-بررسی نقش خرده‏آزمون واژگان شفاهی در مقیاس نظام درجه‏بندی مهارت‏های اجتماعی فرم والدین
-بررسی نقش خرده‏آزمون واژگان شفاهی در مقیاس نظام درجه‏بندی مهارت‏های اجتماعی معلمین

1-5فرضیه‎های تحقیق
-بین ابعاد مهارت‏های اجتماعی با ابعاد زبان بیانی رابطه وجود دارد.
-بین زبان بیانی و مهارت‏های اجتماعی معلم در زبان آموزی کودکان رابطه وجود دارد.
-بین زبان بیانی و مهارت‏های اجتماعی والدین در زبان آموزی کودکان رابطه وجود دارد.
-بین خرده‏آزمون واژگان شفاهی و مهارت‏های اجتماعی فرم والدین رابطه وجود دارد.
-بین خرده‏آزمون واژگان شفاهی و مهارت‏های اجتماعی معلمین رابطه وجود دارد.

6-1 تعاریف نظری متغیرها:
1-6-1 تعریف نظری مهارت های اجتماعی:
مهارت های اجتماعی عبارت است از توانایی برقراری روابط بین فردی با دیگران به نحوی که از نظر جامعه قابل قبول بوده و منطبق بر عرف جامعه باشد و در عین حال برای جامعه سودمند بوده و بهره ای دوجانبه داشته باشد. تحقیق و پژوهش های مختلف نشان داده اند هر چه ارتباط های اجتماعی سالم تر و بیشتری داشته باشید، از سلامت جسمی و روانی بالاتری برخوردار خواهید بود. به همین دلیل بسیار مهم است که در شروع زندگی بزرگسالی خود با این مهارت ها آشنا شده، آنها را تمرین و تکرار کرده و در صورت نیاز از دیگران و متخصصان مورت بگیرید (Madhavm & Grover, 1998).
2-6-1 تعریف عملیاتی مهارت های اجتماعی :
به نمره‎ای اشاره دارد که آزمودنی در مهارت‏های اجتماعی (social skill rating system: SSRS) به دست می‎آورد.
3-6-1 تعریف نظری زبان آموزی :
شامل توانایی کودک در درک و فهم اطلاعات دریافتی ازدیگران به صورت کلامی و نوشتاری است(Madhavm & Grover, 1998).
4-6-1 تعریف عملیاتی زبان آموزی :
به نمره‎ای اشاره دارد که آزمودنی در پرسشنامه(test of language development-TOLD-)  به دست می‎آورد.

فصل دوم

ادبیات وپیشینه تحقیق

الف – پیشینه نظری پژوهش :
مهارتهای اجتماعی
مهارت های اجتماعی عبارت است از توانایی برقراری روابط بین فردی با دیگران به نحوی که از نظر جامعه قابل قبول بوده و منطبق بر عرف جامعه باشد و در عین حال برای جامعه سودمند بوده و بهره ای دوجانبه داشته باشد. تحقیق و پژوهش های مختلف نشان داده اند هر چه ارتباط های اجتماعی سالم تر و بیشتری داشته باشید، از سلامت جسمی و روانی بالاتری برخوردار خواهید بود. به همین دلیل بسیار مهم است که در شروع زندگی بزرگسالی خود با این مهارت ها آشنا شده، آنها را تمرین و تکرار کرده و در صورت نیاز از دیگران و متخصصان مورت بگیرید.
برای آنکه مهارت های اجتماعی بهتری داشته باشید، بهتر است از اصول زیر استفاده کنید:
دیگران را دوست داشته باشید و این علاقه و توجه را نشان دهید.
همه انسان ها نیاز دارند بدانند مورد توجه و علاقه دیگران هستند. ممکن است بپرسید چگونه می توان این احساس را نشان داد؟ برای مثال موقعیتی را در نظر بگیرید که یکی از دوستان شما در کلاس حاضر نشده و کلاس بعدی هم همین طور. یک تماس تلفنی به آن دوست و بیان این موضوع که “در چند کلاس نیامدی، نگران شدم که نکند دچار مشکل شده ای، تماس گرفتم ببینم در چه حالی هستی”، نشان دهنده آن است که شما به حضور یا عدم حضور دوست خود توجه دارید و به وجود او اهمیت می دهید.
یا در شرایطی که دوست شما دچار مشکلی شده است، اینکه با او تماس بگیرید و از مشکلش پرس و جو کنید و از او بپرسید که “آیا کاری از دست شما بر می آید؟” و یا مواردی از این قبیل نشان دهنده آن است که شما به او توجه دارید.
در صورتی که هنگام ناراحتی و مشکلات به سراغ دوست خود نیایید، هنگامی که بدون دلیل در برنامه ای ای حاضر نمی شود به دنبال او نگردید و فقط اوقات خوشی و تفریح بخواهید با آنها باشید و یا مواقعی که خود مشکل دارید به دنبال آنها باشید، نشان دهنده آن است که شما مفهوم ارتباط انسانی را متوجه نشده و انسان ها را نه به خاطر خود آنها بلکه برای اینکه نیاز یا مشکلی را از شما برطرف کنند، دوست دارید و به جز خود به کسی دیگر اهمیتی نمی دهید.سعی کنید شنونده فعالی باشید.
یکی از عواملی که ارتباط سالم و سازنده ای ایجاد می کند، خوب گوش دادن است. شنیدن با گوش دادن فرق دارد، چرا که در گوش دادن:به طرف مقابل نگاه می کنید (میچلسون 1983 به نقل از کرامتی 1381).
کار دیگری در آن زمان انجام نمی دهید مثل خواندن روزنامه، شماره تلفن گرفتن، نوشیدن چیزی یا مواردی از این قبیل.توجه و تمرکز زیادی دارید.فعال هستید.سعی می کنید که بخوبی بفهمید و درک کنید.نشان می دهید که گوش می دهید مثل تکان دادن سر، گفتن کلماتی مثل آها، اوهوم.گوینده را تشویق به ادامه صحبت می کنید.
واکنش هایی مثل گوش ندادن به حرف های طرف مقابل، بی توجهی به حرف ها، پریدن میان حرف های طرف مقابل و نگاه نکردن به طرف مقابل معناهای بسیار زیادی دارد مانند بی احترامی، ارزش قائل نشدن به طرف مقابل، عدم تمایل به ادامه صحبت و مواردی از این قبیل. پس بسیاری از موارد جزئی یا ظاهرا بی اهمیت می تواند رابطه را بر هم بزند. در حالیکه توجه به همین نکات ظریف می تواند رابطه شما با دیگران را بهبود بخشد.در ارتباطات، خود را بالا نبرید.
افرادی که در ارتباطات خود سعی می کنند که به دیگران نشان دهند افراد متفاوتی هستند یا خود را بالاتر از دیگران می دانند، معمولا دچار مشکلات ارتباطی زیادی می شوند. مردم دوست ندارند با افرادی ارتباط داشته باشند که خود را بالاتر از دیگران می دانند. ممکن است شما از لحاظ عملکرد تحصیلی خود یا موقعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی والدینتان موقعیت بهتری نسبت به سایرین داشته باشید. ولی این دلیل نمی شود که شما به دیگران فخر بفروشید یا امتیاز خاصی نسبت به دیگران داشته باشید. اجازه دهید این دیگران باشند که ارزشمندی شخص شما و وجود شما را کشف می کنند. لازم به ذکر است که ارزشمندی انسان به وجود اوست نه مدرک، ثروت، هوش، زیبایی، مقام و موقعیت اجتماعی یا اقتصادی.در روابط، خود را پایین نیاورید (بوویند، 1991).
همیشه سعی کنید که برای خود ارزش و احترام قائل باشید. دیگران با شما به همان صورت برخورد خواهند کرد که شما در مورد خود صحبت می کنید. اگر در صحبت های خود نشان دهید که احساس حقارت یا بی ارزشی می کنید، دیگران نیز با شما به همین صورت برخورد می کنند. نکته مهم آنکه همه انسان ها با هر مرتبه  علمی، با هر درجه زیبایی و استعداد، با هر خانواده ای، با هر وضعیت اجتماعی و اقتصادی ارزشمند هستند. انسان به صرف آنکه انسان است، از حرمت، شان و ارزش خاصی برخوردار است.سعی نکنید خود را سانسور کنید.
در ارتباط و روابط خود، سعی کنید که بر اساس عقیده، نظر و سلیقه خود صحبت کنید. به یاد داشته باشید که انسان ها متفاوتند ولی این دلیل این نیست که یکی بالاتر یا پایین تر از دیگران است. بنابراین نظر و عقیده خود را بیان کنید. با این حال به یک نکته ظریف هم توجه داشته باشد و آن اینکه سانسور نکردن خود به این معنی نیست که همه مطالب زندگی و حتی همه رازهای خود را با همه کس در میان بگذارید. بلکه در میان گذاشتن رازها مختص افرادی است که امین، قابل اعتماد و شایسته اند.
در دوستی های خود، افراط و تفریط نکنید.رفتارهای غیر کلامی مناسبی داشته باشید.مردم تمایلی ندارند با افرادی ارتباط برقرار کنند که عبوس، بی توجه و بی اعتنا به دیگرانند. افرادی که حتی تماس چشمی با دیگران برقرار نمی کنند، به دیگران نگاه نمی کنند و یا نشانه ای از دوستی یا آشنایی نشان نمی دهند. بنابراین در ارتباط های خود حتی ارتباط های معمولی و عادی سعی کنید به دیگران نگاه کنید، گاه به تناسب مورد به آنها لبخند بزنید، با مردم افراد خود سلام و احوالپرسی کنید. بعبارت دیگر نشان دهید که آماده و علاقه مند به ارتباط هستید.به ظاهر و آراستگی خود توجه داشته باشید.
ظاهر و آراستگی شخص نقش مهمی در روابط و ارتباط دارد. هیچ کس دوست ندارد با کسی هم کلام شود که دهانش بوی بدی می دهد، نامرتب و بد لباس است. مهم نیست که لباس شما چگونه است. مهم این است که تا حد معمول و متعارف اجتماع مرتب، تمیز و آراسته باشید. حمام کردن، کوتاه کردن یا تمیز کردن ناخن ها، تمیز بودن لباس ها و بطور کلی نظافت شخصی چیزی است که از عهده یک دانشجوی معمولی برمی آید.گاه به گاه نظرات دگران را نسبت به خود بررسی کنید و در مورد آنها فکر کنید(بوویند، 1991).
برای آنکه از نظر دیگران نسبت به خود آگاه شوید، گاه به گاه از دوستان نزدیک و صمیمی خود و افرادی که آنها را قبول دارید در مورد نحوه رفتار و برخوردهای خود سوال کنید. از آنان بخواهید که صادقانه پاسخ دهند. چنین ارزیابی باعث می شود که شما رفتارهای خود را بصورت عینی و توسط یک فرد بدون تعصب و سو گیری ارزیابی کرده و اطلاعات بیشتری در مورد خود بدست آورید.تغییر دادن خود ساده نیست اما ممکن است.اطلاعاتی به شما می‌دهیم، به نمونه‌هایی اشاره می‌کنیم و آنگاه روشهایی را به شما معرفی می‌کنیم که با رعایت آنها امید آن است که احساس رضایت بیشتری از خود و زندگیتان داشته باشید. از آنجائی که بسیاری از رنجشها، اضطرابها و خشم‌های ما ناشی از روابطمان با دیگران است به نظر می‌رسد که آموزش مهارتهای اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز زندگی توام با رضایت باشد. طبق تحقیقات و مطالعات انجام شده، یکی از مسائلی که در مقطع ابتدایی و دیگر مقاطع از اهمیت زیادی بر خوردار است، داشتن مهارت اجتماعی دانش آموزان است.
مهارت اجتماعی به مجموعه رفتارهای فراگرفته قابل قبولی گفته می شود که فرد را قادر میسازد با دیگران رابطه موثر داشته و از عکس العمل های نا معقول اجتماعی خودداری کند. ( گرشام و الیوت 1984).
مهارت های اجتماعی، روشی برای بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان است. آموزش مهارت اجتماعی بر پایه این اصل قرار دارد که مشکلات کودکان در مهارت های اجتماعی  غالبا به این دلیل است که کودکان نمی دانند در موقعیت های اجتماعی چه کار کنند و می توان کودکان را برای غلبه برای این مشکلات آموزش داد. ( آموزش موثّر. روش تدریس کار آمد)ویلیام وآشر (1993) یک سه قسمتی پیشنهاد می کند؛
قسمت اول؛ به صحبت های مربی درباره ی تعامل بهتر با همسالان اختصاص دارد، هنگام انجام ای کار معلم باید بر آنچه کودک «باید» انجام بدهد متمرکز می شود نه بر آنچه نباید انجام بدهد.
قسمت دوم؛ شامل تکرار و تمرین با دیگران است.
قسمت سوم؛ دادن یک نقش مسئولیتی در کلاس به کودک به افزایش مقبولیتِ او در میان همسالان کمک می کند. (آموزش موثّر. روش تدریس کار آمد)همچنین رشد مهارت های اجتماعی کودکان با سبک فرزند پروری والدین مرتبط است. سبک های فرزند پروری والدین را میتوان در امتداد دو پیوستار تعریف کرد: صمیمیت (خونگرمی) یا پاسخ دهی از سو)ی والدین و کنترل یا سخت گیری از سوی والدین (بوویند، 1991).همچنین والدین میتوانند فرصت بازی را با همسالان برای کودک فراهم کنند و یا با کودکان خود بازی کرده و به رشد مهارت های لازم برای بازی با همسالان به فرزندشان کمک کنند. همچنین والدین می توانند فرصت بازی با همسالان به فرزندشان کمک کنند.
همچنین صحبت کردن با کودکان درباره ی روابط آن ها با همسالان باعث ارتقای مهارت های اجتماعی آنان می شود (لیرد  و همکاران). )آموزش موثر و تدریس کار آمد)در حال حاضر بسیاری از محققان اعتقاد دارند مهارت های اجتماعی آموختنی هستند، زیرا کودکانی که در محیط های نا مناسب و نا معقول دارند و قادر به برقراری هیچ ارتباط صحیح نمی باشند و باعث می شود فرد در بین دیگران محبوبیت نداشته باشند(میچلسون 1983 به نقل از کرامتی 1381).
اما می توان به علل و عوامل دیگری اشاره کرد که عبارتند از:
علل ارثی: که به همراه ژن و از طریق والدین به آن ها منتقل می شود.
علل زیستی: نقص عضو، اختلال بینایی و شنوایی و …
علل عاطفی: مانند احساس محرومیت از والدین.
علل روانی: وجود فشارهای درونی.
علل اجتماعی: مانند نا به سامانی، اختلاف و در گیری اعضای خانواده و …
علل تربیتی: عدم یا افراط تربیت، ناهماهنگی بین عاملان تربیت در خانواده و مدرسه و جامعه.

تعریف مهارت اجتماعی:
مجموعه توانمندی هایی است که موجب موفقیت در زندگی اجتماعی فرد می شود. هر فرد برای زندگی موفق در یک جامعه، علاوه بر مهارت های فردی به مهارت های دیگری نیاز داردکه از آن به نام مهرت های اجتماعی یاد می کنند.(کتاب آموزش و پرورش کودکان با نیاز های ویژه)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مهارت های اجتماعی، مجموعه رفتارهایی است اکتسابی که از طریق مشاهده، مدل سازی، تمرین و بازخورد آموخته می شود و دارای ویژگی های زیر است و رفتارهای کلامی و غیر کلامی را در بر می گیرند و اسخ های مناسب و مؤثر را در بر دارند، بیشتر جنبه تعاملی داشته، تقویت اجتماعی را به حداکثر می رسانند و بر اساس ویژگی ها و محیطی که فرد در آن واقع شده است، توسعه می یابند و از طریق آموزش رشد می کنند (میچلسون 1983 به نقل از کرامتی 1381).
بخش هایی از رفتار که از جهت آغاز و پایداری روابط مثبت با دیگران برای فرد مهم هستند. (کتاب آموزش و پرورش کودکان با نیاز های ویژه)
در تعریف مهارت اجتماعی، ویژگی های ذیل مورد قبول اکثر محققان است:
ارتباط فرد به فرد که شامل تبادل و تفسیر پیام هاست.
عوامل موقر در یادگیری رشد پیدا می کنند و علاوه بر شخصیت فرد تجارب گذشته و تعامل بین فردی او نیز در رسیدن به هدف موثر است.
به صورت کلامی (سخن، لغات یا جملات) و یا غیر کلامی (استفاده از چشم، تن صدا، بیان چهره ای و ژست ها) می باشد.
دانسته های کودک (رشد شناختی)
کودکان، بین سه تا چهار سالگی پی می برند که احساس و اندیشه، علتی برای رفتار هستند. این آگاهی ابزار قدرتمندی برای شناخت خود و دیگران و وسیله ای برای پیش-بینی، مهارت های تعامل اجتماعی با همسالان می شود.کودک در این دوره درباره ی خودش فکر می کند زبان او را قادر می سازد تا درباره ی خود فاعلی (تجربه ی ذهنی خودش از بودن) صحبت کند.
کودکان برای صحبت کردن درباره ی دنیای ذهنی خودشان به سرعت واژگان مربوطه را فرا می گیرند و آگاهی خودشان را از حالت های ذهنی اصلاح می کنند. آن ها پس از تثبیت خود فاعلی، بر خود مفعولی تمرکز می کنند که عبارت است از آگاهی و ارزیابی ویژگی های خود.پرورش خودپنداره (self-concept) را آغاز می کنند که مجموعه ی صفات، توانایی ها، نگرش ها و ارزش هایی است که فرد باور دارد او را توصیف می کنند. توانایی های فوق، برداشتن اولین گام در راه کنترل خشم را برای والدین امکان پذیر می کند.
گام نخست: از کودک درخواست شود احساساتش را بیان کند. حتی جملات پرسشی ابتدایی را خود والدین به زبان بیاورند: «آیا تو الان عصبانی هستی؟» به کودک توضیح داده شود که می خواهند مشکل او را برطرف کنند. به کودک خود اطمینان دهند آنان قدرت دارند مشکل او را هر چه که باشد برطرف کنند. این جمله ی جادویی که «چون تو ناراحت هستی من هم ناراحت هستم» به نوعی احترام و پذیرش عاطفی و روانی کودک است.
کودک سه و نیم ساله، خود را برحسب هیجان ها و نگرش های معمول توصیف می-کند.«وقتی با دوستم بازی می کنم خوش حالم» یا «دوست ندارم با بزرگ ترها باشم» این بدان معنی است که آن ها از ویژگی های روانی منحصر به فرد خودشان تا اندازه ای آگاهند. همچنین می توانند والدین را از آن چه موجب برانگیختگی خشم آن ها می شود، آگاه می-کنند.
گام دوم: از کودک درخواست شود تا دلیل خشم و این احساس بد را به زبان خودش بیان کند: «چه چیزی تو را عصبانی کرده است؟» جمله ی پرسشی جادویی است که راز خشم کودک را آشکار می کند. این پرسش می تواند به همراه این جمله بیاید: «مطمئن باش اگر بدانم چه چیز تو را ناراحت کرده، حتما آن مشکل را حل می کنم؟»در صورتی که خشم کودک ناشی از اهانت به عزت نفس او باشد (به این معنا که نتواند کاری انجام دهد یا خود را خوب ارزیابی نکند) والدین می بایست او را تسلی دهند، در عین حال موقعیت را به صورت معقول برای کودک ارزیابی کنند تا کودک احساس کند مورد حمایت و در امنیت است.
برداشت کودک به قدری به اموال و اعمال آن ها وابسته است که زمان زیادی را صرف دفاع از حقوق شان بر سر اشیاء می کنند. هر چه توصیف کودک از خودش قوی تر باشد، احساس مالکیت او بر اشیاء بیشتر است و آن ها را «مال خودم» می داند. این یافته ها نشان می-دهند که تلاش های اولیه برای تملک اشیا به جای این که علامت خودخواهی باشد، نشانه ی پرورش خودمداری (selfhood) است که در جهت روشن کردن مرزهای بین خود و دیگران صورت می گیرد.
درک عمیق خود در عین حال، به کودکان امکان می دهد تا برای اولین بار در بازی ها با دیگران همکاری کنند، مسائل ساده را حل کنند و نزاع ها و دعواها بر اشیاء را مرتفع نمایند. زمانی که بزرگترها سعی می کنند تعامل دوستانه را بین بچه ها ترغیب کنند، باید این دو توانایی را در نظر داشته باشند. برای مثال معلمان و والدین باید احساس مالکیت کودک را به عنوان نشانه ی ابراز وجود بپذیرند: «بله این اسباب بازی توست» و بعد به جای این که صرفا روی مشارکت و تقسیم کردن تاکید کنند، بکوشند سازش برقرار نمایند: «اما می-توانی آن را چند لحظه به کس دیگری بدهی؟»
رشد زبان و مکالمه
زبان کودکان بین دو تا شش ساله رشد حیرت انگیز و سرنوشت سازی دارد. دست اوردهای چشم گیر کودکان به همراه اشتباهات آن ها، نشان دهنده ی تسلط آن ها بر زبان بومی خود به شیوه ای فعال و قانون مدار است. کودکان در چهار سالگی، درباره ی روش های جامعه-پسندِ تنظیم کردن گفتارشان برای مناسبت داشتن با سن، جنسیت و مرتبه ی اجتماعی شنوندگان شان، اطلاعات زیادی دارند. کودکان آمادگی دریافت اطلاعات در خصوص آداب معاشرت گفتاری با دیگران را دارند.
برای مثال اگر در مهمانی با مشکل مواجه شدند قبل از جیغ و فریاد کشیدن چگونه مشکل خود را بازگو کنند و درخواست کمک نمایند. در پژوهشی که توسط «آندرسون» در سال 1984 انجام شد این نتیجه به دست آمد:«کودکان چهار تا هفت ساله، هنگام نمایش دادن نقش های مختلف با عروسک های خیمه-شب بازی، در صورتی که نقش های عالی مرتبه و «مردانه» مانند دکتر، معلم و پدر را داشته باشند، بیشتر دستور می دهند. در مقابل، وقتی که نقش های پایین مرتبه و «زنانه» مانند بیمار، دانش آموز و مادر را به نمایش می گذارند، مودبانه تر حرف می زنند و به طور غیرمستقیم درخواست می کنند.»
بنابراین با ترتیب دادن نمایش های خانگی مثل عروسک بازی و یا بازی با خود کودک، به او کمک کنید تا جملات و موقعیت هایی که کودک باید در مهمانی رعایت کند (مثل کنترل خود، جیغ نکشیدن و درخواست کمک کردن) را در منزل با والدین خود بازی کند.
ابتکار در برابر گناه (رشد روانی – اجتماعی).
ابتکار در برابر گناه یک نیاز روان شناختی است که می بایست پرورش یابد. عدم پاسخ گویی به این نیاز منجر به عدم تامین این نیاز می شود. برآورده نشدن نیازهای روان شناختی (مانند نیازهای فیزیولوژیکی) صدمات جبران ناپذیری را به کودک برای رشد روانی – اجتماعی وارد می سازد.«اریکسون» (1950) این دوره از رشد را «دوره ی شکفتن عمیق» نامید. وقتی کودکان از درک خودمختاری و احساس امنیت در مورد جدا شدن از والدین برخوردار می شوند، نسبت به دوره ی قبلی رشد، آرمیده تر و سازگارتر می شوند و انرژی آن ها برای حل کردن تعارض روانی سال های پیش از دبستان آزاد می شود.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید