبه های رشدی او به تدریج گسترش پیدا می کند و تقریباً همه فعالیّت های او تحت تأثیر اطرافیانش قرار می گیرد. رشد و تکامل اجتماعی کودک با سایر مظاهر رشد و تکامل وی هماهنگ و کاملاً مرتبط است.
افراد وقتی از نظر اجتماعی « رشد یافته » محسوب می شوند که در این زمینه کاملاً به شکوفایی رسیده باشند. یعنی به سطحی از مهارت در روابط اجتماعی دست یافته باشند که بتوانند با مردم به راحتی زندگی کنند و سازگاری داشته باشند (وایتزمن،1375: 60)
رشد اجتمـاعی از آغاز ارتباط کودک با اطرافیـانش آرام آرام شروع می شود؛که ابتدا با والدین و نزدیکـان و بعد ها با اجتماع و دیگران نشان داده می شود.
منظور از رشد اجتماعی ، نضج فرد در روابط اجتماعی است به طوری که بتواند با افراد جامعه اش، هماهنگ و سازگار باشد. فرد را وقتی اجتماعی خوانند که نه تنها با دیگران باشد، بلکه با آنان همکاری کند.( شعاری نژاد، 1374: 516 )
رشد اجتماعی مهم ترین جنبه ی وجود هر شخص می باشد . چرا که رشد اجتماعی نه تنها در سازگاری و انطباق با اطرافیان مؤثر است ، بلکه در آینده ، در میزان موفقیّت شغلی و پیشرفت اجتماعی فرد نیز تأثیر دارد.
معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هرکس ، میزان سازگاری او با دیگران است. این دیگران شامل همه است، از دوستان، معلمان، افراد خانواده و بستگان گرفته تا همسایه ها و… حتی کسانی که برای اولین بار با آن ها برخورد می کنیم ( وایتزمن، 1375 :6).
افراد هر چقدر که بیشتر یاد می گیرند و تجربه های بیشتری کسب می کنند؛ بیشتر به این واقعیّت پی می برند که از راه مبادله ی عواطف و احترام به دیگران و تعامل اجتماعی با آن ها است که به احساس رضایت دست می یابند و روز به روز بیشتر به یقین می رسند که احساس مفید بودن و خوشبختی آن ها به میزان رشد اجتماعی شان بستگی دارد.
رشد اجتماعی مانند رشد جسمانی و ذهنی یک کمیّت پیوسته است و به تدریج به کمال می رسد. برای بیشتر افراد، رشد اجتماعی به تدریج در طول زندگی به طور طبیعی و در برخورد با تجربه ها حاصل می شود و این همان کیفیتی است که به اصطلاح « کمال یا پختگی » نامیده می شود (وایتزمن، 1375 :7) .
به طور کلی منظور از رشد و تکامل اجتماعی این است که فرد بتواند روابط اجتماعی برقرار کند یا رشد و نمو لازم برای برقراری در روابط اجتماعی را بدست آورده باشد. به عبارت دیگر وقتی فرد یاد گرفت که با معیارهای گروه ، خلقیات و سنت ها هم نوایی کند و به مرحله ای رسید که توانست با جامعه اش ارتباط و تعامل داشته باشد؛ می گوییم از لحاظ اجتماعی رشد و تکامل یافته است. بنابراین ، احساس وحدت اجتماع و برقراری روابط متقابل میان افراد یک جامعه و همکاری با دیگران از جمله خصایص رشد و تکامل اجتماعی است. رسیدن به این مرحله از رشد مستلزم آن است که کودک در علایق خود تغییر بدهد، شیوه های جدید رفتار را فرا گیرد، و دوستان جدیدی انتخاب کند. فرد اجتماعی علاوه بر آن که مایل است با دیگران به سر برد، خواهان تشریک مساعی با آنان نیز هست. وی می خواهد کاری برای آن ها انجام دهد. فرد گروه دوست1 یا گروه جو شدیداً مایل است با همنوعانش باشد و از تنهایی دل تنگ می شود و همین که خود را در میان گروه خود ببیند میلش ارضا می شود هرچند که با آنان تماس پیدا نکند.
همان طور که اشاره شد، در رشد اجتماعی : خانواده شامل (والدین، خواهران و برادران )، خویشان ، همسالان و دوستان، معلّمان و مربیان و کلیه افراد جامعه که در اطراف او وجود دارند نقش به سزایی دارند. در این میان نقش خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماعی به صورت غیر رسمی و سپس مدرسه به عنوان دومین نهاد که به صورت رسمی از طریق انتقال ارزش ها و هنجارهای جامعه نقش حساسی را بر عهده دارند.
2-1-2 اهمیّت و ضرورت رشد اجتماعی
با توجّه به این که انسان موجود اجتماعی است و ادامه زندگی او به صورت انفرادی تقریباً غیر ممکن است؛ به محض تولّد و با دریافت اولّین احساس در رابطه با دیگران قرار می گیرد. ابتدا این افراد فقط شامل گروه خانواده می باشند ، امّا به تدریح با گروه های بزرگتر از جمله دوستان ، هم کلاسان ، معلّمان، هم محله ای ها، همشهری ها، هم میهنان می گردد، لذا برای ارتباط با دیگر گروه ها از طریق ایجاد رابطه، سخن گفتن، گوش کردن و روش های گوناگون بایستی مهارت کسب کرد، لذا رشد اجتماعی برای ایجاد ارتباط با دیگران و زندگی با آنان لازم و ضروری است.
اهمیّت رشد اجتماعی در این است که دیگران درباره ما چه می اندیشند. در بیشتر موارد فعالیّت ما با این هدف صورت می پذیرد که تصویب و تأیید دیگران را بدست آوریم و به قول( وایتزمن ،1375 :9) به دست آوردن تصویب و تأیید دیگران در زندگی مهم است. چرا که سازگاری اجتماعی تا حد قابل توجهی بستگی به این دارد که دیگران فکر می کنند « ما چگونه آدمی هستیم ».
2-1-3 ویژگی های افراد ی که از لحاظ اجتماعی رشد نیافته اند.
اگر افرادی را که از لحاظ اجتماعی رشد نیافته باشند بررسی کنیم، نخست در می یابیم که رفتار آنان هنوز ویژگی رفتار کودکان خردسال را داراست ، یعنی آن ها در همه چیز به پدر و مادر و افراد خانواده وابسته هستند. دوم کودکان اصولاً و عموماً خودخواه هستند و خواست دیگران برای آنها مهم نبوده و خواست خود مهم ترین اصل است.
سوم این که کودکان نمی توانند به فعالیّتی برای مدت طولانی سرگرم شوند و دارای ویژگی عدم تمرکزهستند و به هرچیز خاصی مشغول می شوند و ثبات ندارند.
چهارمین ویژگی کودکان؛ سر هم کردن داستان های دروغین است که والدین را نیز نگران می کند.
پنجمین ویژگی فردی؛ تخیل فوق العاده قوی و فعّالی است که دارند و ارتباط آن ها با واقعیّت کم است.
ویژگی ششم کودکان که قابل مشاهده نیز می باشد ؛ ابهامی است که در ذهن خود از مفهوم زمان دارند و نمی توانند جز برای چند دقیقه بعد پیش بینی و برنامه ریزی کنند.
همه ی این ویژگی ها یعنی، وابستگی به دیگران، خودخواهی، عدم تمرکز و ثبات در برنامه ها، ناتوانی در تشخیص و تمیز بین رویـاها، تخیــلات و واقعیــات، عــدم توانایی در پیش بینی و برنامه ریزی و… همگی علائم رشد نا یافتگی می باشد، لذا رفتار اجتماعی مناسب فقط از راه یادگیری آموخته می شود و با تمرین و تکرار عادت می شود و این روند بیشتر از همه به کوشش و خواست خود فرد بستگی دارد.
اما عواملی چون پدر و مادر ، خانواده ، معلم ، دوستان ، حتی مطالبی که می خوانیم و فیلم هایی که می بینیم در آن تأثیر دارند.
بیشتر کودکان نیز از طریق غیر مستقیم زندگی اجتماعی را می آموزند، برای مثال یاد می گیرند که اگر فلان رفتار را داشته باشند تحسین شده و از آن جا می فهمند که آن رفتار درست است و به عکس سرزنش و مجازات والدین برای کودک چنین معنی می دهد، که از او اشتباهی سرزده، البته فرصت یادگیری قوانین و مقررات اجتماعی برای همه کودکان یکسان نیست.
2-1-4 تربیت اجتماعی
تربیت در معنای وسیع « شامل پرورش روح و جسم فرد و جامعه درعرصه های گوناگون است » ، یکی از ابعاد مهم تربیت که تأثیر زیادی برسایر ابعاد دارد ، تربیت اجتماعی است . زندگی در جامعه ی امروز نیازمند کسب سلسله ای از دانش ها ، مهارت ها و نگرش ها در زمینه های مختلف از جمله بعد اجتماعی است.
در مورد تربیت اجتماعی تعاریف گوناگونی ارائه شده است . جامعه شناسان ، روان شناسان و انسان شناسان از دیدگاه خود تعریفی از این مفهوم ارائه داده اند.
در فرهنگ علوم رفتاری(1364) در مورد تربیت اجتماعی آمده است: تجاربی معمولاً کنترل شده که توانایی و شایستگی فرد را برای شرکت در زندگی گروهی افزایش و گسترش می دهد.(شعاری نژاد،1364: 412).
تربیت اجتماعی ساختن انسان در برابر امور و وقایع اجتماعی است تا عکس العمل های به جا نشان دهد و بتواند استعدادهای ذاتی خود را به نفع جامعه و فراخور نیازمندی های آن به ظهور برساند ( قرائی مقدم،1370: 16). پس تربیت اجتماعی فرد را برای قبول مسئولیت درجامعه آماده می سازد. هر چند در جریان اجتماعی ساختن افراد، هر شخص دارای استعدادهای بالقوه جهت یادگیری بسیاری از رفتارها ست و آن حرکاتی را بیشتر انجام می دهد که با موازین گروهی اجتماعی اش سازگارتر است و این گونه رفتارهایش از مقبولیت برخوردار می باشد، فرد باید به گونه ای تربیت شود که به اجتماع خدمت کند و درهنگام ضرورت به تنهایی به اندیشه بپردازد و یا درموقع لزوم با آرای جمعی مخالفت نماید. پس اجتماعی شدن و اجتماعی بودن تنها مفهوم سازگاری را نمی رساند بلکه آن جا که گروه و جمع درمسیر خطایی می روند و یا براندیشه ای اصرار می ورزند که براساس بنیان محکمی استوار نیست فرد باید قدرت ابراز وجود داشته و توان مخالفت با آن اندیشه را داشته باشد. تربیت اجتماعی تأمین تمهیدات لازم جهت متجلی ساختن ارزش ها و ضوابط اجتماعی در فرد به منظور مؤثر بودن او در برخوردهای اجتماعی اعم از هدایت دیگران ، مخالفت با نظرات غیر منطقی ، توافق و سازگاری و اموری نظیرآن ها است (شعاری نژاد،1374 :45).
درمورد تربیت می توان به این جمع بندی رسید که : تربیت اجتماعی فرآیندی است که به وسیله ی آن ، فرد راه ها، افکـار ، معتقدات ، ارزش ها، الگــوها و معیــارهای فرهنگ خــاص خود را یاد می گیــرد و آن ها را جـزء شخصیت خویش می نماید. مجموع قابلیت ها، صلاحیت ها و مهارت های اجتماعی است که فرد باید درباره خود، خانواده ، دوستان ، جامعه و عملکردهای اجتماعی، نهادهای اجتماعی ، ارتباطات اجتماعی و روش های آن بدست آورد. یعنی این که کسی را می توان دارای تربیت اجتماعی دانست که بتواند نقش ها و وظایف گوناگون اجتماعی خود را در زندگی اجتماعی با موفقیّت ایفا نماید.
تربیت اجتماعی جز از طریق خود آگاهی تک تک افراد جامعه و احساس همدلی و سازگاری بین افراد یک اجتماع محقق نمی شود و به فردی تربیت شده ی اجتماع اطلاق می گردد که همواره درصدد شناخت کامل تر از اجتماع خود و موفقیّت آن باشد،رفتارش با شرایط ، هنجارها و ارزش های جامعه سازش و انطباق داشته باشد، برای بهبود روند امور و گسترش کار و حل مشکلات موجود به تفکر و تدبیر بپردازد و قادر باشد در وضعیت های تازه ای که رخ می دهد در ارتباط با حلّ مسأله با استفاده از مهارت های اجتماعی تصمیم منطقی گرفته و اقدام نماید.
2-1-5 اهداف تربیت اجتماعی در جامعه اسلامی
منظوراز هدف اجتماعی، رنگ اجتماعی دادن به فعّالیّت های فرد است. برای تربیت اجتماعی اهداف متفاوتی بیان شده است ، که مهم ترین آن ایجادآمادگی برای انطباق با محیط اجتماعی می باشد.
شریعتمداری برای تربیت اجتماعی در جامعۀ اسلامی اهداف زیر را مطرح می کند:
1- رعایت حقوق همه ی انسان ها و مراعات انصاف در برخورد با آنان .
2- ایجاد روابط مهرآمیز و همراه با گذشت و فداکاری و ایثار با دیگر مؤمنان و مسلمانان.
3- تکریم مؤمنین و بالاخص دانشمندان؛ علما و فقهای اسلام .
4- تقویت روحیه ی خدمت و اهتمام به امور مسلمان ها.
5- تقویت روحیه ی تعاون درکارهای خیر و تقوی و تکامل اجتماعی.
6- ایجاد روحیه ی تفاهم و برادری میان مؤمنان و مسلمانان و تحکیم روحیه ی مساوات خواهی .
7- تقویت سعه ی صدر در معاشرت و ایجاد روحیه ی هم فکری و شور و تبادل.
8- پرورش روحیه ی عدالت خواهی و داوری به حق و پذیرش آن، هرچند که به زیان فرد و بستگانش باشد.
9- تقویت احساس تعهد، نسبت به هدایت و رشد و آگاهی دیگران.
10- ایجاد روحیه ی ستیز در برخورد با ستم کاران در حد عدل اسلامی و بازگرداندن ظالم از ستم گری و حمایت از مظلوم و بازداشتن او از ستم کشی.
11- تلاش برای اصلاح بین افراد و رفع اختلاف بین مسلمان ها و رفع تجاوز و تعدّی.
12- ایجاد روحیه ی دعوت به خیر و توصیه ی به حق و توصیه ی به صبر.
13- شناخت معروف و منکر و پذیرش مسئولیت « امر به معروف و نهی از منکر».
14- تعظیم شعائر اسلامی و تحکیم موقعیت مساجد و جماعات و مراکز عبادی و دینی.
15- ایجاد عادت به نظم و انضباط درهمه ی مناسبات فردی و اجتماعی (شزیعتمداری ،1380: 187-186).
2-1-6 رشد اجتماعی در دوره نوجوانی
در دوره نوجوانی کودک به تدریج به صورت یک پسر یا دختر بزرگسال در می آید و روابط اجتماعی او پیچیده تر و شاخ و برگ دارتر از دوره کودکی می گردد. موقعیّت اجتماعی نوجوان موقعیّتی به خصوص مشکل است. به طوری که در این دوره با فاصله گرفتن از والدین و خانواده، دامنه ی روابط اجتماعی وی گسترش پیدا می کند. فرد در این دوره برای سازگاری های شخصی و اجتماعی با مسائلی مواجه می شود. از جمله این که فرد «خود مرکز بین» می شود . برای این امر دلایل زیادی دارد که اولّین آنها بروز توانایی های جدید مغزی و اجتماعی است و دیگری اشتغالات ذهنی نوجوان به تغییرات ناگهانی جسمی خود است، اما این خود مرکز بینی به تدریج منتفی می شود و نوجوان به تجدید مناسبات اجتماعی خود پرداخته و به رشد اجتماعی می رسد.
برنارد2 (1991) در رابطه با تغییرات روانی و اجتماعی دوران نوجوانی می نویسد: آن ها در این دوران حساس می شوند. هیجان های شدید، احساس عدم اطمینان ، ناسازگاری و پرخاشگری در آن ها ایجاد می شود و اجتماع از آنها می خواهد که مستقل باشند ، روابط خود را با بزرگسالان تغییر دهند و سازگاری و آمادگی شغلی پیدا کنند(نادری و همکاران ، 1386 :4).
از مشکلات دیگری که گریبانگیر بسیاری از نوجوانان می شود نداشتن صراحت در بیان و قاطعیت در رفتار در مقابل بسیاری از خطراتی است که آن ها را تهدید می کند و برای رفع این معضل نیاز به آموزش مهارت اجتماعی ابراز وجود در مدارس ضروری به نظر می رسد(نیس و شهی ،1380 :5 ).
2-1-7 خصوصیات رشد اجتماعی در دوره نوجوانی
اصولاً رشد اجتماعی بیشترین نمود خود را پس از تولّد نوزاد نشان می دهد. از زمانی که نوزاد در می یابد که وجود مادر برای ارضای نیازهایش ضروری است و همچنین با نخستین تماس چشمی که با مادر برقرار می کند، اولّین زمینه های آگاهی اجتماعی او شکل می گیرد.
در دوره ی پیش از بلوغ، همسالان محبوب با معیارهایی از قبیل فعّال بودن، مهارت در بازی ها، داشتن شوق و ذوق ، شوخ طبعی و جرأت داشتن و … مشخص می شوند که این معیار ها در دروه ی بلوغ و پس از آن تغییر می یابند.
نوجوانان از نظر بدنی دگرگونی ، تغییرات و تحوّل بزرگی را متقبل می شوند. از نظر فرهنگی – اجتماعی تابع شرایط محیطی هستند، فکر می کنند همه چیز را می دانند ولی خام هستند و احساس و هیجان بر تعقّل آن ها غلبه دارد.
در دوره ی نوجوانی، نوجوان می کوشد اظهار وجود کند و خود را نشان دهد. از پذیرش خود توسط گروه های اجتماعی لذّت برده و احساس رضایت می کند. همانند سازی او در جهتی است که پذیرش دیگران را به همراه داشته باشد. سعی می کند خود را برتر از دیگران نشان دهد. میل به استقلال داشته و در تلاش است تسلط خانواده را بر خود کاهش دهد. او مقررات و روابط اجتماعی را به خوبی درک می کند و به ارزش و اهمیّت آن ها پی می برد و برای رعایت کامل آنها می کوشد. نوجوان برای زیستن در اجتماع آمادگی به دست می آورد و نحوۀ سازگاری با اجتماع را می آموزد. او دوست دارد بیشتر وقت خود را با همسالان بگذراند و در این دوره خود را برای ایفای نقش آماده کرده و تلاش دارد تجربیات لازم را بدست آورد (نجاتی، 1376 :35).
2-1-8 نشانه های رشد اجتماعی در دوره ی نوجوانی
رشد اجتماعی به تدریج ایجاد می شود و در دوره ی نوجوانی و جوانی می تواند به کمال نسبی برسد. یک جوان از نظر اجتماعی وقتی رشد یافته است که دارای خصوصیات و ویژگی های زیر باشد.
الف- انس و الفت
تغییر رشد اجتماعی نوجوان در میل او به جنس مخالف، اعتماد به نفس و اثبات شخصیت خود، اطاعت از گروه همسالان، عمیق شدن بینش اجتماعی و گسترش میدان سازگاری اجتماعی دیده می شود.
1- میل به جنس مخالف: فرد در اوایل نوجوانی به جنس مخالف متمایل شده و این میل در رفتار و فعالیت او اثر می کند. این میل ابتدا به طور پنهانی شروع شده و سپس به شکل عشق افلاطونی3 آشکار می شود. و پس از آن تغییر یافته و به زندگی روزانه واقعی نزدیک می شود.
2- اعتماد به نفس و اثبات خود: نوجوان تلاش دارد سلطه خانواده را برخود کم کرده و شخصیّت خود را اثبات کند و اطرافیان را به پذیرش موقعیّت و مقام خود وادار سازد.
3- اطاعت از همسالان: نوجوان در این دوره از رفتارها، روش ها، مقیاس ها و دستورهای دوستان و همسالان خود پیروی می کند و سعی می کند از خانواده جدا شده و به گروه همسالان بپیوندد.
4- بینش اجتماعی: فرد در این دوره به ارتباط های موجود میان خود و دیگران پی می برد و آثار تعامل خود را با مردم مشاهده می کند. با کمال بصیرت و توانایی به اعماق رفتار نفوذ کرده و میان خود و مردم سازگاری ایجاد می کند.
5- گسترش دایره سازگاری اجتماعی: ابعاد زندگی اجتماعی فرد به توالی مراحل رشد دگرگون می شود . او با افراد از دور و نزدیک تماس برقرار کرده، حقوق و وظایف خود را می شناسد و در فعّالیّتهای اجتماعی با دیگران همکاری می کند.
ب-نفرت
هدف اصلی پدیده ی نفرت، ایجاد حریم میان شخصیّت نوجوان و بعضی افراد و گروه هایی است که خود عضو آن است و فعل و انفعال هایی با آن ها دارد تا بدین وسیله خود را از دیگران متمایز کند.از نشانه های رشد اجتماعی در دوره ی نوجوانی این است که نوجوان سعی می کند شخصیّت خود را محفوظ دارد.
مهم ترین علامت های نفرت عبارتند از:
تمرّد و سرکشی: نوجوان از سلطه ی خانواده رها می شود تا فردیت و استقلال را احساس کند. گاهی در این زمینه زیاده روی کرده و به سر کشی می پردازد و علیه سلطه خانواده طغیان می کند.
تمسخر: اعتقاد نوجوان نسبت به آرمان اعضاء خانواده سست شده و به تمسخر آن می پردازد. لیکن این رفتار را به تدریج نشان می دهد، امّا با نزدیک شدن به مرحله ی کمال، از تندی و شدت این تعصب کاسته می شود.
رقابت: نوجوان برای اینکه منزلت و مقام خود را در بازی ، تحصیل و فعّالیّت ثابت و محکم کند با همسالانش به رقابت می پردازد (شعاری نژاد، 1374 :37 ).
2-1-9- تغییر رفتار اجتماعی در دختران نوجوان
رفتار اجتماعی دختران نوجوان در بسیاری موارد با پسران تفاوت دارد. که مهمترین مراحلی که دختران نوجوان در رشد اجتماعی خود از آغاز نوجوانی تابزرگسالی می پیمایند، عبارتند از:
مرحله اطاعت: این دوره پیش از نوجوانی آغاز و تا اوایل آن ادامه می یابد . مشخصات اساسی آن بدین قرار است که دختران تابع نظرات بزرگان خانواده و خویشاوندان می شوند و می خواهند با نشان دادن رفتار حیا و تظاهر به خجالت و کمرویی ، افراد خانواده و والدین خود را خوشنود سازند.
مرحله اضطراب و تشویش: این مرحله از اوایل نوجوانی تا پانزده سالگی ادامه می یابد و با اضطراب هیجانی و اختلال تعادل مشخص می شود. بدین معنا که دختر نوجوان در واکنش به انگیزه های ساده زیاده روی می کند، چنانکه نسبت به امور بسیار ساده و بی اهمّیت گاهی قهقهه می زند و گاهی به شدت عصبانی می شود. سپس یک نوع حالت یأس و غمگینی به خود می گیرد، یا در توجهّ و پرداختن به خود و ظاهر آرایی افراط می کند و سپس به تدریج به همان سیرت اولیه اش بر می گردد.
مرحله تقلید از پسران: این دوره در پانزده سالگی آغاز می شود و گاهی تا شانزده یا هفده سالگی ادامه می یابد. دختران نوجوان در این مرحله از حیث رفتار و روش گفتگو از پسران تقلید می کنند. همین رفتار ظاهراً عجیب دختران نظر بعضی از فلاسفه جدید و گروهی از روانکاوان را به خود جلب کرده است و آنان معتقد شده اند که زندگی به شکل عمومی خود، همواره به سوی نیرو و قدرت جریان دارد و مردانگی مظهر این قدرت است. از این رو، زن عصر جدید در بیشتر کارهایش از مردان تقلید می کند، صرف نظر از درستی و نادرستی این عقیده، امر مسلم و غیر قابل انکار این است که دختر نوجوان در رشد اجتماعی خود این مرحله را می پیماید و گاهی رشد او در همین دوره متوقف می شود در نتیجه، بعد از آن در طول زندگی روش و رفتار مردانه به خود می گیرد ( نجاتی، 1376 :40).
2-1-10- نشانه های فرد رشد یافته اجتماعی
انسانی که از نظر اجتماعی رشد یافته است به راحتی می تواند با استفاده از مهارتهای اجتماعی با دیگران رابطه برقرارکرده، زندگی کند و سازگاری داشته باشد. رشد اجتماعی مهم ترین جنبه ی شخصیّتی افراد است . هر قدر فرد سازگارتر و دارای روابط اجتماعی قوی تری باشد، می تواند از نظر شخصیتی و شغلی در زندگی اجتماعی موفق تر باشد.
از دیدگاه وایتزمن (1980) انسان رشد یافته ی اجتماعی دارای ویژگی های زیر است:
1- استقلال
یکی از نخستین نشانه های رشد اجتماعی، استقلال است که به معنای توانایی انجام کارها بدون کمک گرفتن از دیگران می باشد. استقلال یا آزادی نتیجه ی دو عامل است: نخست، احساس توانایی فرد در هدایت اعمال خود، یعنی عدم احتیاج به دیگران برای انجام کارها و دوم اعتمادی که خانواده ی فرد به او پیدا می کند که این هم باز به علت توانایی هایی است که از خود بروز می دهد. درآمد شخصی، داشتن حساب پس انداز شخصـی برای مواقع ضــروری، احساس استقــلال را تقویت کرده و آن را افزایش می دهد. استقلال در تصمیم گیری ها از مهم ترین ویژگی های انسان رشد یافته ی اجتماعی است.
2- پذیرش مسئولیت
یک انسان رشد یافته ی اجتماعی حتی اگر به آسانی بتواند از انجام کارها سرباز زند، باز هم چنین کاری را نکرده و از پذیرفتن مسئولیت استقبال خواهد کرد. در انجام این امر عواملی مانند: داشتن پشتکار و توانایی، کوشش مداوم و امیدواری بسیار تأثیر دارد.
3- میانه روی
مشخصه ی اصلی بلوغ اجتماعی میانه روی است . انسان رشد یافته ی اجتماعی لذّت ها و حتی کار خود را متعادل نگه می دارد. او هر چند بتواند ساعاتی از وقت خود را صرف تفریح و لذّت بردن بکند، اما هرگز چنین نمی کند و ساعات معینی را برای کارکردن و ساعاتی را برای تجدید قوا و تمدّد اعصاب خود در نظر می گیرد.
4- امیدواری و خوش بینی
برای بریدن از دنیای بدون مسئولیت و سبک بالی کودکی و ورود به مرحله ی بزرگسالی، که روز به روز هم نیاز به پذیرش مسئولیت های بیشتر دارد، واقعاً باید روحیه ای قوی داشت.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید